دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک
طراحی سایت فروشگاهی فروشگاه آنلاین راهاندازی کسبوکار آنلاین طراحی فروشگاه اینترنتی وبسایت
بهترین دکتر پروتز سینه در تهران
جاهای دیدنی قشم در شب که نباید از دست بدهید
سیگنال سهام چیست؟ مزایا و معایب استفاده از سیگنال خرید و فروش سهم
کاغذ دیواری از کجا بخرم؟ راهنمای جامع خرید کاغذ دیواری با کیفیت و قیمت مناسب
بهترین ماساژورهای برقی برای دیسک کمر در بازار ایران
بهترین ماساژورهای برقی برای دیسک کمر در بازار ایران
آفریقای جنوبی چگونه کشوری است؟
بهترین فروشگاه اینترنتی خرید کتاب زبان آلمانی: پیک زبان
با این روش ساده، فروش خود را چند برابر کنید (تستشده و 100٪ عملی)
سفر به بالی؛ جزیرهای که هرگز فراموش نخواهید کرد!
از بلیط تا تماشا؛ همه چیز درباره جشنواره فجر 1403
خصوصیات نگین و سنگ های قیمتی از نگاه اسلام
مطالب سایت سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون
تعداد کل بازدیدها :
1862301667


دانش - 12 هزار ميليارد ريال خسارت ايران به طبيعت جهان
واضح آرشیو وب فارسی:همشهری: دانش - 12 هزار ميليارد ريال خسارت ايران به طبيعت جهان
.jpg)
دانش - 12 هزار ميليارد ريال خسارت ايران به طبيعت جهان
مژگان جمشيدي: شايد اين پرسش براي بسياري از ما پيش آمده باشد كه اصلا چرا بايد نابودي محيط زيست و انقراض گونهها براي ما مهم باشد؟ چه تفاوت ميكند اگر يوز ايران هم مانند شير و ببر ايران منقرض شود و يا اصلا نيمي از گونههاي گياهي و جانوري از روي صحنه زمين محو شود؟
ادوارد ويلسون كه يكي از برجستهترين زيستشناسان جهان و رئيس بخش حشرهشناسي موزه جانورشناسي دانشگاه هاروارد است، در پاسخ به اين پرسشها ميگويد: با نابودي تنوع زيستي، سرچشمههاي جديد اطلاعات خواهد خشكيد، ثروتهاي بالقوه زيست شناختي بزرگي منهدم ميشود، داروها، محصولات كشاورزي و پزشكي، چوپ، الياف و خمير، گياهان حفاظتكننده خاك، جايگزينهاي نفت و ساير محصولات و امكاناتي كه هنوز در راه است براي هميشه منتفي خواهد شد. او ميگويد: «ثروتهاي هر كشور سه دسته هستند؛ ثروتهاي مادي، فرهنگي و زيست شناختي» و متاسفانه اين آخري هنوز در ايران جدي گرفته نشده است در حالي كه همين ثروتهاي زيستشناختي منبع عظيمي از ثروتهاي مادي به شكل دارو، غذا و ساير مايحتاج مادي و روحي است كه هنوز به خدمت بشر گرفته نشده است.
آيا بهراستي ما فكر ميكرديم كه روزي يك شبپره گمنام آمريكاي لاتين بتواند مراتع استراليا را از بلاي رشد بيش از حد كاكتوس نجات دهد؟ آيا فكر ميكرديم كه گياه پريوش قرمز كه مشابه آن را در همين ارتفاعات دربند خودمان در تهران داريم، بتواند امكان درمان برخي از انواع سرطانها بهويژه سرطان خون كودكان را فراهم كند و يا بزاق زالو بتواند مشكل لختگي خون را در حين عمل جراحي حل كند و يا درخت سرخدار بتواند اميد قربانيان به سرطان سينه و تخمدان را در زنان تقويت كند؟
جالب است همين درخت سرخدار كه امروز هر قطره از شيره آن ميتواند ميليونها تومان ارزش اقتصادي داشته باشد، در طرح پروژه آزادراه تهران - شمال قرار است به زودي نابود شود در حالي كه دنيا به ارزش آن پي برده اما ما همچنان در اين خواب و خياليم كه ارزش اين جاده و اين سد و معدن از بسياري از عناصر طبيعي كشورمان بيشتر است! پس ميراث طبيعي چيزي نيست جز همه گياهان و جانوران، تالابها و درياچهها و رودخانهها، جنگلها و مراتع و حتي بيابانها. ميراث طبيعي يعني همين پاركهاي ملي و مناطق حفاظت شده. اينها بخشي از ميراث طبيعي كشور ما را تشكيل ميدهند كه ميبايست در رديف زبان و فرهنگمان آن را ارج نهيم. اما متاسفانه روند توسعه امروز در كشور ما به گونهاي است كه كمتر شانسي براي بقاي طبيعت و منابع زنده و ارزشهاي بيشمار آن باقي گذاشته است.
شايد براي خيل علاقهمنداني كه هفته گذشته در همايش «گزارش يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران» شركت كرده بودند بيان همين مثال كوچك كافي بود تا ضرورت حفظ ميراث طبيعي را همچون ميراث فرهنگي و معنوي (كه متاسفانه روند تخريب آنها نيز چيزي كم از ميراث طبيعي ندارد) يادآور شويم. اين همايش كه توسط انجمن يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران برگزار شد، فرصتي بود تا جمعي از متخصصان و پژوهشگران و روزنامهنگاران در حوزه ميراث فرهنگي و محيط زيست به ارائه گزارش از تخريب ميراث طبيعي و فرهنگي ايران بپردازند.
با اينكه ذهن اغلب شركتكنندگان عمدتا متوجه تخريب كتيبه خارك و نابودي ميراث فرهنگي در چهارگوشه ايران بود اما حضور فاطمه ظفرنژاد، كارشناس محيطزيست و پژوهشگر در حوزه آب و نيز مسعود باقرزاده كريمي، مدرس دانشگاه و كارشناس در امور تالابها شرايطي را فراهم كرد تا دريابيم آنچه امروز به بهانه طرحهاي توسعه بر سر طبيعتمان ميآوريم چيزي كم از يك مصيبت و يك فاجعه در ابعاد ملي ندارد. در اين ميان نقش نگارنده نيز چيزي نبود جز تشريح ميراث طبيعي؛ ارائه گزارشي از شاخصهاي توسعهيافتگي كشورهاي جهان بر مبناي گسترش شبكه مناطق حفاظت شده و نيز گزارشي از تخريبهاي صورت گرفته كه تصاوير موجود از پاركهاي ملي و برخي مناطق حفاظت شده ايران تا حدي توانست تاثير دخالتهاي غيركارشناسي مجريان عملگراي توسعه را در نابودي اين مناطق نشان دهد.
سدها در قتلعام قناتها غوغا كردهاند
«سدها ساخته شدند تا كاري را انجام دهند كه قناتهاي بيادعا آن را به انجام ميرساندند. قناتها، زمينها را آبياري ميكردند بدون اينكه آبي را در برابر خورشيد تبخير كنند اما سدها آب را تبخير ميكنند، ... سدها در قتلعام قناتهاي ايران غوغا كردهاند». فاطمه ظفر نژاد، كارشناس محيط زيست و پژوهشگر در امور آب كه سالهاست پژوهشهاي خود را حول اثرات مخرب زيستمحيطي سدها متمركز كرده، با اين مقدمه مقاله خود را تحت عنوان «قنات، ميراث ٣٠٠٠ ساله و ديگر جايگزينهاي سدسازي» در همايش يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ارائه داد. او با بياناينكه بسياري از سدهاي ما روي مادرچاه قناتها ساخته شدهاند، با توجه به پيشينه قناتها و باتوجه بهاينكه ايران سرزميني گرم و خشك است، خاطرنشان كرد: «قناتها در ايران، مقدس بودهاند و با آيينها و آداب اين مردم درآميختهاند. چگونه آنچه را كه چنين باارزش است نابود كرديم و كمر به نابودي باقي آن داريم». وي در سخنانش خواستار آن شد كه «قناتها بهعنوان ميراثي جهاني ثبت شوند و مسووليت آنها به كساني واگذار شود كه پاسخگو باشند؛ سياههاي از قناتها تهيه شود و قناتهاي ويرانشده، بازسازي شوند حتي اگر به بهاي گزاف جمع كردن سدها تمام شود.»
وي به نقل از «مككالين»، نويسنده كتاب رودهاي خاموش گفت: «از 3000 سال پيش نزديك به 4000 قنات در ايران احداث شده كه نزديك بهنيمي از آنها تا دهه 40 در دست بهرهبرداري بودند و سهچهارم كل نياز آب ايران از قناتها تامين ميشد. قناتها تنها با آهنگي از آبخوان آب برميدارند كه بتوانند تجديد شوند، در حالي كه موتور تلمبهها تخليه آبخوان را تا آنجا ادامه ميدهند كه سطح آب زيرزميني پايين ميافتد و با پديدههاي زيستمحيطي بسيار خطرناك از جمله افت زمين روبهرو ميشويم. سدها در از ميان بردن قناتهاي ايران سهم موثري داشتهاند». وي افزون بر قناتها، ديگر جايگزينهاي سد را چنين عنوان كرد: «گردآوري و دپوي باران بهكمك آببندانها، بهرهگيري از آبشيرينكنها، افزايش كاربرد هر متر مكعب آب، بازچرخاني و بازكاربرد آب، بازيافت زهاب كشاورزي، برنامهريزي براي كاهش مصرف، برنامهريزي براي كاهش هدررفت و... ». به گفته او با برنامهريزي براي «كاهش هدررفت» و «كاهش مصرف» ميتوانيم ميلياردها متر مكعب آب را بازيابي كنيم. وي ميزان هدررفت آب در شبكه شهري را تا پيش از رسيدن به مصرفكننده ٥٠درصد و در شبكه كشاورزي ٧٠درصد اعلام كرد و گفت: «اگر تنها بخشي از هزينهاي كه براي سدها انجام ميشود در زمينه پژوهش و برنامهريزي براي چگونگي مصرف بهينه صرف ميشد، امروز ديگر نيازي به ساخت سد نداشتيم».
به گفته ظفرنژاد، پژوهشها نشان ميدهد ميانگين گردش آب صنعتي در ژاپن ٢٥ بار است ولي در ايران هنوز بازچرخاني و بازكاربرد آب صورت نگرفته است در حاليكه با بهرهگيري از اينروش نهتنها مصرف آب كم ميشود بلكه آلودگي چاهها و فاضلابها نيز تا ميزان بسياري كاهش مييابد. به اعتقاد او از ديگر جايگزينهايي كه بهجاي سدها ميتوان از آنها بهره گرفت، آبشيرينكنها هستند كه هماكنون تمام كشورهاي ساحلي خليجفارس از همين آبشيرينكنها بهره ميبرند و به كمك آن تمام نيازهاي كشاورزي و صنعتي خود را برآورده ميسازند. بهگفته ظفرنژاد قيمت تمامشده آبشيرينكنها از هر سدي كمتر است بهويژه اينكه ما ميتوانيم از تجربه كشورهاي ساحلي خليج فارس نيز بهره ببريم.
جايگزين ديگري كه اين كارشناس درباره آن سخن گفت، آببندانها بودند كه به باور وي آنچنان زيبا و انديشمندانه به دست ساكنان اين سرزمين بنا شدهاند كه طبيعت به آن حسادت ميكند؛ آببندانهايي كه پيشينهاي ٦٠٠٠ ساله در ايران بهويژه در استانهاي گيلان و مازندران دارند ولي هنوز بهعنوان ميراث فرهنگي و طبيعي ايران ثبت نشدهاند و سياههاي از شمار آنها در دست نيست.
الگوي ايران در سدسازي، آمريكاست
فاطمه ظفر نژاد همچنين در ادامه افزود: «الگوي سدسازي ايران هميشه آمريكا بوده در حالي كه آمريكا از دهه ٧٠ ميلادي ديگر سدي نساخته؛ چرا كه به اين نتيجه رسيدهاند كه ساخت سدهاي بزرگ، ناپايداري بزرگي در آبخيزها ايجاد ميكند. بر پايه آمارهاي رسمي، آمريكا از سال ١٩٩٠ ميلادي، سدهاي بسياري را با هزينههاي گزاف جمع كرده تا اكوسيستمهاي تالابي و رودخانهاي پايين دست را بهحال نخستين بازگرداند كه البته تا بازگشت به حال اول، فاصله بسيار است. با وجود اين ما در ايران همچنان در حال سدسازي هستيم؛ سدهايي كه جز تخريب سامانههاي پايدار ملي آب همچون قناتها و آببندانها، تبخير ٥ميليارد متر مكعب از آب تجديدپذير كشور، نابودي زيستگاههاي رودخانهاي و گونهها، سرنوشت ناخوشايند جوامع بومي مخزن همه سدها، حذف ميراثفرهنگي- ميراث طبيعي ديداري همه سدها، توهم توسعه و فراواني آب، تخريب پيكرههاي آبي همچون پريشان، بختگان، اروميه و ... ، تخريب تالابها همچون چغاخور، تالاب جازموريان، گاوخوني و ...، تخريب جنگلها در پروژههايي چون سد البرز، منگل، چالوس، شفارود، مهرويه، گلستان، كردستان و تخريب سيلابدشتها، دستاوردي نداشته است.»
وي ديگر دستاوردهاي سدسازي در ايران را چنين ارزيابي ميكند: «سدهاي خالي (به طوريكه بيش از 60درصد ظرفيت سدهاي كشور خالي است)، سدهاي مواجه با فرار آب (مانند سدلار، سدآبشينه، سدكرخه و ...)، سدهاي بدون كاربرد (مثل سد حنا، سدهاي كشاورزي و ...)، سدهاي برقابي، ساختوساز شتابزده و نبود مطالعات جامع آبخيزها، تخصيص ناموثر منابع ملي در تصميمگيريهاي غير شفاف، تغيير كيفيت و كميت آب، تغييرات در پاييندست، نبود بررسيهاي عميق درباره حقابهها، حذف فيزيكي رودخانه... و انجام نشدن ارزيابي تطبيقي حتي براي يك سد!» به گفته ظفرنژاد هم اكنون ١٠٠ سد در دست بهرهبرداري، ٢٠٠ سد در دست ساخت و چندين برابر اينها، سد در دست پژوهش داريم بدون اينكه بررسي تطبيقي انجام دهيم و ببينيم آيا با سدهايي كه ساختهايم به اهدافي كه ميخواستيم، رسيدهايم يا فقط ميراث طبيعي و محيط زيستمان را قرباني كردهايم.
ايرانيها سه برابر توليد، مصرف ميكنند
مسعو باقر زاده كريمي، كارشناس ارشد دفتر تالابهاي سازمان محيط زيست، از ديگر سخنرانان اين همايش بود. به گفته او «برپايه شاخصهاي جهاني، دانشمندان برآورد كردهاند كه كره زمين بهازاي هر نفر تنها ميتواند ٨/١ هكتار توليد ماده زنده كند در حاليكه هماكنون هر نفر به ميزان ٢/٢ هكتار مصرف ميكند و اين به معناي اضافهبار و فشار بر اكوسيستم است.»
باقرزاده كريمي با بيان اينكه اين فشار اضافه، نابودي خاك، هوا، جنگل، منابع آب و... را در پي دارد، گفت: « بنابراين با تكيه بر اين شاخص و با توجه به اين آمار، ميتوان اينگونه نتيجه گرفت كه با توجه به اينكه هر آمريكايي تا 8 هكتار مصرف ميكند پس جمعيت آمريكا از چين بيشتر است چون اثر مصرفي آمريكاييها روي كره زمين بيشتر است.» وي كه در اين همايش پيرامون جايگاه ميراث طبيعي در روند توسعه كشور سخن ميگفت، با اشاره به اينكه با كمك اين شاخص، ميزان مصرف هر شهروند ايراني، ٤/٢ هكتار برآورد شده است در حالي كه ميزان توليد ماده زنده اين سرزمين ٨/٠ هكتار است، گفت: «ايرانيها سهبرابر توليد، مصرف ميكنند، بدون اينكه به اين مطلب توجه داشته باشند كه توليد ماده زنده در كشور ما اندك و كم است. » به گفته اين كارشناس تالابها، آلودگي زياد و تغيير كاربري نادرست سرزمين از عوارض اين مصرف بيرويه است.
وي همچنين با انتقاد از بيتوجهي مسوولان به تالابها و منابع ملي كشور، در دنياي امروز ارزش هر هكتار تالاب را تا 20هزار دلار برآورد كردهاند اين در حالي است كه در ايران اين رقم تنها 4500دلار برآورد شده است. بنابراين جستوجو كرديم تا در يابيم چرا ارزش هر هكتار تالاب در ايران بسيار كمتر از متوسط دنياست و به گفته او متاسفانه در ايران ارزش تالابها را تنها در ميزان آبي كه ميتوان از آن استفاده كرد و يا ميزان علوفهاي كه توليد ميشود، لحاظ ميكنند در حالي كه در كشورهاي پيشرفته ارزش اين اكوسيستمها را در بيماردرماني، ريلكسيشن، استفادههاي معنوي و تاريخي و بسياري از موارد ديگر كه اصلا ما در ايران به آن توجهي نداريم هم لحاظ ميكنند و اينجاست كه چنين تفاوت آشكاري در ارزشگذاري اقتصادي تالابها بين ايران و جهان ايجاد ميشود.
تب پالايشگاهسازي در شمال
وي موج گردشگري را يكي ديگر از دلايل تخريب تالابها و زيستگاههاي طبيعي معرفي كرد و گفت: متاسفانه هر زمان تب يك صنعت در كشور فراگير ميشود زماني تب گردشگري همه را فرا ميگيرد و زماني ديگر تب پتروشيمي و امروز تب پالايشگاه در استانهاي شمالي فراگير شده است به طوريكه در همين چند روز گذشته چندين مورد درخواست احداث پالايشگاه توسط افراد مختلف در استان مازندران داشتيم و در يك مورد كه درخواست احداث در كنار تالاب ميانكاله را داشتند متاسفانه فرد متقاضي كه به سازمان آمده بود حتي نام ميانكاله را هم نميدانست حال آنكه ميانكاله داراي سه عنوان ثبت شده بينالمللي و يكي از مهمترين تالابهاي ايران و منطقه است و پالايشگاه در همسايگي آن ميتواند اين تالاب را در آينده با بحران مواجه سازد.
باقرزاده كريمي با بيان اينكه هر ملتي بهاندازه دانش و آگاهياش از جهان بهرهمند ميشود، به جدولي اشاره كرد كه بانك جهاني در سال ٢٠٠٢ ميلادي اعلام كرد: «بر پايه اين گزارش در سال ٢٠٠٢، ما نهتنها به محيط زيست كشور خودمان ٦٧ هزار ميليارد ريال خسارت زدهايم بلكه زياني برابر با ١٢هزار ميليارد ريال به محيط زيست جهان وارد كردهايم. » وي همچنين به افت شاخصهاي زيستمحيطي ايران اشاره كرد و گفت: همانگونه كه EPI نشان داده است، ايران نسبت به سال ٢٠٠٦ ميلادي، ١٤ پله در شاخصهاي محيطزيستي افت داشته است. باقرزاده كريمي گفت: «ما بايد توقعات عموم را از حفظ تنوع زيستي بالا ببريم، بايد انتظاراتمان را از دستاندركاران حفاظت هم بالا ببريم تا اندك باقيماندههاي طبيعتمان بيش از اين دستخوش تخريب و نابودي نشود». اين كارشناس در بخشي از سخنانش به برنامه 100دساله يك NGO ژاپني براي احياي يك تالاب اشاره كرد كه در آن از پيرمرد ٧٠ ساله تا كودك ٧ ساله حضور داشتهاند. به باور كريمي، چنين حضور و برنامهاي نشان ميدهد كه اين مردم ميخواهند سرنوشت خود را با آينده گره بزنند و به ارزشهاي طبيعي خود پي بردهاند در حاليكه ما غافليم.
باقرزاده كريمي، نبود هماهنگي ميان دستگاههاي دولتي را از جمله علل تخريب بيشتر تالابها در كشور دانست. وي در پايان ضمن ارائه آماري مستند از تخريب تالابها و حيات وحش، عكسهايي نشان داد كه بيانگر بيتعهدي و بيتوجهي به طبيعت ايران بود و نمونههايي از ويراني خودخواسته و تعمدي و البته بدون پژوهش و در نظرگيري عواقب را نشان ميداد.
شنبه 8 تير 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
-