واضح آرشیو وب فارسی:حيات نو: نگاهى به وضعيت بيماران مبتلا بهHIV در تهراناينجا زمان روى ساعتىخاص متوقف شده است
عكس:رامين تقى زاده توسي
مژگان عياري-زمان بر هفت و چهل دقيقه ديوار شب يا روز، متوقف شده است.خانه آنها اتاقى 30 مترى است و على حدودا 38 سال دارد ورزشكار ورزش باستانى بوده و هفت سال است بهHIV مبتلاست. يك سال پيش با اكرم 14 ساله كه حامله بوده ازدواج مىكند. على را درDIC هنگامىكه براى گرفتن متادون ايستاده، سرحالتر از بقيه پيدا مىكنيم. چهار سال هروئين و سه سال كراك مصرف كرده و بيكار است.كسى به او كار نمىدهد و به سختى مخارج زن و بچهاش را درمىآورد. خانواده و خويشاوندان، همسايهها و دوستان او را طرد كرده و در يك خانه قديمى كه تشكيل شده از اتاقكهايى اجارهاى زندگى مىكنند. بين راه بستنى موزى يخزده مهمانمان مىكند و مىگويد عاشق بستنى است. در مجتمعى با بيش از 10 خانواده زندگى مىكنند. زنها و بچهها در حوضچه وسط حياط ظرف مىشويند و بازى مىكنند.
مردان مجرد و متاهل ساكن در اين مجتمع معتاد هستندوشغلشان كاسب موادمخدر، دستفروشهاى جزو، حمال يا كارگر ساده و شاگرد شوفر اتوبوسها و كاميونها كه البته خوششانسترينها هستند.
در خانه على و اكرم كترى روى گاز مىجوشد و بساط اعتياد در هر گوشه به چشم مىخورد. تلويزيون كوچك روى كانالهاى فارسى ماهواره براى خودش روشن است و اكرم كنار بچهاش نشسته است. اكرم دخترى تاجيك است كه شوهرش وقتى حامله بوده مىميرد و على او را به عقد خود درمىآورد.
اكرم مىگويد كه عاشق على است و بيمارى و طرد همه خانواده و دوستان آنها را و حتى حرفهاى مردم در برابر علاقهاش به على هيچ است.
مىگويد على براى بچهاش پدر خوبى است.
درباره رابطهاش با على مىپرسم مىگويد همه چيز را رعايت مىكنيم. على تمام مدت لبخند مىزند.
درDIC به زنى برمىخوريم كه نامش نيره است. و مبتلا به.HIV زندگى خودش و شوهرش را تامين مىكند. هر دو معتاد به كراك هستند ويك سال است كه به مراكزDIC مىآيد براى گرفتن متادون اول و نشئگى حاصل از آن تمام تلاشش را مىكند.
بارها امدادگران در اين مراكز به دليل ادامه دادن به اعتياد و تخطى از برنامههاى كاهش آسيب، او را ارائه خدمات تحريم كرده و باز نپذيرفتهاند. خانه او نيز كنار در اتاقهايى است كه هر كدامشان به گفته نيره به يك بدبخت اجاره داده شده، همه از توالت و حمام مشترك استفاده مىكنند، سرويسى كه بيشتر شبيه اسطبل حيوانات است. 20 سال است كه شغلش اين است و اعتياد او را نابود كرده و چند سال است كهHIV دارد.
اتاقى كه محل زندگىاش است يك زيرزمين مرطوب بدون روشنايى و پر از حشرات است. از روزهاى خوب زندگى زمانى كه با شوهر اولش زندگى مىكرده و سفر به تركيهشان حرف مىزند و عكسها را نشانم مىدهد. مىگويد شوهرم ولم كرد و رفت سراغ يك زن ديگر. من عاشقش بودم.
اكبر عراقى پيرمردى است كه ساعت ديوار خانه او نيز روى شش متوقف شده است. در فضاى خالى زير پلهها، اتاقك يك متر در يك مترى زندگى مىكند چيزى شبيه لانه مرغ يا يه سگ گردن كلفت. حتى نمىتواند در خانهاش بايستد يا پايش را دراز كند و شبها در خود خميده مىخوابد. 10 سال است بهHIV مبتلااست. معتاد به شيشه و كراك است سالها هروئين مصرف كرده، زندان رفته، بيكار است. مىگويد: اين خانه من است. من بيماريم هيچ وقت هيچ كس را نداشتهام.
پس از آنكه بهHIV مبتلا شدم مدام مجبور شدم جايم را عوض كنم. اما اينجا راحتم در اين اتاقها مردانى زندگى مىكنم كه آنقدر بدبختاند كهHIV برايشان جنايت و بدبختيHIV به چشم نمىآيد.
گربه قهوهاى رد مىشود و پلهها را مىگيرد مىرود بالا. اكبر مىگويد: گربه درويش است اينجا همه دور هم جمع مىشويم و حرف مىزنيم گربه هم حرف مىزند.
سيد در اتاق كنارى را باز مىكند ما را دعوت مىكند به داخل. به يك فنجان چاى دعوتمان مىكند. او هم مبتلاست، او هم معتاد است. درDIC به درويشى برمىخوريم كه خراتى مىكند و در اتاقهاى بالاى راهپلههاى اكبر عراقى زندگى مىكند. با من حرف نمىزند وكنار باقى افرادى كه باDIC آمدهاند براى گرفتن متادون در حيات نشسته. درباره اعتيادش مىگويد: اينا دوا (هروئين) مىزنند كه گم شدند اما من مصرف مىكنم تا خودمو پيدا كنم.حكايتى را تعريف مىكند: پشت سه شيخ حرف مىزدند. كسى به شيخ مىگويد يا شيخ پشت سرت حرف مىزنند. شيخ توجه نمىكند. مرد بارها حرفش را تكرار مىكند. شيخ نهايتا مىگويد: پشت سر من حرف نمىزنند چون من به كسى خوبى نكردهام كه پشت سرم حرف بزنند و همه مىخندند.
ايدز طاعونى خزنده اما پنهان است
ايدز يك مشكل اجتماعى فرهنگى است و بيماران مبتلا بىنهايت آسيبپذيرند. به علت پيشداورى و ترس از سرايت بيماري، اين بيماران در مورد انتخاب مسكن، شغل، مراقبتهاى بهداشتى و حمايت عمومىمورد تبعيض قرار مىگيرند. رفتارهاى نامناسب و تحقيرآميز، موجب انزواى بيمار گشته، فرصت آموزش را از وى مىگيرد. وحشت مرگ، وحشت طرد و تنهايي، وحشت انگ اجتماعي، اخراج كارگران مبتلا و بد نامىاز طرف دوستان، آشنايان و خانواده، سبب مىشود آنهايى كه آلودهاند وضعيت خود را تا جايى كه مقدور است مخفى نگه دارند.
اين خود موجب گسترش آلودگى است. در ايران 80 تا 90 درصد مبتلايان به عفونت يا از خدمات مراقبتى برخوردار نيستند يا به خاطر فرار از سرزنش جامعه حاضر به مطرح كردن بيمارى و باالطبع استفاده از خدمات مراقبتى نيستند.در ايران طبق اطلاعات موجود مبتلايان به ايدز تا پيش از دهه 60 بيشتر در اثر تزريق خونهاى وارداتى آلوده و مبتلا شدهاند و در دهه 70 استفاده از سرنگهاى مشترك در ميان معتادان تزريقى و روابط جنسى بىبندر و بار بدون استفاده از كاندوم عامل ابتدا به ايدز بوده است.به گفته كارشناسان بيشترين آمار ايدز در ايران موج دوم اين بيمارى است كه از سال 65 آغاز شده است. راه انتقال ويروس در اين موج اعتياد تزريقى و استفاده از سرنگ مشترك است. براساس آمار 70 درصد مبتلايان را معتادان تزريقى تشكيل مىدهند كه البته انتقال از طريق اعتياد تزريقى آسان نيست.
اعتياد تزريقى امرى است پرهزينه و آلوده شدن به ايدز، رفتارهاى پرخطر و ناهنجارىهاى اجتماعي، بزهكاري، رفتارهاى جنسى مشكوك و ناسالم، آلودگى به بيمارىهاى عفونى شديد و نادر، فقر را به دنبال دارد.
معتادان تزريقى جزو گروههاى پرخطر محسوب مىشوند و كنترل آنها سخت است. گرايش به رفتارهاى جنسى در آنها زياد است و همسران معتادان تزريقى شديدا در معرض آلودگى هستند. اغلب آنها از فقر و نابسامانىهاى شديد اقتصادى و معيشتى رنج مىبرند. پنهانكارى در اعتياد تزريقى معضل مهمى است و آمار واقعى معتادان تزريقى ايران بسيار فراتر از آمارهاى رسمى است.به كارگيرى گروههاى همسان و راهاندازى مراكز Dic (درمانگذارى اعتياد) راهكارهاى دستيابى به افراد سخت در دسترس است. گروههاى همسان به علت داشتن وجوه مشترك توان برقرارى ارتباط راحتتر با افراد سخت در دسترس را دارند و مىتوانند آموزشهاى لازم را به آنها انتقال دهند همچنين با راهاندازى مراكزDIC و ترغيب معتادان تزريقى به بهرهگيرى رايگان از خدمات بهداشتى به طور قطع شناسايى اين افراد نيز بيشتر امكان پذير مىشود. در حال حاضر تنها چند مركزDIC فعال وجود دارد.گزارش حاضر نگاهى است به مردان و زنانى كه مركز بهDIC 5 كه توسط انجمنHIV ايران كه يكNGO است مراجعه و خدمات دريافت مىدارند. اين مراكز طى چندين سال اخير در زمينه كاهش آسيبدر جنوب شهر تهران فعاليت مىكنند.4 مركز پرديس مهر كه مخصوص زنان است در خيابان شوش، ايراس 1 و 3 در دروازه غار و ايراس 2 در خزانه در جنوب شهر تهران جزو فعالترينDIC هاى كاهش آسيب در تهران است كه از سال 1384 تا به امروز تاسيس و فعاليت مىكنند.پرديس مهر مركز خاص نگهدارى بيش از 170 زن درگير اعتياد وHIV است در ساير مراكز نيز روزانه بيش از 60 زن، از خدمات كاهش آسيب بهرهمند مىشوند.
رئيس انجمن ايدز ايران:
مراكز DIC در ايران استاندارد نيست
دكتر شاعرى گفت: در مراكز DIC (درمانگذارى اعتياد) ايران هيچ اثرى از استانداردهاى جهانى كاهش آسيب نيست.
به گفته وى بايدDIC ها، علاوه بر ترغيب معتادان تزريقى به بهرهگيرى رايگان از خدمات بهداشتي، شناسايى اين افراد، آموزش و اطلاعرساني، پيشگيري، حمايتهاى اجتماعى و كاهش آسيب را در رئوس برنامههاى خويش قرار دهند. وى افزودDIC :هاى تهران از يك نظام جامع و مدون بىبهرهاند. در اين مراكز بايد علاوه بر دادن سرنگ و سوزن و امكانات بهداشتي، تغذيه و ارجاع بيماران به بيمارستانها و مراكز درمانى و شناسايى آنها توجه شود.وى با تاكيد بر اينكه در هيچ كجاى دنيا آمار معتادانHIV مثبت تحت درمان متادون بهاندازه ايران نيست گفت: كاهش آسيب در ايران يك ضرورت است زيرا از نظر كميت در هيچ كجاى دنيا كاهش آسيببهاندازه ايران جدى نيست.رئيس 5 مركزDIC در تهران با تاكيد بر دسترسى به افراد در معرض يا پرخطر سخت در دسترس گفت: زندانيان، مصرفكنندگان تزريقي، شاغلين به فحشا، همسران يا شركاى جنسى اين گروهها و جوانان از گروههاى اصلى پرخطر و در معرض خطر ابتلا به ويروس ايدز هستند.
وى افزود: بزرگترين چالش موجود در كنترل ايدز و عفونتهاى قابل انتقال از تماس جنسى در كشور، موانع فرهنگي، عرفى و برخى قوانين موجود است. بخش وسيعى از گروهى كه در معرض خطر ابتلا بهHIV قرار دارند افرادى هستند كه به رفتارهايى مبادرت مىورزند كه از لحاظ عرفى پذيرفته شده نبوده و غيرشرعى و غيرقانونى نيز محسوب مىشوند. اين مسئله معضل بزرگى را در كشور براى شناسايى افراد آلوده و تحت كنترل گرفتن آنها به وجود مىآورد. به گفته وي، موانع فرهنگي، عرفى و برخى قوانين موجود، مخفى و زيرزمينى شدن موارد ابتلا علاوه بر محروميت مبتلايان از دسترسى بموقع و حياتى به امر تشخيص و درمان موجب شيوع مهار گسيخته بيمارى شده است.
چالشهاى درون خانوادگي، تراكم جمعيت، تعارضات اخلاقي، بحرانهاى اجتماعي، مهاجرت، اشتغال به فحشاى كنترل نشده، عدم آمادگى در پذيرش برنامههايى ضروري، خدمات رسانى به معتادان تزريقى از طرف برخى مسئولان، كمبود امكانات تشخيص، مراقبتهاى بهداشتى و درماني، وجود داغ ننگ و برداشتهاى غلط و حرافى درباره بيمار مبتلا بهHIV و عدم آگاهى كافى و صحيح از اين بيماري، وضعيتHIV را در كشور دچار بحران كرده است.وى با تاكيد بر اينكه بايد به دسترسى به گروههايى از زنان در معرض خطر و يا پرخطر توجه شود گفت: در بحث كاهش آسيب به دليل نوع جامعهشناسى ايران بايد مراكز كاهش آسيب مخصوص به زنان ايجاد شود، مطابق با استانداردهاى جهانى و بر اساس حقوق بشر، بدين ترتيب زنان داراى رفتارهاى پرخطر بيشتر شناسايى و كاهش آسيب شوند.دكتر شاعرى گفت موج دومىاز موارد تازه آلودگى به ايدز در ايران، زنان معتاد و شاغلين به فحشا هستند كه گاه با ناآگاهى از خطر سرايت بيمارى بدون كاندوم آميزش جنسى دارند. در حالى كه از بيماران آميزشى ايدز آمارى تهيه نشده و گروههاى پرخطر مانند زنان روسپى هم دسترس نيست آموزش و آزمايش آنها غيرممكن است.رئيس انجمنHIV با تاكيد بر اينكه باكره بودن دختران پيش از ازدواج در ايران موضوع مهمى است گفت: راديو و تلويزيون ايران بايد در زمينهHIV وارد بحثهايى با جزئيات شوند.
وى با تاكيد بر اينكه در بحثHIV و معتادان تزريقى نيازى به حضور پليس نيست و اطلاعرسانى همراه با آموزش براى تغيير رفتار در جامعه بايد طى برنامهاى مدون و مستمر كه انگ اجتماعى و رفتارها را همزمان تغيير دهد يگانه راه موفقيت در اين زمينه است.دكتر شاعرى با تاكيد برDIC هاى مخصوص زنان گفت: زنانى به اين مراكز مراجعه مىكنند كه غالبا بيكار، معتاد، روسپي، سرپرست خانواده و يا همسر مبتلا بهHIV هستند كه غالبا دچار بيمارىهاى حاد مقاربتى فعال هستند. بايد به اين زنان آموزش داده شود كه در روابط زناشويى با مبتلا بهHIV كاهش آسيب شوند.
وى مواد مخدر را تنها انتخاب مبتلايان بهHIV دانست و گفت: براى مبتلايان بهHIV ، مخدر يك نوع جايگزين درمان شده است و بايد با برنامهاى مدون كاهش آسيب شوند.به گفته وى حاشيه و جنوب شهر تهران به علت نبود تسهيلات، عدم امكان دسترسى به مراكز بهداشتى و فقر، امكان بروز اعتياد تزريقى و افراد داراى رفتارهاى پرخطر جنسى بيشتر است.
در عين حال در اين مناطق گروههاى سالم جامعه نيز وجود دارند كه بايد به اين مناطق توجه بيشترى شود.
يکشنبه 26 خرداد 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: حيات نو]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 335]