واضح آرشیو وب فارسی:راسخون:

خیابانهای تهران چند روزی را دستخوش آشوب و ناآرامی و در پی آن تخریب گسترده اموال عمومی و خصوصی ملتی بود که در دنیا به صبر، عطوفت و نوع دوستی شهرهاند. اما چرا روند اعتراض یک کاندیدای خاص به چنین مرحلهای انجامید... روی سخنم با سیاستمدارانی نیست که قاعده بازیشان جرزنی و هوچی گریست که این رفتاری بچهگانه و دور از شان بزرگان است بلکه این مقال نگاهی جامعه شناختی در بروز پدیدههایی است که چنین فضایی را آبستن تمامی عقدهگشاییهای خود یافته و بیرحمانه بر مال و جان و ناموس مردمان شهرمان میتازند. در بسیاری از تحقیقات (تایلور 1973، فلکس1986، استفن میر1989،کلارک1991و...) به این نتیجه رسیدهاند که وندالها و جوانان بزهکار به طور دراماتیک یکی از بارزترین و مشهورترین گروههای بیگانه در جامعه معاصر هستند. به زعم این صاحب نظران وندالهای بیگانه معمولا در خانههایی غیر منضبط با والدینی سردرگم و مردد و نامطمئن، درماندگی و احساس اجحاف خود را به صورت قهر آمیز و پرخاشگرانه در مقابل نسل بزرگتر، صاحبان قدرت و همه نهادها و سازمانهای تاسیس شده در جامعه نشان میدهند. خرابکاران شهری دکتر محمدعلی حاجبی، جامعهشناس درباره پدیده آزاردهنده «وندالیسم» که بسیاری از شهروندان و دستاندرکاران امور شهری را به دردسر میاندازد، میگوید: «این پدیده ناخوشایند، خسارتهای مالی بسیار هنگفتی را به مدیریتهای شهری تحمیل میکند. در واقع خسارتهای مالی این پدیده نیز بار سنگینی را بر دوش شهروندان تحمیل میکند. البته این پدیده، تنها به کشور ما محدود نمیشود و در بیشتر شهرهای جهان و حتی کشورهای پیشرفتهای همچون آلمان، فرانسه، آمریکا و... نیز بسیار پررنگ است. در واقع «وندالیسم» به ناهنجاریای اطلاق میشود که در لغت به معنای هرج و مرجطلبی ضدشهری و تخریب اموال عمومی است و از ناهنجاریهای اجتماعی در جوامع شهری محسوب میشود. عنوان «وندال» از قومی وحشی در قرن هجدهم که در اسپانیا زندگی میکردند وام گرفته شده است. وندالهای کهن در هجومهای وحشیانه خود چیزی را ویران میکردهاند که خود نساخته بودند، اما وندالهای مدرن چیزی را نابود میکنند که از آن جامعه خودشان است.» هرچند که این ناهنجاری اجتماعی را بعضیها به عنوان یک جرم نمیشناسند، اما باید گفت که خرابکاران شهری از نوعی خشونت درونی رنج میبرند که در صورت کنترل نشدن آن میتواند به ناهنجاریها و آسیبهای بزرگتری ختم شود. دکتر حاجبی در این باره میگوید: «خرابکاران اموال شهری در واقع از یک نوع آسیب اجتماعی رنج میبرند. وندالیسم همچون سایر انحرافات اجتماعی ناشی از ناسازگاریهای حاکم بر روابط فرد و جامعه، کمکاری برخی نهادهای جامعه در انتقال ارزشهای اجتماعی، عکسالعمل خصمانه و خشن برخی از افراد به تحمیل و شرایط نامطبوع و ناعادلانه بیرونی است. از دید جرمشناسی، وندالیستها افراد نابهنجاری در جوامع شهری محسوب میشوند که با اقدام خرابکارانه خود به تعادل روانی میرسند. با این حال «وندالیسم» با هر دلیل و بهانهای، پدیده مخربی است که اموال عمومی شهرها را نابود میکند و بیتوجهی به علل و ریشههای آن، میتواند به بحرانهای بزرگتری ختم شود. البته قوانین موجود در ایران، مجازات سنگینی را برای افراد خلافکار تعیین میکند و علاوه بر این که فرد خرابکار باید تمام هزینههای مربوط به خرابکاریاش را بپردازد، حکمی بین 3 تا 10 سال زندان برای او تعیین میشود که هدف از آن تنبیه فرد خاطی است، تجربه ثابت کرده این مجازاتها تاثیر مثبتی در فرد خرابکار نخواهد داشت و پس از آزادی میزان خسارت وارده از سوی او را به جامعه شهری افزایش میدهد.» ریشههای مشکل دکتر حاجبی معتقد است، در ایران این پدیده چندان شناختهشده نیست و بسیاری از مردم، حتی در مواردی خود افراد خرابکار، این عمل را تنها به عنوان یک شیطنت تعریف میکنند و نمیدانند که این عمل در واقع جرم است. آنها تخریب اموال عمومی را یک نوع تفریح میدانند. این جامعهشناس درباره طبقهبندی اجتماعی خرابکاران و مجرمانی که در این گروه میگنجند، اضافه میکند: «وندالها میتوانند گسترهای از عادیترین و آرامترین شهروندان تا جنایتکاران را که بدون انگیزههای مالی یا شغلی دست به جنایت میزنند در بر گیرند.» وندالها افرادی کینهجو، تندخو یا شاید منزویاند اما چیزی که درباره آنها مهم است این که دلایلشان برای ابراز خشونت چنان غریزی و درونی است که حتی اعمال مجازات و تنبیهات نیز برای بازداشت برخی از آنها چارهساز نیست. گرچه وندالیسم ریشه در عدم سلامت روانی افراد دارد، اما تخریب اموال عمومی نوعی انتقامجویی در برابر کمبودهای رفاهی و اجتماعی است که افراد انتظار دارند. به این ترتیب که وقتی رفاه اجتماعی و خدماتی ضعیف است افراد خود را برای حفظ آنچه اموال عمومی نامیده میشود مسوول نمیدانند، البته این دیدگاه از جنبه جامعهشناسی قابل بررسی است. به هر حال در قوانین شهری نمیتوان این گروه را بیمار نامید، یا حداقل صرفا بیمار، زیرا آنها با اعمال خرابکارانهشان مرتکب جرم میشوند. وندالها در عین حال در یک گروه سنی معین واقعاند و وندالیسم، خاص گروه سنی معینی است. براساس تحقیقات انجام شده، کودکان، نوجوانان و جوانان بین سنین 10 تا 25 سال بیش از دیگر گروههای سنی به وندالیسم روی میآورند. همچنین موارد وندالیسم در مناطق شهری به مراتب بیش از مناطق روستایی است.» یکی از بارزترین نمونههای خرابکاری وندالها تخریب اماکن عمومی و خصوصی و به آتش کشیدن خودروهای عمومی است که پس از انتخابات کلید خورد که برای تخلیه هیجانهای درونی افراد وندال در یک جامعه محسوب میشود و این مقوله در جوامعی که اکثریت آن جوان است، بیشتر به چشم میآید ولی گاه در این بازیها، تخلیه هیجانات به گونه دیگری ظهور میکند که باعث ایجاد هراس در یک جامعه میشود. طرفداران هر دو گروه با داد و فریاد و بالا بردن پرچم سعی دارند قدرت خود را به نمایش بگذارند، اما رفته رفته حرکتهای عدهای از خرابکاران اجتماعی بر هیجان جمع غلبه میکند، شیشه اتومبیلها و اتوبوسها میشکند، و اتفاقی که در این میان رخ میدهد بسیار بد است، زیرا حرکت وندالیستی به شکل زنجیرهوار دنبال میشود و حتی آنهایی که در شرایط عادی شکستن شیشه اتوبوسها و صندلیها را یک نوع ناهنجاری میدانند، پا به پای وندالها دست به خرابکاری میزنند. درواقع همین مثال نشان میدهد که در صورت کنترل نکردن خرابکاران دامنه شیوع این آسیب اجتماعی تا چه اندازه گسترده میشود.» چه باید کرد؟ در این زمینه، تجربه نشان میدهد که تنبیه عوامل تخریب، نهتنها نمیتواند خرابکاران را از این آسیب اجتماعی دور کند، بلکه آنها را برای انتقامجویی بیشتر تحریک میکند. دکتر حاجبی در اینباره معتقد است: «جامعهشناسان شهری در این مورد بیشتر به ایجاد بسترهای رفتاری و اجتماعی اشاره دارند و در ایجاد چنین بستری نیز بیش از هر عاملی، بر رفع و حذف بیعدالتی و نابرابریها در ساختار نظامهای اجتماعی تاکید میکنند. اما در حیطه عملکردی مدیریتهای شهری، برای مقابله با نتایج «وندالیسم» کشف علتها و ریشههای اقدام تخریبی، بهبود استانداردهای زندگی شهری در تمامی مناطق و محلات شهری و بویژه در مناطق و محلات محروم و ایجاد اعتماد و باور عمومی نسبت به فعالیتهای مدیریت شهری توصیه میشود.» این جامعهشناس اضافه میکند: «به هر حال نمیتوان «وندال» را در ردیف مجرمان قرار نداد، اما این جرم و شهرستیزی او ریشههای عمیقی دارد که میتوان با فراهم کردن بسترهای سالم در یک جامعه با آن مقابله کرد. نتایج یک پژوهش درباره خرابکاران و مجرمان شهری در تهران نشان میدهد که میزان بیماری افسردگی و پرخاشگری در گروه وندالها به مراتب بیش از گروه غیروندال بوده است، به طوری که بالغ بر 70 درصد وندالهای تهران به بیماری پرخاشگری و حدود 67 درصد آنها به بیماری افسردگی دچار بودهاند. قریب به 60 درصد از مددجویان وندال مورد مطالعه، سابقه تنبیه بدنی در مدرسه و بیش از نیمی از آنها تجربه فرار از مدرسه را داشتهاند. حدود نیمی از مددجویان وندال، والدین خود را بیبند و بار و سهلانگار تلقی میکرده و حدود نیمی از آنها، احساس ستیز با والدین خود داشتهاند. همچنین چندی پیش انجمن جامعهشناسی دانشگاه آزاد تهران در نتایج تحقیقاتی مشابه در این زمینه اعلام کرد، حدود 43 درصد این مجرمان که در این تحقیق با آنها گفتگو شده است، قبل از ورود به دوره راهنمایی ترک تحصیل کردهاند و بیش از 7 درصد آنان دارای والدین بیسواد و کمسواد با درآمدهای اندکند. این تحقیقات همچنین نشان میدهد 62 درصد وندالهای مورد مطالعه، فرزندان والدین ناموفق در زندگی زناشویی و متعلق به خانوادههای از هم پاشیدهاند. 33 درصد دارای والدین معتاد و 41 درصد دارای والدینی با سابقه مجرمیت هستند و 61 درصد آنها تنبیه بدنی در منزل، مدرسه و محیط اجتماعی پیرامون خود را تجربه کردهاند.» /2759/
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: راسخون]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 333]