واضح آرشیو وب فارسی:هموطن سلام: دو دوست مرد بدهكار را حلق آويز كردند
گروه حوادث؛ اختلاف مالي بر سر چند فقره كوپن جنايتي را رقم زد كه رازگشايي از آن چهار ماه به طول انجاميد. اوايل بهمن ماه سال جاري ماموران كلانتري 11 تاكستان جنازه حلق آويزشده مردي را در مغازه سيگارفروشي اش پيدا كردند و موضوع را به بازپرس جنايي اطلاع دادند. بعد از تحقيقات مقدماتي از آنجا كه به نظر مي رسيد اين مرد با به دار آويختن خودش به استقبال مرگ رفته است جنازه به پزشكي قانوني منتقل و پرونده يي تحت عنوان خودكشي تشكيل شد. چندي بعد متخصصان پزشكي قانوني با انجام آزمايش و معاينه جسد مرد 35 ساله كه عباسعلي نام داشت اعلام كردند به نظر مي رسد با شيء سختي به سر اين مرد ضربه وارد شده است. همچنين نوع شيارهاي ايجاد شده روي گردن مقتول نشان مي دهد وي را حلق آويز كرده اند.پس از اعلام اين نظريه پرونده وارد مرحله تازه يي شد و اين بار كارآگاهان درصدد برآمدند به انگيزه قتل مرد سيگارفروش پي ببرند. آنها با معطوف كردن تحقيقات خود پيرامون زندگي شخصي و مراودات مالي عباسعلي دريافتند مقتول اخيراً با مردي به نام رضا دچار اختلاف شده بود. از آنجا كه احتمال داشت همين اختلاف زمينه ساز قتل شده باشد مظنون 24 ساله چهار ماه پس از مرگ مرد 35 ساله بازداشت شد. وي در بازجويي ها خود را از قتل عباسعلي كاملاً بي اطلاع نشان داد اما وقتي در برابر سوالات پليس به تناقض گويي پرداخت ماموران پي بردند وي موضوعي را پنهان مي كند. به همين دليل بازجويي هاي فني- پليسي ادامه يافت تا اينكه رضا به ارتكاب قتل اقرار كرد و گفت؛ «من خودم مشكل خاصي با عباسعلي نداشتم اما دوستم به نام ابوالفضل از وي مبلغ 500 هزار تومان طلب داشت و همين امر نيز باعث شد روز حادثه به مغازه وي برويم. من در آنجا در جريان يك درگيري با ميله فلزي عباسعلي را كشتم.»بعد از اعترافات رضا ماموران بلافاصله ابوالفضل را نيز دستگير كردند. وي كه در پي اقارير دوستش چاره يي جز بيان حقيقت نداشت به تشريح ماجرا پرداخت و گفت؛ شش ماه از آشنايي من و عباسعلي مي گذشت كه اختلافات مان شروع شد. من چندين فقره كوپن به ارزش 500 هزار تومان به اين مرد فروختم و قرار شد پولش را بعداً تحويل بگيرم اما هر بار كه براي گرفتن طلبم نزد وي مي رفتم او مرا نااميد مي كرد و با بهانه آوردن و وعده هاي بي اساس تلاش مي كرد چند روزي مهلت بگيرد. بالاخره اين رفتار عباسعلي اختلافات ما را شدت بخشيد تا اينكه از رضا كمك خواستم ولي باز هم نتوانستم به پولم برسم.متهم 23 ساله ادامه داد؛ روز حادثه به پيشنهاد رضا قرار شد به مغازه عباسعلي برويم تا هم او را تنبيه كنيم و هم 500 هزار تومانم را بگيرم. در آنجا بود كه جر و بحث بين ما آغاز شد و با بالا گرفتن مشاجره ناگهان رضا از كوره در رفت و ميله يي را كه در مغازه بود برداشت و به سر عباسعلي كوبيد. مرد سيگارفروش ناگهان بيهوش شد و روي زمين افتاد. وقتي سعي كردم وي را به هوش بياورم متوجه شدم او فوت شده است. در حالي كه هر دو به شدت ترسيده بوديم به دنبال راهي گشتيم تا قتل را پنهان كنيم درنهايت نيز به اين نتيجه رسيديم كه اگر جسد را حلق آويز كنيم همه فكر مي كنند عباسعلي خودكشي كرده است. پس از انجام اين كار مبلغ 500 هزار تومان از مغازه برداشتيم و گريختيم.بعد از تشريح نحوه وقوع جنايت از سوي ابوالفضل و رضا هر دو با قرار بازداشت راهي زندان شدند.
شنبه 25 خرداد 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: هموطن سلام]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 132]