واضح آرشیو وب فارسی:راسخون:

چهارسال ریاستجمهوری و برهمزدن سنتهای جا افتاده فرصت مناسبی برای پیبردن به پشتپردهها، سوءاستفادهها، رانتخواریها و فسادهای جاافتاده سیاسی و به دستآوردن گزکهای سیاسی از مخالفین بود تراژدی داستانی است که هر دو سوی آن بد باشد، وقتی مسیر یک داستان به گونهای پیش میرود که سرانجام آن بین دو انتخاب بد منحصر میشود تراژدی اتفاق میافتد، وقتی شاهنامه به گونهای رقم میخورد که رستم و سهراب بیآنکه همدیگر را بشناسند مقابل هم قرار میگیرند تا یکی دیگری را از میان بردارد یا وقتی هملت بر سر دو راهیای قرار میگیرد که مجبور میشود عمویش را بکشد یا خیانت او را نادیده بگیرد، تراژدی اتفاق افتاده است. مهم این نیست که کدام یک از دو حالت بد اتفاق میافتد، مهم این است که موقعیتی تراژیک به وجود آمده است. انتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری برای منتقدین و دشمنان احمدینژاد از همین جنس است. دلیلی وجود ندارد که انتخابات پیشرو پایان داستان کسی باشد که در اوضاع اشرافیگری سیاسی پا به میدان گذاشت و شوکهای تعیینکنندهای به اقتصاد، سیاست و مدیریت کشور وارد کرد. احمدینژاد چه انتخاب بشود و چه انتخاب نشود داستان تراژیکی که از زمان مطرحشدن او در شهرداری تهران آغاز شده است ادامه خواهد داشت. با این حساب تصور بازنشستگی یا حذف احمدینژاد در انتخابات آتی تصوری عجولانه و دور از واقعبینی سیاسی است. اگر احمدینژاد در انتخابات ریاستجمهوری شکست بخورد پا از میدان سیاست بیرون نخواهد گذاشت، او خود را حامل وظیفهای میداند که در هر صورت و در هر مقام و موقعیتی که باشد آن را پیگیری و مطالبه خواهد کرد، به خصوص اگر در انتخابات رأی قابلتوجهی کسب کند یا در دور دوم شکست بخورد این احساس تکلیف در او قویتر خواهد شد و با عزم بیشتری به پس از دوران ریاستجمهوری نگاه خواهد کرد، دورانی که احتمالا احمدینژاد و احمدینژادیها آن را مرحله افشاگری و انتقامکشی از دشمنان «دانه درشت» خود به حساب خواهند آورد. چهارسال ریاست جمهوری و برهمزدن سنتهای جا افتاده فرصت مناسبی برای پیبردن به پشتپردهها، سوءاستفادهها، رانتخواریها و فسادهای جاافتاده سیاسی و به دستآوردن گزکهای سیاسی از مخالفین بود. پیشبینی احمدینژاد شکستخورده در انتخابات دهم کار مشکلی نیست و از آنجا که شکست احمدینژاد او را به اولین رئیسجمهور چهارساله تبدیل خواهد کرد تصور فریادهای مردهباد و فوران شهوت دشمنیها و فحاشیها و تحلیلهای یکجانبه بعد از انتخابات هم کار سختی نخواهد بود. دشمنان احمدینژاد که چهارسال تمام از دست او خوندل خوردهاند و هر چه از دستشان برآمده برای مقابله با او انجام دادهاند آنقدر دوراندیش نخواهند بود که شادی و پایکوبیشان را برای چندماهی که او پس از انتخابات سر کار میماند پنهان نگه دارند و طبیعی است که خود به خود عزم و اراده او را برای تلافیجويی و انتقامکشی بیشتر و بیشتر خواهند کرد. اینکه احمدینژاد پس از ریاستجمهوری حزب مخالفی تشکیل بدهد و بهطور مستقیم به مبارزه سیاسی ادامه بدهد قطعی نیست اما اینکه از انواع و اقسام روشهای غیرمستقیم و رسانهای برای نشاندادن واقعیت چهرههای سیاسیای که در طول چهارسال یک روز هم از سنگاندازی و مقابله با او دست بر نداشتهاند استفاده کند کاملا محتمل و معقول است. دولت آینده اگر دولت احمدینژاد نباشد علاوه بر همه مشکلات باید روی یک جریان منتقد و مخالفت سیاسی هم که اشراف تمامعیاری بر مسائل کشور دارد حساب باز کند. علاوه بر این احمدینژاد راههایی را در اقتصاد و سیاست خارجی باز کرده است که ادامه دادن آن از هر کسی بر نمیآید. از فردای خداحافظی احمدینژاد و با اولین خودنمايی ضعیف رئیسجمهور بعدی دلها برای احمدینژاد و حرکتهای انقلابی او که بیهیچ دغدغهای دستور تغییرات بزرگ را صادر میکرد و خودش را بیواهمه به بطن مشکلات بعدی میانداخت تنگ خواهد شد. با همه این احوال احمدینژاد همچنان بخت اول برای تشکیل دولت دهم است. رقابت با کسی که در مسند ریاستجمهوری قرار دارد و در طول چهار سال چشم و گوش مردم او را به عنوان «رئیسجمهور» شناخته است کار بسیار دشواری است و تنها چیزی شبیه یک معجزه سیاسی میتواند احمدینژاد را از چهارسال دوم ریاستجمهوری محروم کند. /2759/
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: راسخون]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 182]