دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک
طراحی سایت فروشگاهی فروشگاه آنلاین راهاندازی کسبوکار آنلاین طراحی فروشگاه اینترنتی وبسایت
بهترین دکتر پروتز سینه در تهران
جاهای دیدنی قشم در شب که نباید از دست بدهید
سیگنال سهام چیست؟ مزایا و معایب استفاده از سیگنال خرید و فروش سهم
کاغذ دیواری از کجا بخرم؟ راهنمای جامع خرید کاغذ دیواری با کیفیت و قیمت مناسب
بهترین ماساژورهای برقی برای دیسک کمر در بازار ایران
بهترین ماساژورهای برقی برای دیسک کمر در بازار ایران
آفریقای جنوبی چگونه کشوری است؟
بهترین فروشگاه اینترنتی خرید کتاب زبان آلمانی: پیک زبان
با این روش ساده، فروش خود را چند برابر کنید (تستشده و 100٪ عملی)
سفر به بالی؛ جزیرهای که هرگز فراموش نخواهید کرد!
از بلیط تا تماشا؛ همه چیز درباره جشنواره فجر 1403
خصوصیات نگین و سنگ های قیمتی از نگاه اسلام
مطالب سایت سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون
تعداد کل بازدیدها :
1862357774


ويژگي هاي زندگي دنيا از ديدگاه نماينده ولي فقيه در سپاه
واضح آرشیو وب فارسی:ایسکانیوز: ويژگي هاي زندگي دنيا از ديدگاه نماينده ولي فقيه در سپاه

تهران- خبرگزاري ايسكانيوز:يكي از مقاطع حساس سرنوشتساز زندگي انسان مقطع زندگي در دنياست، ضمن بيان ويژگيهاي زندگي دنيا به بيان برخي از شاخصهاي حيات دنيوي نيز از ديدگاه حجت الاسلام والمسلمين علي سعيدي مي پردازيم.
بررسي هدف خلقت:
شاخصه اول: محدوديت زماني و مكاني
يكي از آن شاخصها محدوديت زماني و مكاني است كه انسان در اين محيط زندگي دنيا و در اين ايستگاه هم از جهت زماني و هم از جهت مكاني محدوديت دارد. «اينما تكونوا يدرككم الموت ولو كنتم في بروج مشيده» يعني هيچ انساني براي ماندن در اين دنيا آفريده نشده است. خطاب به پيامبر دارد: «انك ميت و انهم ميتون.»
شاخصه دوم: محدوديت انحصاري در تكامل يا سقوط
دومين شاخصهاي كه عرض شد محدوديت انحصاري در تكامل يا سقوط بود. تنها و تنها دنيا است كه محل تكامل يا سقوط انسان است. بين اين مراحل و ايستگاههاي پنجگانه اين شاخصه فقط در مورد دنيا است. يعني اين محدوده زندگي 70ساله است كه حيات معنوي ابدي تكاملي انسان را ميسازد و حضور در بهشت را همراه با ناز ونعمت تضمين ميكند.
و از آنجايي كه حيات ابدي انسان قطعي است اما اين ابدي بودن دو وجه دارد يا همراه با ناز و نعمت لذت و خوشي دائمي است يا همراه با عذاب است. لذا تضمين لذت ابدي، مشروط به تامين زمينههاي آن در اين دنياست. بنابر اين تكامل انسان محدوده زماني دارد و منحصر است به دنيا.
شاخصة سوم: تبديل كالاي دنيا براي بهرهمندي در آخرت
سومين شاخصهاي كه براي دنيا از آيات شريفه قرآن و روايات استنباط ميشود اين است كه تنها كالاي دنيا قابليت تبديل دارد يعني كالاهايي كه در دنيا است يا ذاتاً قابل صادرات است از اين دنيا به دنياي ديگر يا قابل تبديل است؛ چون برخي از كالاها اجازه عبور از برزخ را ندارد و انسان نميتواند همراه خود ببرد. كالاهاي دنيا دو نوع است؛ يكسري مستقيماً قابل ارسال است حتي قبل از اينكه انسان برود ميتواند اين كالاها را سفارش بدهد و توشه كند و به آن دنيا بفرستد ونيازي نيست كه همراه خود ببرد يعني از قبل ميتواند همه را بستهبندي كرده و صادر كند. شايد آن چيزي كه همراه خود ميبرد همان لحظات آخري است كه طي ميكند والا همه كالايي كه قابل انتقال است قبل از رفتن به آن دنيا منتقل ميشود. اما برخي از كالاها از گمرك برزخ قابل انتقال نيست بلكه بايد آنها را تبديل كرد تا قابل انتقال باشد و هر چند فيزيك آن كالا قابل انتقال نيست. يعني مجموعه اموال، املاك، پول نقد، ماشين و زمين قابل انتقال نيست مگر تبديل شود در آن صورت عنوان اين زمين عوض ميشود و از مالكيت شخصي بيرون آمده و تحت عنوان وقف يا خيريه به بخشي واگذار ميشود تا از گمرك برزخ عبور كند. والا اگر انسان فوت كرد و اين اموال به ورثه رسيد اين چيزي عايد او نميشود تا آن روز او مالك بود و از فردا آقازادهها و همسر مالك هستند. آنچه كه از ملك خود شخصاً خارج كند و تبديل به يك كالاي ديگر كند مثل عنوان وقف قابل انتقال است ولي عنوان مالكيت شخصي قابل انتقال نيست و بايد تبديل به كالايي شود كه قابل انتقال باشد.
اميرالمؤمنين علي(ع) در خطبة 64 نهجالبلاغه ميفرمايد: «وابتاعوا ما يبقي لكم بما يزولوا عنكم؛ بوسيله چيزي كه از دست شما ميرود آن چيزي را خريداري كنيد كه براي شما جاودانه ميماند.» يعني اين خانه، ماشين و زمين از دست آدم ميرود. اين كالا و اين چيزي كه از دست شما ميرود را به يك كالايي تبديل كنيد كه ماندني است و فرمول تغيير كالا درد نيا را هم به ما فهماندهاند كه چه شكلي كالا را تبديل كنيم كه قابل ماندن و صادرات باشد. يا در بيان ديگري در همان خطبه 64 ميفرمايد: «فتزودوا في الدنيا، من الدنيا، ما تحرزون به انفسكم غداً» در دنيا از دنيا بهترين توشه را برداريد تا شما را در آن دنيا حفظ كند. يعني در دنيا كالايي را براي آن دنيا توشه كنيد كه به درد شما بخورد و قابل استفاده براي آن دنيا باشد. چون بسياري از كالاها قابل استفاده در اين دنيا، براي انسان مفيد نيست و كاربردي ندارد. در برزخ فرد اتومبيل، خانه و... نميخواهد نوع كالاهايي كه در آنجا نياز است، كالايي است كه در روايات و آيات به ما گفتهاند. اين كالا را تبديل كنيد به آن كالاهاي ماندني و در روايات و آيات روي اين مصاديق كه چه كالايي ماندني و چه كالايي از دست رفتني است زياد تكيه شده است.
شاخصه چهارم: كشت در اين دنيا و برداشت در آن دنيا
بستر اصلي كشت و نتيجهگيري براي آن دنيا فقط در اين دنيا است. يعني همانطور كه عرض كردم تكامل در اين دنيا انحصاري است. بستر كشت و زرع فقط در اين دنياست و در دنياي ديگر زميني و آبي نيست كه آدمي كشت كند. نوع گندم و برنجي كه در اينجا براي آدمي نياز است در آن دنيا نيازي نيست. اين دنيا فقط محل كشت است. در روايت مشهوري از پيامبر اعظم(ص) كه ميفرمايند: «الدنيا مزرعه الاخره» دنيا كشتزار آخرت است. هركه در اين دنيا بكارد، آنجا درو ميكند و هر كه غافل شود آنجا كشت و حاصلي ندارد.
بنابر اين دنيا تنها محل كشت است. فرض كنيد كه اگر فروردين بايد گندم رشد كرده و حاصل بدهد اگر اين گندم در فصل خودش كاشته نشود موقع درو چيزي ندارد. در دنيا هم يك فصل، فصل كاشتن است و يك فصلي هم درو ميشود. دنيا اينگونه است ميگويند: به شما وقت داده بوديم و شما 70سال فرصت داشتيد و فرصت بسيار زيادي هم بود و شما اين زمان را از دست داديد و كشت نكرديد و الان هم درو نداريد. در روايتي از معصوم(ع) دارد كه «الدنيا دار ممر و الاخره دار مقر» دنيا خانه عبور و مرور است و آخرت خانه ابدي است. در ادامه دارد «والناس فيه الرجلان» مردم دو دسته هستند. «رجل باع نفسه فاوبقعها و رجل ابتاع نفسه فاعتقها» مردم در اين دنيا دو دسته هستند. يك دسته خود را ميفروشند و هلاك ميكنند و دسته ديگر خود را خريده و آزاد ميگردانند. يعني دنيا را براي آزادكردن خود مصرف ميكند. آن يكي سرمايهاي را مصرف ميكند كه خود را از آتش جهنم و قيد و بندها آزاد كند و در مسير خدا قرار دهد. و ديگري خود را اسير اين خانه و زمين و ملك و ساختمان و قدرت ميكند. يعني همه تلاش حاصل 70سالهاش اين است كه چندين ماشين و ساختمان و... دارد يعني خود را مصرف و اسير كرده كه حاصل آن عايد چه كسي شود معلوم نيست. اما آن يك انساني است كه اين انرژي متراكم خود را مصرف ميكند و زمينه آزادي خود را فراهم ميكند. قطعاً اين دو انسان در اين دنياي عجيب و غريب يكسان نيستند.
شاخصه پنجم: وصول به حيات معنوي معلول عمل صالح در اين دنيا است پنجمين شاخصه براي اين دنيا كه از روايات و آيات ميتوان استخراج كرد اين است كه رسيدن به حيات طيبه و حيات معنوي معلول عمل در اين دنيا است. همانطور كه قبل بيان شد ما سه نوع حيات داريم:
1- حيات نباتي: حياتي است كه قبل از اينكه روح در بدن انسان دميده شود تحرك و رشد دارد و آن حيات نباتي است.
2- حيات انساني: حيات بعد از تولد روح در انسان است. لذا ميگويند اگر بچهاي را بعد از ورود روح سقط كنند ديه كامل به او تعلق ميگيرد. يعني از وقتي كه روح در او دميده ميشود انسان به او اطلاق ميگردد.
3- حيات معنوي: آن حيات كاملترين و متعاليترين حيات است و هدف بعثت انبيأ هم آن است كه اين حيات را براي انسان ارمغان بياورند. «يا ايها الذين آمنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم» دعوت خدا و رسول را اجابت كنيد كه زمينه حيات معنوي شما را فراهم ميكند.
حيات انساني همين موجودي است كه راه ميرود، حركت دارد، روح، جسم، تغذيه، اراده و اختيار دارد كه شامل همه انسانها ميشود. اما حيات معنوي تكامل يافته اين حيات است يعني انسان كامل انساني است كه اين حيات معنوي را داشته باشد.
سؤال: اين حيات معنوي چگونه به دست ميآيد ومعلول و مرهون كجاست؟ظرف تحقق اين حيات در همين دنياست. يعني حيات معنوي فقط در اين دنيا حاصل ميشود. «ومن كان يرجو لقأ ربه فليعمل عملاً صالحا» كسي كه آرزوي ملاقات رب را دارد در دنيا بايد عمل صالح انجام دهد. جاي عمل صالح اين دنيا است و جاي ديگري ساخته نشده است. كلاس تمرين و ابتلا و آزمايش و آزمون و درس خواندن و فراگرفتن و امتحان دادن اينجاست. يك كلاس 70ساله براي آدمي پيشبيني كردند و وقتي انسان از اين كلاس دنيا بيرون رفت ديگر جايي براي درس خواندن و امتحان دادن براي او وجود ندارد.
بنابر اين پنجمين شاخصه ويژگي اين دنيا اين است كه تنها حيات طيبه در اين دنيا براي انسان حاصل ميشود و اين تعابيري است كه در قرآن و روايات به كرات وارد شده است.
شاخصه ششم: سرنوشت مشترك انسان در دنيا
ششمين شاخصهاي كه ميتوان براي انسان دريافت كرد، سرنوشت مشترك و وابستگي انسانها به يكديگر است. در اين دنيا سرنوشت و زندگي انسانها به هم پيوسته و زندگي مشترك است ولي در عوالم ديگر مانند عالم جنين و برزخ و قيامت زندگي انسان به اين شكل نيست. در عالم جنين سرنوشت بچه به مادر وابستگي دارد بالاخره يك نوع وابستگي بين مادر و فرزند وجود دارد. در عالم برزخ حسب برخي از روايات و تعابير ارتباط وجود دارد و افراد مؤمن دور هم جمع ميشوند و با هم سرگرم هستند اما سرنوشت آنها به هم وابسته نيست. و در قيامت وضعيت مقداري روشنتر است «يوم يفر المرء من اخيه» رابطه پدر فرزندي و برادري وجود ندارد در حالي كه در اين دنيا پيوستگي شديد بين پدر و فرزند، برادر و خواهر و زوج و زوجه وجود دارد.
شايد يكي از علت هايي كه خداوند منان انسان را در اين دنيا عذاب نميكند همين وابستگي سرنوشت انسان به يكديگر است. فرض كنيد اين آدم هر موقع كه گناه كرد مثلاً وقتي به نامحرم نگاه كرد، چشمش چند درجه كم نور شود و به همين ترتيب چشمش كور شود، آن موقع چه ميشود؟ معلوم است كه ادامه زندگي مختل ميشود. يا بدون اذن صاحب مال چيزي را بردارد، كم كم دستش شَل شود و در نهايت از كار بيفتد. در نتيجه با اين شرايط حيات نظام به هم ميريزد. بخصوص نسبت به وابستگان اين انسان يك نوع اخلال در نظم و انضباط اجتماع به وجود ميآيد. هم سرنوشت اجتماع به هم وابسته است و هم آدمها به هم وابسته هستند و هر كسي به صورت انفرادي نميتواند نيازهاي خود را تامين كند.
همين طور وابستگي فاميلي، قومي، قبيلهاي، و پدري و فرزندي. اگر قرار باشد در اين دنيا مجازات كنند، نظام زندگي به هم ميخورد. در همين حدي كه حدود و ديات در دنيا اجرا ميشود ببينيد چه عوارضي به دنبال دارد. اسلام با تلخي مجازات را تجويز كرده است. براي اينكه جامعه امنيت داشته باشد و در امن و امان بماند. راه ديگري براي حفظ نظم و انضباط در جامعه وجود نداشت. و اين حداقل مجازاتي است كه پيشبيني شده است. اگر بنا بود خداوند عذاب آخرت را در اين دنيا پياده ميكرد نسل بشر چيزي باقي نميماند و همه از بين ميرفت.
بنابر اين يكي از ويژگيهاي اين دنيا وابستگي و سرنوشت مشترك انسان است در حالي كه در قيامت اين طوري نيست. در قيامت علقه مادري و فرزندي و وابستگي وجود ندارد لذا پرونده عمل هر فرد انفرادي است. حال ممكن است كه آدم به بهشت برود شرايط فرق ميكند. سؤال آيا فردي كه در آنجا عذاب شده تاثيري در ديگر اعضاي جامعه ميگذارد يا نه اصلاً چنين چيزي وجود ندارد؟ در اين دنيا چون سرنوشتها به هم وابسته و مشترك است بنابر اين از ديگر ويژگيهاي اين عالم سرنوشتهاي مشترك و وابستگي انسانها به يكديگر است.
شاخصه هفتم: همراهي روح با جسم در دنيا
از شاخصههاي اين دنيا اين است كه حتماً بايد روح و جسم با همديگر باشند و نميشود اين دو از هم جدا باشند. اگر چنين شد اين موجود قابليت زندگي در اين دنيا را ندارد. ظرف دنيا آن وقتي است كه روح و جسم در كنار هم و لازم و ملزوم يكديگر هستند. اما در عالم برزخ و جنين اينگونه نيست. در جنين دوگونه است يعني قابليت هر دو وضع را دارد. يعني چهارماه داراي حيات نباتي است و بدون روح زندگي ميكند و بعد از چهار ماه همراه با روح زندگي ميكند. در عالم برزخ روح و جسم كاملاً جدا هستند. يعني انساني كه چندين هزار سال در عالم برزخ زندگي ميكند آنجا امكان ارتباط فيزيكي روح و جسم انسان وجود ندارد. در روايت است كه ارتباط بين روح و جسم وجود دارد و روح به قبر محل استقرار جسم انسان ميآيد ولي داخل جسم نميشود و اگر چنين شد مانند اين وضعيتي كه الان ما داريم در اين صورت تلازم و تعامل در عالم برزخ به هم ميريزد.
سؤال: در قيامت آيا معاد روحاني است يا جسماني؟ يعني واقعاً روح در قالب همين جسم فيزيكي قرار ميگيرد و عذاب و عقاب و پاداش با همين جسم انجام ميگيرد يا جسم ديگري است. در اين زمينه بحثهاي بسيار طولاني شده است و شبهاتي مطرح كردند و فلاسفه و اكثر قريب به اتفاق علماي بزرگوار و مفسرين معتقدند معاد جسماني است چون در آيات و روايات كاملاً صراحت دارد به اين مسئله كه معاد، معاد جسماني است و انسان با همين جسم برانگيخته ميشود و عذاب و عقاب و لذت و درد با همين جسم خواهد بود.
بنابر اين در آن دنيا و در قيامت روح و جسم بايد با هم باشند برخلاف عالم برزخ و عالم جنين.
شاخصه هشتم: ضرورت راهنمايي و الگوگيري
هشتمين شاخصه كه از آيات و روايات قابل دريافت است ضرورت راهنمايي و الگوگيري در اين دنيا است. يكي از شاخصهها و برجستگيهاي اين دنيا اين است كه انسان تنها در اين دنيا نيازمند به الگو و راهنماست. و در قيامت همين الگو و راهنما جلودار اوست و انسان تابع او خواهد بود و زير پرچم او حركت ميكند و حتي در عالم برزخ هم اينگونه است.
در اين دنيا آدم راهنما و مرشد ميخواهد در حاليكه در عالم ذر چنين چيزي نياز نبوده و در عالم جنين چنين چيزي نياز نيست و در عالم برزخ نياز نيست. ولي در عالم قيامت، بعنوان اينكه من در دنيا دنبال اين رهبر بودم، در زير پرچم او حركت كردم با او وارد عرصه محشر ميشوند. پرچم هر گروه نماد اين است كه اينها همراه چه كسي بوده و علامت اين است كه از كدام حزب و گروه و جبهه هستند و همين جبههاي كه در اينجا است آنجا تجلي يافته و در آن جبهه حركت ميكند.
بنابر اين تنها در اين دنيا است كه آدم راهنما و حجت ميخواهد. در اصول كافي روايتي است «ان الله علي الناس حجتين، حجه ظاهره و حجه باطنه» خداوند براي آدمي دو حجت قرار داده است؛
1- حجت ظاهري: حجت ظاهري انبيأ و رسولان الهي هستند كه بشر را راهنمايي ميكنند.
2- حجت باطني: حجت باطني عقل انسان كه پيامبر دروني آدم است و بخشي از ارشادات و راهنماييها توسط اين پيامبر دروني انجام ميگيرد.
بنابر اين تنها در اين دنيا نيازمند راهنماست و راهبر و الگو ميخواهد چون عرض كرديم اينجا كشت است و آنجا درو كردن. اينجا عمل است و آنجا حساب و جزاست. چون اينجا محل دريافت حيات معنوي است و اينها خط نشان هايي است كه نياز به راهنماست و بدون راهنما آدمي نميتواند به نقاط كليدي دست پيدا كند. وجود راهنما كمك ميكند به انسان كه حيات معنوي چيست و الگو چيست؟ خداوند منان بزرگترين سرمايه را براي ما انسانها به ارمغان گذاشته است. خداوند دو نوع الگو پيش روي ما گذاشته است. 1-الگوي مقرراتي:
الگوي مقرراتي شامل حرام، واجب، مستحب، مكروه و مباح است و خداوند ميفرمايد: شما ميخواهيد در زندگي دنيا چارچوب و استاندارد داشته باشيد؟ احكام خمسه چارچوب حركت انسان است.
2- الگوي مقرراتي اين 5 عنوان است. هركجا واجب بود حتماً بايد انجام دهيد وهركجا حرام بود نبايد انجام دهيد و هركجا مستحب بود ترجيح دارد و خوب است و ارزش دارد انجام دهيد و هركجا مكروه بود انجام ندهيد بهتر است. و عمل به مباح هم عليالسويه است.
يعني چه انجام بدهيد يا انجام ندهيد فرقي ندارد به اين الگو، الگوي مقرراتي ميگويند.
الگوي عملياتي و رفتاري ائمه معصومين(ع) هستند. ميگويند اين جلودار شماست و هر گامي كه برميدارد بدنبالش برويد به حق ميرسيد. «لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه» اين اسوه حسنه و الگوي شماست و بدنال او حركت كنيد. يا امام عصر(عج) ميفرمايند: «و في ابنته رسول الله لي اسوه حسنه» دختر پيامبر حضرت فاطمه(س) براي من الگو و اسوه است. يعني فاطمه(س) تابلو تمام نماي انسان كامل است و هركجا اين انسان كامل پاي ميگذارد پا بگذارم همان خواست خداست.
شاخصه نهم: محدود و فاني بودن سرمايه انسان
نهمين شاخصه زندگي در اين دنيا اين است كه سرمايههاي انسان محدود و از بين رفتني است. سرمايهاي كه خداوند به انسان داده است وجود و حيات است. حياتي كه خداوند به انسان داده داراي نعمت و ارزش است. در تاريخ نقل ميكنند هارون الرشيد به يك عالمي گفت: من را موعظه كن؟ عالم گفت: آقاي هارون تمام اين سرزمين از آن توست، (منطقه جغرافيايي از خراسان تا بغداد و بخشي از آفريقا و آسيا قلمرو هارون بود) و سلطنت تو سلطنت بسيار گستردهاي است. اگر در بيابان تشنه شوي و تشنگي به تو فشار بياورد و بخواهي ليوان آب را بخري كه حيات تو به اين ليوان آب بستگي دارد، چقدر ميخريد؟ هارون گفت: اگر اضطرار پيدا كنم حاضرم نصف مملكت را بدهم و اين ليوان آب را بخرم.
عالم گفت: اگر اين ليوان آب تبديل به ادرار شود و به شما فشار بياورد و براي درمان آن درد طبيبي قيمت گراني از شما طلب كند حاضري پرداخت كني كه آب اين ليوان را كه خوردي دفع شود؟ گفت: حاضرم نصف ديگر مملكتم را بدهم. عالم در جواب گفت: مملكتي كه ارزش آن نوشيدن يك ليوان آب و دفع يك ليوان آب است، ارزش ندارد نبايد اين همه تلاش كرد و انسان هستياش را از دست بدهد.
بنابر اين سرمايه خارج از انسان اينطوري است و اين هم سرمايه، خود آدم است كه حاضر است با گرفتن يك ليوان آب و دفع يك ليوان آب از دست بدهد تا جانش را كه دوست دارد، حفظ كند. حال اين سرمايه را بايد چه كرد؟ حضرت علي(ع) ميفرمايند: «ليس لانفسكم ثمن دون الجنه» در برابر وجود شما هيچ بهايي نيست مگر بهشت. اين سرمايه را به جز بهشت اگر صرف كنيد ضرر كردهايد. بنابر اين سرمايه انسان محدود و از بين رفتني است و در روايت ديگري آمده است: «من ساوايوماه فهو مغبون» كسي كه دو روزش مساوي باشد مغبون است. منتهي مصرف سرمايه عمر آدمي سه حالت دارد: يا بار خنثي دارد يا بار مثبت و يا منفي. البته بار خنثي هم قابل تحمل است كه انسان حداقل زيان نكرده است. ولي بعضيها تبديل ميكنند به سم و مار و عقرب يعني: بدترين چيزي كه در قيامت قاتل جان انسان است اين خيلي بد است.
در اين دنيا بايد مواظب باشيم كه امروزمان با ديروزمان كاملاً فرق كند. قرآن ميفرمايد: «والعصر، ان الانسان لفي خسر» انسان در حال ذوب شدن است. «الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات» اين سرمايه ذوب و آب ميشود مگر كساني كه ايمان آورده وعمل صالح داشته باشند كه اين ايمان وعمل صالح كالا را به كالاي مثبت تبديل ميكند.
در روايات زيادي به اين مسئله اشاره شده كه ميفرمايد: «متاع الدنيا قليل» يعني هفتاد سال در قبال هفتصدميليارد سال خيلي كم است و بعد ميفرمايد: «الفرصه تمر مر السحاب» يعني فرصتها مثل ابر در حال گذر است. و همچنين پيامبر گرامي اسلام(ص) در سفينه البحار ج 1، ص 486، ميفرمايند: «الدنيا يذهب نعيمها و يموت ساكنها و يخمد ضونها» نعمتهاي دنيا از بين ميرود و ساكنين آن ميميرند و روشنايياش خاموش ميشود. اين مال دنياست. آدم هم نورش خاموش ميشود و هم جسمش ضعيف و توانش به حداقل ميرسد. بنابر اين سرمايه انسان بسيار محدود است و بايد تلاش كرد تا اين سرمايه را تبديل به يك كالاي ماندني كنيم كه قابل افزايش و افزودني باشد.
به نقل از پايگاه خبري روابط عمومي كل سپاه
چهارشنبه 22 خرداد 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
-