واضح آرشیو وب فارسی:جام جم آنلاین: سياست - زمينه براي حضور اصلاحطلبان مناسب نيست
.jpg)
سياست - زمينه براي حضور اصلاحطلبان مناسب نيست
محمدرضا يزدانپناه: در حاليكه با آغاز گمانهزنيها درباره انتخابات آينده رياستجمهوري، اشخاص مختلفي از هر دو جناح سياسي كشور آمادگي خود را براي شركت در اين انتخابات اعلام كردهاند، برخي چهرههاي سياسي اصلاحطلب معتقد هستند كه فضاي كنوني براي شركت اصلاحطلبان در انتخابات دهم رياستجمهوري مساعد نيست. يكي از اين افراد «هدايت آقايي» عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي است كه ميگويد: «علائم خوبي براي شركت اصلاحطلبان در انتخابات پيشرو در شرايط كنوني وجود ندارد.»
تجربه انتخابات اخير مجلس تا چه حد در شكلگيري اين ذهنيت موثر بوده است؟
واقعيت اين است كه نه تجربه انتخابات سوم شوراها و نه انتخابات مجلس هشتم، علائم خوبي را براي اصلاحطلبان ارسال نميكنند. اما و اگرهاي نتايج انتخابات شوراها كه نزديك به دو سال از انجام آن ميگذرد هنوز برطرف نشدهاند. از آن بدتر مسائل و مشكلات انتخابات اخير مجلس هشتم است كه از انتخابات شوراها هم پيچيدهتر بودند. ردصلاحيت گسترده نامزدهاي اصلاحطلب، تخريب اصلاحطلبان با طرح اتهامات واهي مانند وابستگي به آمريكا و ابهام در شمارش آرا چه در مرحله اول و چه در مرحله دوم، از جمله اين مشكلات بود. ما هنوز هيچ چشمانداز مناسبي درباره انتخابات آينده رياستجمهوري نداريم كه مثلا آيا در آن باز هم قرار است نيروهاي سازمانيافته كه از امكانات عمومي تغذيه ميشوند در روند انتخابات دخالت كنند؟ يا آيا مشكلات اجرايي چند انتخابات اخير مجددا تكرار ميشود؟ اينها مسائلي هستند كه حتما بايد توسط اصلاحطلبان بررسي شوند.
با وجود اين همه مشكلات، اصلاحطلبان چه اصراري به شركت در انتخابات دارند؟
اصلاحطلبان براي نجات كشور چارهاي جز اين كار ندارند. اصلاحطلبان وظيفه دارند فضاي سياسي جامعه را باز نگاه دارند چون اگر فضا بسته شود و تنها يك جريان سياسي خاص اجازه حضور در عرصه را داشته باشد هم وحدت ملي دچار خدشه ميشود هم چهره كشورمان در نظام بينالمللي آسيب ميبيند و هم واگرايي ملت و حكومت بيشتر ميشود. اصلاحطلبان بايد در وهله اول راهكاري براي حل مشكلات انتخابات پيدا كنند و سپس راجع به نحوه حضور در انتخابات تصميم بگيرند.
اين راهكاري كه اصلاحطلبان مدتهاست وعده آن را ميدهند بالاخره كي پيدا ميشود؟
واقعيت اين است كه در كوتاهمدت امكان ارائه راهكار مشخصي وجود ندارد. وضعيت كنوني بايد طي يك فرآيند زماني اصلاح شود. اگر مشكلات فعلي نبود كه اساسا «اصلاحات» معنايي پيدا نميكرد. اما از سوي ديگر مشخص است كه در چند سال گذشته در زمينه برگزاري انتخابات در كشور عقبگرد داشتهايم.
اصلاحطلبان به جز چند انتخابات اخير، در انتخابات متعددي كه طي سالهاي گذشته برگزار شد، موفقيتهاي خوبي داشتند. مانند دو انتخابات رياست جمهوري آقاي خاتمي، انتخابات مجلس ششم يا انتخابات اول و حتي دوم شوراها كه فارغ از نتايجش با حداكثر استاندارد ممكن انجام شد. پرسش اين است كه اصلاحطلبان براي آن انتخابات چه راهكارهايي داشتند كه ضامن موفقيت آنها بود و چرا از آن تاكتيكها در شرايط كنوني استفاده نميشود؟
واقعيت اين است كه در آن مقاطعي كه شما اشاره كرديد هم راهكار خاصي وجود نداشت. در آن زمان فضاي كشور به گونهاي بود كه اكثريت قاطع ملت خواهان بازگشت ارزشهاي انقلاب بهخصوص در زمينه آزاديها بودند و همين موج اجتماعي باعث ميشد كه هيچ شخص يا نهادي جرات مقابله با اين اراده عمومي را نداشته باشد اما پس از مدتي با يك پديده نوظهور در كشورمان مواجه شديم كه مانند يك دمل چركين بود. اين جريان تحت لواي شعارهاي انقلاب، تيشه به ريشه آرمانهاي انقلاب ميزند اما در آن دوران چنين غده بيماري وجود نداشت كه براي مقابله با آن احتياج به كشف راهكار باشد.
فرمولي كه قرار است درباره انتخابات آينده رياستجمهوري توسط حزب كارگزاران به جبهه اصلاحات ارائه شود، چيست؟
ما هنوز در اين زمينه به جمعبندي نرسيدهايم. اما اصول كلي اين فرمول مبتني بر پيدا كردن يك روش واحد تصميمگيري در ميان اصلاحطلبان است. فكر ميكنيم تفاهم چهرههاي شاخص و بزرگان اصلاحطلب براي تشكيل جمعي كه تصميمات نهايي را اتخاذ كند، راهكار مناسبي باشد.
مشابه همان جمعي كه قبل از انتخابات اخير مجلس توسط آقاي خاتمي تشكيل شد؟
بله، چيزي شبيه آن اما فراگيرتر و جامعتر.
شما در جايي گفتهايد كه «اگر قرار بر حضور در انتخابات باشد» اصلاحطلبان با يك كانديدا در آن شركت ميكنند. اين يعني ممكن است اصلاحطلبان در انتخابات آينده رياستجمهور شركت نكنند؟
اصلا بعيد نيست! اگر فضاي انتخابات بهگونهاي باشد كه مسووليت را از ما سلب كند اجباري به شركت در انتخابات نيست.
اصلاحطلبان تحت چه شرايطي در انتخابات آينده شركت نميكنند؟
طبيعي است اگر شرايطي مانند ردصلاحيت كانديداي مورد تفاهم ما يا تكرار عملكرد گذشته توسط دستگاههاي نظارتي و اجرايي انتخابات، رخ بدهد تكليف شرعي و ملي اصلاحطلبان براي شركت در انتخابات تغيير ميكند.
ولي از اين شروط در مقطع پيش از انتخابات اخير مجلس هم مطرح ميشد. به عنوان مثال اصلاحطلبان مرتب ميگفتند هيزم انتخاباتي نميشويم كه در آن نقشي نداشته باشيم اما در نهايت از تمام شروط خود كوتاه آمدند و به صورت صددرصدي در انتخابات شركت كردند.
اگر به انتخابات مجلس هشتم توجه كنيم ميبينيم كه اصلاحطلبان به صورت كامل در آن شركت نكردند. مثلا در حوزههايي كه امكان معرفي كانديدا تحت هيچ شرايطي وجود نداشت، اصلاحطلبان عملا از شركت در انتخابات خودداري كردند. اگرچه فضاي تخريبي در تمام حوزهها وجود داشت، ما براي شركت در آن انتخابات به حداقلها اكتفا كرديم.
چه راهكاري براي حل مشكل تعدد كانديدا در ميان اصلاحطلبان وجود دارد؟
در فرمول پيشنهادي كه قبلا اشاره كردم، راهكار حل اين مشكل هم پيشبيني شده است. اصلاحطلبان اگر به يك روش واحد تصميمگيري برسند مشكلي به نام تعدد كانديدا نخواهند داشت.
سه شنبه 21 خرداد 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: جام جم آنلاین]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 172]