واضح آرشیو وب فارسی:ایران اسپورت: جهان - براون و ميراث بلر
.jpg)
جهان - براون و ميراث بلر
جواد رنجبر: تاريخ سياست در جهان داستانهاي تكراري زيادي دارد. برخي از اين داستانها به قدري تكرار شدهاند كه حالتي اصلگونه يا پارادايمي يافتهاند. جابهجايي قهرمانان با چهرههاي سياسي ضعيفتر، صرفنظر از درستي يا نادرستي اخلاقي رفتارهايشان، يكي از اين داستانهاست.
حكومت خبرساز، پرتحرك و پرهياهوي توني بلر كه 10 سال به طول انجاميد شبيه به يك ميهماني شبانه شلوغ بود و حكومت فعلي براون بيشتر به روز بعدي اين ميهماني ميماند؛ با خستگي و كمي كسالت.
شايد اگر براون پس از فرد ديگري غير از بلر روي كار ميآمد اين چنين خاموش، كمكار و خنثي به نظر نميآمد. ناكاميهاي حزب كارگر در اين دوره بر بيتاثيري حكومت براون افزوده است.
شكست حزب كارگر انگليس در انتخابات محلي شوراها يكي از اين موارد است. آنچه از رسانههاي انگليسي بر ميآيد اين است كه مردم بريتانيا از عملكرد براون راضي نيستند و شكست حزب كارگر در انتخابات شوراها (24 درصد كل آرا در برابر 44 درصد آراي محافظهكاران و 25 درصد راي ليبرالها) كه شكستي بي سابقه (سقوط به رتبه سوم احزاب) در چهار دهه گذشته بوده است ـ حتي در حوزههاي كاملا سنتي اين حزب مثل كرو و ناتويچ ـ پيامي از مردم به دولت از باب نارضايتي به ويژه از مسائل اقتصادي است.
افزايش بهاي مواد غذايي، سوخت و خدمات فقط بخشي از نارضايتي اقتصادي مردم بريتانياست و جالب آن كه براون نيز بر آن تاكيد ميكند. وي كه به دليل الزامات حكومت در كشوري توسعه يافته مجبور به ارائه صحيح آمارها و مسووليتپذيري است حتي پا را از اين حد فراتر مينهد و با شفافيت نتايج عملكرد خود را ميپذيرد. براون نتايج وخيم رشد اقتصادي چهار درصدي را در فاصله زماني فصل آخر سال 2007 ميلادي تا پايان سه ماهه اول امسال تاييد كرد. اين نرخ رشد كمترين ميزان نرخ رشد اقتصادي بريتانيا در سالهاي اخير است.
اين موارد و انتقادات ناشي از آن، نه تنها در جامعه انگليس گريبان براون را گرفته، بلكه در درون حزب هم انتقادات عليه وي را افزايش داده است.
ظاهرا ميراث بلر كه براي اولينبار حزب كارگر را سه بار به قدرت رساند در حال اضمحلال است و براون با عملكرد خود زمينه به قدرترسيدن حزب محافظهكار را فراهم ميكند. همانگونه كه ديويد كامرون، رهبر حزب محافظهكار، پس از انتخابات شوراها اين انتخابات را به منزله راي اعتماد به حزب محافظهكار تلقي كرد.
يكي از دلايل كاهش محبوبيت براون و حزبش رويگرداني طرفداران سنتي حزب كارگر است. اين موضوع مهم سبب شده است كه حزب كارگر جايگاه اول يا دومي قدرت سياسي را از دست بدهد و براي اولينبار در چهار دهه گذشته به رتبه سوم در ميان سه حزب مهم بريتانيا سقوط كند. وضعيت جديد از اين رو اهميت دارد كه قدرت در طول حيات سياسي بريتانيا، همواره بين دو حزب محافظهكار و كارگر در گردش بوده است. رهبران برجستهاي همچون كلمنت آتلي، هارولد ويلسون، جيمز كالاهان و اخيرا توني بلر هر كدام به نوعي و در مقطعي خاص بر حيات سياسي بريتانيا تاثيرگذار بودهاند.
در دوره اخيرگرايش راه سومي و گيدنزي بلر با تمايل آشكار به راست، نقطه عطفي در تاريخ حزب كارگر ميباشد. وي با تداوم ملايم و ظريف برنامههاي تاچري به تدريج نشانههاي تحول در حزب كارگر را نمايان ساخت و با همكاري دوستانه و فشرده با جورج بوش - در حمله به عراق- اين تحول را به اوج رساند. بلر با وجود تمام انتقاداتي كه به عملكرد وي وجود داشت پست نخستوزيري را با اقتداري نسبي واگذار كرد و با چهرهاي وزين كه تا حد فرستاده ويژه غرب در مسائل خاورميانه و رئيسجمهور اروپا مطرح است از دنياي سياست رسمي در كشورش خداحافظي كرد.
وي برخي تحولات محتوايي را در حزب كارگر ايجاد كرد كه به نگاه سنتي چپگرايانه انحراف و به ديد راستگرايانه ترقي حزب كارگر قلمداد ميشود. در دوره مورد اشاره، حزب كارگر به هويت انگلوساكسوني خود نزديكتر شد و بالطبع از رسم و رسوم و قواعد سياسي و اقتصادي اروپايي به ويژه سوسياليسم آن كناره گرفت. شايد خبر جنجالي كمك يكميليون پوندي يك ميلياردر ايراني (مالك فروشگاههاي زنجيرهاي كوروش و يكي از بنيانگذاران صنعت خودروي ايران) به حزب كارگر كه تشكر بلر را در پي داشت نشاندهنده تقريبي جهتگيريهاي اين حزب و حداقل نزديك شدن به نوعي از ديدگاههاي سرمايهداري باشد. البته اقدامات ديگر بلر همانند پايان دادن به تعهد تاريخي حزب كارگر به ايجاد شغل براي همه و تعهد به ملي كردن صنايع و برچيدن بسياري از مقررات پيچيده استخدامي و تجاري، مويدات گرايشات راستي در حوزه اقتصاد و نزديكي به اسرائيل و دور شدن از موضع سنتي بيطرفي در خاورميانه و اعزام لرد مايكل ليوي چهره سرشناس حامي اسرائيل به عنوان فرستاده مخصوص بلر در مسئله صلح خاورميانه در حوزه سياست خارجي حزب كارگر ميباشد.
ظاهرا اين حزب ايده اشتراك منافع رايدهندگان طبقه متوسط و طبقه كارگر را كه ايدهاي مبتني بر آموزههاي سرمايهداري است تحقق بخشيده و شايسته نام حزب كارگر جديد شده است. اين تغييرات با فروپاشي شوروي و افول چپگرايي در جهان آغاز شده بود. پيش از بلر نيز حزب كارگر نسبت به دادههايش به جامعه انگليس به واسطه شكستهاي پي در پي مشكوك شده بود.
ميراث بلر جوان، با نشاط، صريح، پرتحرك، جاهطلب و اهل آرايش مداوم كه با شلوار جين و نوع مراوداتش كمي با رسوم سياستمداري بريتانيايي فاصله داشت و به يك آمريكايي شباهت بيشتري داشت به گوردون براون دقيق و محاسبهگر با شخصيتي بستهتر از بلر رسيد كه از نظر تشكيلاتي متعلق به جريان سنتي حزب كارگر بود. براون نه جسارت و نه اراده بلر (كه حتي همقطارهاي حقوقدانش را ناديده گرفت) را دارد.
حتي اگر دخالت بريتانيا در عراق خطاي استراتژيك قلمداد شود بلر توان بيشتري براي اداره اين خطا داشت و در اوج انتقادات نسبت به حضور در عراق و تجربياتي كه از رفتار وي با كشورهاي اروپايي به ويژه فرانسه وجود داشت در سال 2005 حزب كارگر را دوباره به قدرت رساند. اما براون با وجود تلاش براي ايجاد زاويه با آمريكا نتوانسته است توجه جهانيان و حتي مردم كشورش را جلب نمايد. بلر سه رهبر حزب محافظهكار «ايان دانكن اسميت»، «مايكل هاوارد» و «ديويد كامرون» را به ترتيب شكست داد. حزب محافظهكار سعي داشت با روي كار آوردن رهبران جوان و شبيه به الگوي بلر، وي را شكست دهد اما نتوانست.
اما اكنون حزب كارگر حتي براي برخي طرفدرانش شايد به دليل افول و ناكارآمدي چپگرايي در كل اروپا و به نوعي در جهان و شايد به علت بحران نظري حاصل شده در آن، به تشكيلاتي كسلكننده تبديل شده است. شايد اين حزب قديمي در زمانهاي كه چپگرايي روزگار چندان خوشي ندارد در پشت سيماي گريمكرده بلر پنهان شده بود و اكنون كه اين چهره كنار رفته است به همريختگي و آشوب فكري آن نمايان شده است. نمادي از اين بحران، جلسه كابينه بريتانيا يك روز پس از شكست در انتخابات شوراها بود.
ظاهرا حزب كارگر دچار نوعي رخوت و ترديد نيز شده است و اعضاي اصلي حزب نميدانند بايد عليه براون كاري بكنند يا نه؟ اگر براون در اين شرايط كنار گذاشته شود قطعا حزب كارگر موفقيتي به دست نخواهد آورد و اگر وي بر مسند قدرت بماند به تدريج افول حزب كارگر تكميل خواهد شد؛ مگر اين كه معجزهاي رخ دهد و كسي همانند بلر كه در انتخابات 97 ظهور كرد به پا خيزد.
به همين دلايل و ابهام در آينده است كه پس از شكست در انتخابات شوراها و بحث از كنارهگيري براون، چهرههاي سرشناس حزب كارگر از جمله آلن جانسون ـ وزير بهداشت (يكي از جانشينان احتمالي براون) ـ و جان پريسكات ـ معاون سابق نخستوزير ( نه چندان موافق براون) ـ و داگلاس الكساندرـ وزير توسعه بينالمللي ـ با كنارهگيري وي مخالفت كردند. در حالي كه چارلز كلارك (وزير كشور سابق) با برخي مانورهاي سياسي از جمله تلاش براي تشكيل ائتلافي از مخالفان براون خواهان تغيير اوست.
به نظر ميرسد حزب كارگر بريتانيا در هالهاي از ابهام رابطه با ايالات متحده آمريكا، اروپاگرايي يا روندي غير از آن و مسائل و مشكلات اقتصادي اخير در حال دور شدن از آموزههاي سوسياليستي خود باشد. اما بيترديد اين جدايي و تحول بدون هزينه و چالش نخواهد بود. هر چند اين چالشها و تبعات آن در جامعه منحصر به فرد بريتانيا - بدون قانون اساسي مكتوب و مبتني بر رسم و عرف- متناسب با شرايط و مقتضيات آن خواهد بود.
شنبه 18 خرداد 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: ایران اسپورت]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 178]