واضح آرشیو وب فارسی:راسخون:

خبرگزاري فارس: يك متخصص حقوق جزا و رسانه گفت: تيپ جرايمي كه در رسانهها انعكاس پيدا ميكند بيشتر خياباني است و جرايم يقهسفيدها و جرايم فرهنگي وارد رسانههاي ما نميشود. به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، قاسم خدادي متخصص حقوق جزا و رسانه در ميزگرد همايش حقوق و رسانه كه با موضوع ملاحظات حقوقي، انتشار اخبار جنايي و معضلات اجتماعي در رسانهها برگزار شد در رابطه با وضعيت كنوني انعكاس اخبار حوادث در كشور با اشاره به بحث جرمزا بودن رسانهها گفت: درباره بحث انتشار اخبار جنايي در رسانهها اصولاً تئوريهايي در جرمشناسي مطرح ميشود كه آيا همه جنايتها در رسانهها مطرح ميشود؛ تيپ جرايمي كه در رسانهها انعكاس پيدا ميكند بيشتر خياباني است و جرايم يقهسفيدها و جرايم فرهنگي وارد رسانههاي ما نميشود و ما انواع جرم را در رسانهها ملاحظه نميكنيم. وي اظهار داشت: طي يك سال بررسي روزنامه ايران كه پركارترين روزنامه در زمينه حوادث است 3 نوع جرم بيشترين آمار را در اين روزنامه به خود اختصاص داده بود كه شامل قتل، سرقت و تجاوز به عنف است هر 3 اين جرايم به نوعي جزو جرايم خياباني هستند كه در اين روزنامه مورد بررسي قرار گرفتهاند. خدادي افزود: نكته مهم حاصل انعكاس اين اخبار در رسانهها از نگاه كاربردي صرفاً ترس از جرم است و اينكه چگونه در معرض اينگونه جرمها قرار نگيريم. اطلاعرساني درباره اين جرايم فقط ترس از جرم را ايجاد ميكند و اين موضوع را در ذهن ميآورد كه اين دسته از جرايم بالاترين آمار را در كشور دارند. خدادي اضافه كرد: رسانه يك پديده اجتماعي است و در تحليل رسانهها بايد شرايط اجتماعي جامعه ايران ديده شود تا نسخه مناسبي براي آن در نظر گرفته شود. وي با ذكر دو مثال به ارزيابي اين موضوع پرداخت و گفت: ما ديديم كه در سالهاي گذشته به موجب ماده 13 قانون مطبوعات تعداد زيادي از مطبوعات تعطيل شدند مادهاي كه تا قبل از آن مورد استفاده قرار نميگرفت به يكباره به اين شكل مورد استفاده قرار ميگيرد و اظهار نظرهاي مختلفي درباره آن ميشود كه آيا بايد به موجب آن روزنامهها تعطيل ميشدند و يا اينكه چرا روزنامهها به موجب اين ماده تعطيل شدهاند. خدادي اضافه كرد: هماكنون در جرايم حوزه فرهنگي در تبصره ماده 638 بحث بدحجابي مطرح شده است؛ آيا در اين مورد نبايد به سراغ مصاحبه با كنشگر برويم و نگاه پديدارشناسانه داشته باشيم. اگر دقت كنيم متوجه ميشويم كسي كه به اين شكل عمل ميكند اصلاً مفهومي به اين معنا كه عملش جرم و خلاف هنجارهاي اجتماعي است ندارد چون هنجارهاي خود را از جاي ديگري گرفته است. وي تصريح كرد: ايران هماكنون در حال گذار از سنت به مدرنيته است كه با اين مسئله خود به خود به خيلي از موضوعات جواب داده ميشود. وي ادامه داد: در حال حاضر بازيهاي رايانهاي وارد بازار شده كه در آن صحنههاي خشن و پورنوگرافي وجود دارد بايد به اين مسئله توجه كنيم كه ايران 4 مؤلفه دارد؛ ما در حال گذار از سنت به مدرنتيه هستيم اروپاييها هم اين سير را در 200 سال طي كردهاند و ما در 50 سال ميخواهيم اين كار را انجام دهيم. خدادي ادامه داد: همچنين ما در حالي ميخواهيم اين سير را طي كنيم كه دين خود را نيز حفظ كنيم اروپا دين را كنار گذاشته است و به مشكلي هم بر نميخورد اما درباره ما اينطور نيست. وي اضافه كرد: ما در اين سير الگوي مرجع داريم در حالي كه اروپا الگوي مرجع نداشت و خودش بازسازي ميكرد اما ما الگوي مرجع داريم و ناگزيريم از آن يعني غرب پيروي كنيم زيرا ماهواره و اينترنت به خانههاي ما آمده و اين موضوع ناخواسته است. خدادي تصريح كرد: ويژگي ديگر در اين گذار از سنت به مدرنيته باز تعريف نشدن مفاهيم سنتي است اگر اين 4 مقوله را در نظر بگيريم و در حوزه رسانه بياوريم راحت نتيجه خواهيم گرفت. وي ادامه داد: يكي از نشانههاي كشوري كه به ثبات رسيده اين است كه آن كشور يا سنتي بوده يا مدرن است. خدادي گفت: ما تاكنون نتوانستهايم جرم سياسي را تعريف كنيم. وي اظهار داشت: هماكنون متوليان فرهنگي چارهاي جز مديريت ندارند زيرا ديگر نگاههاي جرمشناسانه آرماني كنار گذاشته ميشود و تنها چاره كنترل است. خدادي تأكيد كرد: متوليان فرهنگي بايد بدانند كه به علت 4 مؤلفه ذكر شده دست ما در نگاههاي جرمشناسانه باز نيست و تنها چاره مديريت است. آنها بايد قبول كنند كه ما فقط ميتوانيم مديريت و رتبهبندي كنيم. وي افزود: من يكي از موافقان بحث شربت ترياكم اين شربت بايد پخش شود چون ما در مقوله فرهنگي، سياسي و اقتصادي در حال گذاريم و فقط بايد جامعه را كنترل كنيم. خدادي اضافه كرد: لزومي ندارد فنها و تكنيك حقوق در رسانهها به مردم آموزش داده شود؛ حقوق در بستر يك اجتماع است و بايد علتها در رسانهها آموزش داده شود. وي ادامه داد: ما ميگوييم رسانهها علت ارتكاب به جرم هستند ولي نگاه فرويد ميگويد كه خشونت و غيره بايد نشان داده شود زيرا موجب تخليه هيجاني است و نشان دادن خشونت زماني مخرب خواهد بود كه صرف باشد يعني در تلويزيون دائم صحنه دعوا نشان داده شود اما زماني كه پشت سر دعوا در خانوادهها محبت نيز نشان داده شود، مؤثر خواهد بود. خدادي افزود: نشان دادن صرف خشونت در رسانهها بد است ولي اگر به جا تجويز شود مناسب است. وي تصريح كرد: صرف نشان دادن خشونت در يك سريال منجر به آسيب نميشود اگر پازلهاي واقعي يك زندگي در آن نشان داده شود؛ مفاهيم سنتي ما باز تعريف نشده و به همين علت ما در اين زمينه مشكل داريم. خدادي در پاسخ به اين پرسش كه آيا مناسب نيست كه سينما، تئاتر و صدا و سيما از صحنههايي كه تحريك جرم ميكنند دور شوند، گفت: در اين باره بايد بگويم تأثير خواندن بر روي مخاطب بيشتر از ديدن است مثلاً تأثير خواندن داستانهاي مبتذل اثرات زيانبارتري از ديدن آن صحنهها دارد زيرا با خواندن يك داستان قوه تخيل شكل ميگيرد و باعث ميشود داستان به ذهن بيايد و در ذهن پرورش پيدا كند. وي ادامه داد: اگر تلويزيون ما فيلمي را نشان ميدهد كه گوياي واقعيتهاي اجتماعي يا عبرت يا يادآوري گذشته است چرا افراد زنداني با ديدن اين سريال بايد صرفاً نتيجه آخر آن را كه تحريك جنسي است دريافت كنند علت اين است كه ما با حذف سكانسهاي آخر و دور شدن از واقعيتهاي اجتماعي دنبال تخيل رفتهايم و راهحل حل اين مسئله نيز پرداختن به معضلات اجتماعي و خارج كردن سينما از تجارت است. جواد طوسي، قاضي دادگستري و منتقد سينما نيز در اين ميزگرد درباره علت روي آوردن نوجوانان به بازيهاي رايانهاي گفت: در اينباره بايد ببينيم علت اينكه يك نوجوان به اين بازيها روي ميآورد چيست آيا ما توانستهايم بازيهاي رايانهاي مناسبي را در كشور توليد كنيم در شرايط فعلي و بر اساس خلاء موجود روي آوردن نوجوانان به اين بازيها يك نوع تخليه كردن است و نگاه كنترل شده در آن وجود دارد. وي اظهار داشت: در وهله اول بايد براي اينگونه بازيها ما به ازاي داخلي خلق كنيم و بعد به موارد بازدارنده آن بپردازيم. اگر كاملاً نگاه نقادانه و يكسويه را درباره بازيهاي رايانهاي در دستور كار قرار دهيم صورت مسئله را پاك كردهايم. طوسي ادامه داد: در اينباره لزوماً بايد شرايط فرهنگي را منطبق با باورها ايجاد كنيم چرا نبايد ما هم فيلمي همچون هريپاتر داشته باشيم كه بار داستاني را در نگاه فانتزي در برگيرد آنقدر فضاي جامعه دچار سياستزدگي شده كه نتوانستهايم تعادل ايجاد كنيم. وي تصريح كرد: بحث اصلي ما معضلات اجتماعي است و فراگيرتر از آن در سينما چقدر ميتوانيم اين معضلات را منتقل كنيم كه مورد انتقاد قرار نگيريم. تمام آثاري كه در طول 30سال اخير در رسانههاي مختلف زمينه زايشش ايجاد شده مبتني بر رئاليسم اجتماعي است و متأسفانه گاهي اوقات كمكاريهاي خودمان را سعي ميكنيم با الفاظ بپوشانيم و هنرمند را در تيررس قرار دهيم. طوسي اضافه كرد: لااقل در شرايط فعلي معتقدم بايد هنرمندان از ميدان عمل بيشتري برخوردار باشند و بتوانند با جسارت بر دنياي درباره چيره شوند و براي معضلات اجتماعي بر اساس مباني ارزشي راه حل پيدا كنند. وي گفت: در وهله اول بايد معضل و شرايط نابرابر را نشان دهيم و براساس خصايص آن نهايتاً به نقطه وصل آرماني برسيم؛ آن قدر در حوزه فرهنگي شرايط بيرحمانهاي حاكم است كه ميبينيم كه حتي فيلمسازان مطرح چقدر اوج و فرود داشتهاند. طوسي اضافه كرد: بخشي از نگاه كنترل شده است كه بايد در اين زمينه بسترسازي منطقي كنيم و نگاه كارشناسانه حوزههاي مختلف در آن قرار گيرد. وي درباره وضعيت كنوني انعكاس معضلات اجتماعي در رسانهها اظهار داشت: اساساً ژورناليسم در حوزههاي مختلف در كشور ما بد تعريف شده است. بنده هر از گاهي براي تكميل شدن سقف قانوني به دادگاه كيفري ميروم. متأسفانه در آنجا خبرنگاراني را ميبينم كه بيشتر ميخواهند ژورناليسم را با شكار عناوين آني و جذاب كاذب دخيل كنند و زودتر براي ستونهاي روزنامه عناويني را پيدا كنند از همين روست كه دائما در روزنامهها با يكسري مطالب كه به دفعات ديدهايم مواجه ميشويم. طوسي اظهار داشت: چرا نبايد خبرنگار سرويس حوادث خودش دانشجوي حقوق باشد و وقتي به دادگاه ميآيد تا آخر جلسات دادرسي دادگاه بماند و موضوع را به عنوان يك مطلب تحليلي در رسانه كار كند ژورناليسم در حال حاضر در جامعه ما دارد به يك بدفهمي تبديل ميشود. وي تصريح كرد: چرا نبايد نگاه تحليلگرايانه را با يك روايت كه همه را در بر گيرد در موضوعات بيان كنيم. طوسي ادامه داد: هماكنون شرايط اقتضا ميكند كه براي جذب طيفهاي مختلف جامعه زيركانه و هوشمندانه نگاه تحليلگر خود را هم داشته باشيم. كارهاي رخشان بنياعتماد به اين موضوع نزديك شده است و وي هوشمندانه به معضلات اجتماعي ميپردازد و در كارهايي مثل زير پوست شهر و نرگس ميبينيم كه به اقشار حاشيهنشين جامعه نزديك شده است. وي تأكيد كرد: اگر قرار است تجربه فيلمساز به يك نگاه مستقل تبديل شود سياستگذار بايد دست او را باز بگذارد. طوسي ادامه داد: بخش پيشگيري از جرم بايد در دستور كار سيستم قضايي قرار بگيرد و درباره بزهكاران مختلف در طيفهاي گوناگون از جاني تا غيره اجرايي شود. وي افزود: چرا سيستم قضايي ما نبايد يك بخش رسانهاي مستند و بايگاني داشته باشد كه فيلمهايي را تهيه كند و براي مسئولان نمايش بدهد تا از طريق نمايش اين آثار براي جرايم برنامهريزي شود. طوسي تأكيد كرد: در حال حاضر مرحله گذار از سنت به مدرنتيه معضل اصلي جامعه ما شده است و حتي بعضيها ميگويند ما به پسامدرن هم رسيدهايم كه اين نگاه اشتباه است. طوسي تصريح كرد: گاهي اوقات بعضي از نويسندگان خارجي آنقدر براي ما به بت تبديل ميشوند كه انگار به جامعه خود پشت كردهايم و نگاه منصفانه به جامعه نداريم. وي ادامه داد: هماكنون فضاي رسانهاي كشور در توليداتي در رابطه با معضلات اجتماعي اقتضا ميكند كه از زماني كه استارت توليد يك برنامه زده ميشود يك مشاور حقوقي در آن حضور داشته باشد. طوسي تصريح كرد: هماكنون در نيروي انتظامي بخشي با عنوان ناجي هنر وجود دارد كه اغلب براي تشخص هر چه بيشتر نيروي انتظامي تلاش ميكند و قاضي در توليدات اين بخش موضوعيت خود را از دست ميدهد بايد تعامل و همفكري بين قاضي و نيروي انتظامي صورت گيرد تا جايگاه خود را داشته باشند. وي ادامه داد: اقتضا ميكند كه سيستم قضايي با وزارت ارشاد و نيروي انتظامي به تعامل برسند و مبتني بر نگاه كارشناسانه توليدات رسانهاي داشته باشند ولي هماكنون متأسفانه راهكار عملي براي اين قضيه وجود ندارد. طوسي اضافه كرد: راهكار اين مسئله تعامل سازنده ميان رسانهها، نيروي انتظامي و قوه قضائيه است. وي گفت: هماكنون مشاهده ميكنيم كه در جنبه آموزشي بدترين زمان نمايش را براي برنامههاي آموزشي قوه قضائيه در نظر گرفتهاند كه مناسب نيست.
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: راسخون]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 418]