واضح آرشیو وب فارسی:راسخون:

تهران-خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا): ديپلماسي قدمتي به بلنداي تاريخ تشکيل اجتماعات بشري دارد. اما در ادبيات روابط بين الملل، تاريخ روابط ديپلماتيک را سه دوره دانسته اند: دوره قديم تا سال 1815، دوره کلاسيک از 1815 تا جنگ جهاني اول و دوره معاصر. در قرون وسطي، طي ده قرن حاکميت کليسا بر اروپا، واحدهاي سياسي زير نظر کليسا همچون بخش هاي مختلف يک مملکت محسوب مي شدند. بنا بر اين، ديپلماسي محدود و تحت کنترل کليسا بود. بر اثر عواملي چند، از جمله ظهور ايالات متحده آمريکا و ورود ژاپن و چين به جرگه کشورهاي قدرتمند، انقلاب1917 روسيه و اشاعه شعار برابري و استقلال دولت ها، دو جنگ جهاني، استقلال شماري از کشورهاي تحت سلطه در آسيا و آفريقا، پيوستن کشورهايي نظير ايران به جامعه ملل، خروج ديپلماسي از انحصار دولت هاي اروپايي و بالاخره، پيشرفت تکنولوژي ارتباطات، ديپلماسي کلاسيک به تدريج عرصه روابط بين الملل را ترک کرد و مي رود تا به پرده سينماها واگذار شود. ديپلماسي نوين ابتدا از مرزهاي سازماني وزارت امور خارجه ها فراتر رفت و در قالب هايي نظير، ديپلماسي نفت، ديپلماسي سازمان هاي بين المللي، ديپلماسي هسته اي و غيره خودنمايي نمود و مي رود تا به تجربه نويني در عصر اطلاعات مواجه گردد که موضوع تحت اين سخن است و اما عصر اطلاعات را حاصل سومين انقلاب اجتماعي پس از انقلاب کشاورزي و صنعتي دانسته اند. انقلاب کشاورزي با مقدار غذاي قابل توليد براي تغذيه سر و کار داشت. محرکه انقلاب اقتصادي حجم و سرعت انتقال سرمايه بود و منشاء تحولات جهان امروز، افزايش شگفت انگيز مقدار و سرعت انتقال اطلاعات است. در دهه 1990، " الوين تافلر" ظهور عصر اطلاعات را اعلام کرد. قبل از وي "دانيل بل" از عصر پساصنعت گرايي سخن گفته بود. "ديويد هاروي" عنوان پسافوردگرايي را برگزيد و "ژان فرانسوا ليوتار" عنوان پسامدرن گرايي را مطرح ساخت. در حوزه روابط بين الملل نيز، "مارک زاچر" از ارکان رو به نابودي معبد "وستفالي" خبر داد. "جان روگي"، نظريه پرداز روابط بين الملل از تغييري نه تنها در بازي سياسي بلکه در ميدان شکل گيري بازي سخن مي گويد. "جيمز روزنا" عصر حاضر را در بردارنده نقطه عطفي به سوي سياست پساروابط بين الملل مي شمارد. رشته متصل کننده همه اين انگاره ها و تحليل ها، اين است که روابط بين الملل در روند فراگير انقلاب اطلاعات، آبستن دگرگوني وسيعي است. پويايي و شفافيت در عرصه روابط خارجي، از مشخصه هاي بارز ديپلماسي در عصر اطلاعات است. مرزها و نظام سنتي در هم شکسته مي شوند. چرخش اطلاعات، در ابعاد گوناگون فضايي وسيع تر از مرزهاي جغرافيايي و فراتر از قلمرو قراردادي قدرت و حوزه سنتي مديريت سياسي، فراهم مي آورد. مشخصه هاي عصر اطلاعات تنها منبع برون زاي تاثير گذاري نبوده است بلکه تار و پود زمينه اي که فعاليت هاي بشر در آن شکل مي گيرد را نيز متحول مي سازد. انقلاب اطلاعات، زمان و فاصله را به شدت کوتاه و با فراهم آوردن فرصت ايفاي نقش، براي هر کس و در هر کجا در راستاي سرنوشت خويش، توازن قدرت را به هم ريخته است. افراد عادي همزمان با سياستمداران و تصميم سازان از طريق ماهواره ها در جريان اخبار و رويدادهاي مورد علاقه خويش و تحليل هاي موافق و مخالف قرار مي گيرند و نظريات و تحليل هاي خود درباره هر جريان و موضوعي را بدون امکان سانسور يا ممانعتي از طريق رايانه هاي شخصي به سراسر جهان ارسال مي نمايند. ورود بازيگران جديد به عرصه روابط بين الملل موضوع ديگر مورد مواجهه ديپلماسي در عصر اطلاعات است. کاهش قابل ملاحظه هزينه ارتباطات دسترسي وسيع اقشار گوناگون به انواع اطلاعات را ممکن ساخته ضمن آن که از اهميت اطلاعات محرمانه نزد ديپلمات ها کاسته و نقش ابزاري آن، به ويژه در راستاي فريب افکار عمومي، را ناکارآمد ساخته است. مردم قادرند واسطه ي سنتي کنترل کننده اطلاعات، از جمله دولت ها، مجامع ديپلماتيک، شرکت هاي فراملي و سازمان هاي اطلاع رساني را پشت سر گذارند. در مواجهه با موضوع هاي نوظهور در روابط بين الملل، دستور کار ديپلماسي تغيير مي يابد. عناويني چون حقوق بشر، مبارزه با تروريسم، مساله فقر و بي عدالتي، محيط سالم زيست، موضوع آوارگان و پناهندگان، گسترش دامنه دموکراسي، اقتصاد آزاد، حاکميت بر اينترنت (فضاي مجازي) و غيره، بر برخي موضوع هاي ملي ارجحيت مي يابد. در چنين فضايي، ديپلماسي از حوزه خصوصي بين دولت ها خارج مي شود و به صورتي روزافزون با عموم جامعه ارتباط پيدا مي کند و رابطه متقابل آن با پديده رو به توسعه اي به نام افکار عمومي، چه در سطح ملي و چه فراملي، هر روز با اهميت تر و حساس تر مي گردد. ديپلماسي عمومي از محدوده تنگ بخش تبليغاتي سفارتخانه ها خارج مي شود و در فعاليت هاي اساسي ديپلماتيک محوريت مي يابد. قدرت هاي مسلط و برخوردار از امکانات ارتباطات الکترونيکي برآنند تا قبل از مذاکرات رسمي و گفتگوهاي ديپلماتيک، خواسته هاي خود را با زمينه سازي و تاثيرگذاري بر ذهنيت اتباع کشور هدف محقق سازند. دنياي نوظهور شبکه، خود حکايت از سازماني دارد که در قالب شبکه هاي اجتماعي، الکترونيکي، رسانه اي و غيره، نماد ساختاري ائتلاف و همگرايي در جهان امروز است. دشمنان و رقباي ديروز، همکاران و متحدان امروز هستند. در چنين فضايي، ديپلماسي، هر چه بيشتر، از دو جانبه بودن فاصله مي گيرد و ماهيت چند جانبه تري پيدا مي کند. بنابراين، ائتلاف و همگرايي ديگر مشخصه بارز عصراطلاعات است و فرهنگ همکاري جايگزين سنت پنهانکاري مي گردد. اين گزارش خلاصه اي است از مقاله "تحولات ديپلماسي در عصر اطلاعات" که در نشريه شماره 218 "رويدادها و تحليل ها" ماهنامه معاونت آموزش و پژوهش وزارت امور خارجه منتشر شد.
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: راسخون]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 197]