تبلیغات
   احادیث و روایات:  پیامبر اکرم (ص):هر گاه بنده‏اى هنگام خوابش، بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم بگويد، خداوند به فرشتگان م...   [کلیک]


تبلیغات







ورود


آمار وبسایت

  کاربران آنلاین : 161
  تعداد کل بازدیدها : 28011657



اوقات شرعی 

ذکر روزهای هفته












تبلیغات



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب


زير باران نبايد رفت !


جام جم-ما تا به حال همچو خيال مي کرديم به زعم باطلمان که وقتي باران که بنا به اجماع اکثر علما و شعرا «در لطافت طبعش خلاف نيست» از آسمان مي بارد ، کل هواي شهر و بخصوص اين تهران کلانشهر را پاک و پاکيزه مي کند اما اظهارات اخير مديرعامل شرکت کنترل کيفيت هواي تهران ، آب پاکي بر تمام تصورات و تخيلات سابقه دار ما ريخت. جناب آقاي «يوسف رشيدي»بفرماييد: «بله ، افزايش 30 درصدي ترافيک و سوخت ناقص بنزين در روزهاي باراني باعث مي شود که بارندگي برخلاف تصور عمومي مردم ، نه تنها باعث کاهش آلودگي هوا نشود بلکه بر ميزان آن نيز بيفزايد.» (فرهنگ آشتي 9 آبان 85) گذشت آن زماني که باران ، با سرود (جاي ترانه) با گهرهاي فراوان ، مي خورد بر بام خانه و تمام پشت بام و سطح هواي شهر و حال و هواي شهروندان و توده دوده خورده از لوله اگزوز خودروهاي زوج و فرد را تميز و پاک مي کرد. ديگر باران هم هواي ما را ندارد انگار. پيشنهاد ادبي : با عنايت عميق به آنچه عرض شد ، به نظر مي رسد که بايد در پاره اي از اشعار معروف و موجود ، اصلاحاتي به عمل آورد که جنبه بدآموزي و غيربهداشتي اش به حداقل ممکن کاهش پيدا کند. شما مثلا به اين بخشهاي باران دار از شعر صداي پاي آب (را درنياور) از «سهراب سپهري» ، عنايت بفرماييد: «چترها را بايد بست / زير باران بايد رفت / فکر را خاطره را/ زير باران بايد برد...» خب ، الان با توجه به اين که گفته اند باران ، هوا را آلوده تر مي کند ، اگر کسي به نسخه تجويزي جناب سپهري عمل کند ، فاتحه فکر و صاحب فکر هر دو با هم خوانده نخواهد شد؟ يا اينجاش که مي فرمايد:«با همه مردم شهر / زير باران بايد رفت...» اگر بنا باشد تا باران مي گيرد ، کل خلق الله بريزند توي شهر ، آن وقت علاوه بر افزايش حجم ترافيک ، تاکسي هم گير نخواهد آمد و اگر هم گير بيايد ، عموما «دربست» خورشان ملس است. مي گوييد نه ، ببينيد مديرعامل سازمان تاکسيراني تهران چي گفته است. جناب مديرعامل بفرماييد : «بله ، هيچ راننده تاکسي حق ندارد در روزهاي باراني از تراکم مسافران در گوشه خيابان سوءاستفاده کند و به دنبال مسافر دربستي باشد. به همين منظور ، واحدهاي گشتزني در روزهاي باراني در سطح شهر به نظارت بر عملکرد رانندگان تاکسي خواهند پرداخت...» (روزنامه ايران ، 9 آبان 85) ملاحظه فرموديد موارد و ميزان بدآموزي هاي موجود در اين شعر به اصطلاح نو را؟...




شما هم رأی دهید 


[ارسال شده از: نیک صالحی]
[مشاهده در : www.niksalehi.com]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 14]

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب



برچسب های کاربران:


صفحات پیشنهادی
زیر باران باید رفت
زیر باران باید رفت. زیر باران باید رفتچگونه آرامش بیابیم؟ 6 راهكار مفید زیر به شما یارى مى‏دهند تا آرامش بیابید و بدانید كه نگرانى و فشار روانى، چه اثرى بر جسم، ...


زير باران نبايد رفت !
شما مثلا به اين بخشهاي باران دار از شعر صداي پاي آب (را درنياور) از «سهراب سپهري» ، عنايت بفرماييد: «چترها را بايد بست / زير باران بايد رفت / فکر را خاطره را/ زير ...


کشاورزان کافرند(باران حکمت38)!
به کشاورز نیز کافر می‏گویند، زیرا که بذرهای خود را در زیر خاک می‏پوشاند.زیر باران باید رفت فکر را، خاطره را زیر یاران باید بردبا همه مردم شهر زیر باران باید ...


خبري در راه است
در حیاط خانه ما باران میبارد! مینشینم کنج خانه چه گرم و نرم است! و به صدای باران گوش میدهم. با خود زمزمه میکنم. «چترها را باید بست زیر باران باید رفت ». بی خیال ...


صدای پای آب
... آن روشني پرپر مي زد نردباني که از آن عشق مي رفت به بام ملکوت من زني را ديدم نور .... بايد خود باران باشد چترها را بايد بست زير باران بايد رفت فکر را خاطره را زير ...


مجسمههای چوبی رضا کیانیان
زیر باران باید رفت ... نخستین نمایشگاه انفرادی مجسمههای رضا کیانیان در حالی امروز در گالری ممیز خانه هنرمندان ایران افتتاح شد که تصور میرفت بارش بسیار شدید ...


نماد در شعر دیروز و امروز (2)
(نیما یوشیج - داروك) باران در شعر سپهری شوینده گرد و غبار عادات و تازه كننده است: فكر را، خاطره را، زیر باران باید برد با همه مردم شهر، زیر باران باید رفت دوست را، ...


کشاورزان: تا کي بايد شاهد هدر رفت گندم باشيم
کشاورزان: تا کي بايد شاهد هدر رفت گندم باشيم. ... صحنه هايي که پس از هر بارش باران در زمينهاي زير کشت گندم بوجود مي آيد ، آه از دل گندمکاران و ديگر افراد منصف ...


اشعار سنگ قبری!
... را هیچ کس باور نکرد ramin198825-02-2008, 09:55 AMبه زیر خاکمو هنوز . ... 01:54 PMروی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت زیر باران غزلی خواند دلش تر شد و رفت ...


يک خاک ريز تا بهشت
شرمنده سرم را زير انداختم و گفتم: «حالا بخواهيم برويم کو آب؟ .... گر مرد رهي ميان خون بايد رفت از پاي فتاده، سرنگون بايد رفت و بعد رو به عراقي ها کرد و گفت: «مرگ اگر مرد است گو نزد من آي/ تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ. ... منبع:نشريه باران- ش176. ...




 
پربازديدترين ها
 




صفحه اول | تمام مطالب | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
سایت واضح آرشیو وب فارسی می باشد و هیچ یک از مطالب درج شده را تایید یا رد نمی کند و مسئولیت استفاده از آنها بر عهده صاحب اثر و کاربران سایت می باشد