در هفتههای منتهی به نشست سالانه انجمن انکولوژی بالینی آمریکا در سال ۲۰۲۶، گوشی تلفن همراه من مدام با هشدارهای خبری درباره داروهای GLP-۱ و ارتباط آنها با بیماری سرطان به صدا درمیآمد. این تیترها در همه جا دیده میشدند؛ از انپیآر (NPR) و واشنگتن پست گرفته تا خبرنامههای ساباستک و بحثهای داغ در شبکههای اجتماعی، همگی حول یک ادعای واحد میچرخیدند: داروی اوزمپیک (Ozempic) ممکن است خطر ابتلا به سرطان را کاهش دهد.
به گزارش واضح به نقل از کانورسیشن (The Conversation)، پشت این تیترهای جنجالی، موج واقعی و گستردهای از مطالعات علمی با مشارکت میلیونها بیمار جریان دارد. من به عنوان یک پزشک و اپیدمیولوژیست بالینی، به همراه تیم پژوهشی خود دقیقاً همین نوع مطالعات را طراحی و تفسیر میکنیم تا متوجه شویم داروهای پرمصرف در دنیای واقعی چه تأثیراتی از خود بر جای میگذارند.
واقعیت این است که هیجان و شتاب جامعه پیرامون ایده پیشگیری از سرطان توسط داروهای کاهش وزن GLP-۱، بسیار جلوتر از شواهد علمی موجود حرکت میکند. این ادعاها لزوماً غلط نیستند، اما هنوز به طور علمی و قطعی اثبات نشدهاند.
سرطان یکی از دشوارترین موضوعات برای مطالعه و پژوهش است؛ زیرا ما با یک بیماری واحد روبرو نیستیم، بلکه با بیش از صد نوع بیماری مختلف سر و کار داریم. سرطان سینه، سرطان ریه و سرطانهای خون صرفاً نسخههای متفاوتی از یک بیماری نیستند؛ هر کدام زیستشناسی منحصربهفرد و ترکیب متفاوتی از خطرات ژنتیکی، محیطی و رفتاری مخصوص به خود را دارند. به همین دلیل، یک داروی واحد هرگز تأثیر یکسانی بر روی تمام انواع سرطانها نمیگذارد؛ ممکن است خطر برخی را کاهش دهد، خطر برخی دیگر را بالا ببرد و بر بیشتر آنها بیتأثیر باشد.
نگرانیهای اولیه؛ آیا داروهای لاغری سرطانزا هستند؟
پیش از شکلگیری موج مثبت فعلی مبنی بر اینکه داروهای خانواده GLP-۱ ممکن است خطر ابتلا به سرطان را کاهش دهند، نگرانیها کاملاً در جهت عکس بود؛ یعنی پزشکان نگران بودند که این داروها خطر بروز سرطان را افزایش دهند.
پژوهشگران در ابتدا به طور جدی نگران بروز سرطان تیروئید بودند. مطالعات اولیه روی جوندگان نشان داد که داروی اوزمپیک باعث ایجاد تومورهای سلول C تیروئید میشود. به همین دلیل، سازمانهای نظارتی ایالات متحده در ژوئن ۲۰۲۶ یک هشدار جعبه سیاه (Black Box Warning) به این دارو اضافه کردند که مصرف آن را برای افراد دارای سابقه شخصی یا خانوادگی ابتلا به این بیماری ممنوع اعلام میکند.
اما جوندگان انسان نیستند. سلولهای C تیروئید انسان به دلیل داشتن گیرندههای به مراتب کمتر برای جذب هورمون GLP-۱، نسبت به جوندگان حساسیت بسیار کمتری به این داروها نشان میدهند. همچنین مطالعات طولانیمدت روی میمونها، رشد غیرطبیعی سلولهای تیروئید را که در جوندگان دیده شده بود، نشان نداد.
یک آنالیز علمی در سال ۲۰۲۵ روی دادههای حاصل از ۹۳ کارآزمایی بالینی، هیچ ارتباط واضحی بین مصرف برخی داروهای خاص GLP-۱ و ابتلا به سرطان تیروئید پیدا نکرد. سازمانهای نظارتی اروپا نیز در سال ۲۰۲۳ پس از بررسی دقیق تمام تحقیقات موجود به همین نتیجه رسیدند.
سرطان پانکراس (لوزالمعده) یکی دیگر از دغدغههای بزرگ بود. در این زمینه نیز محققان در آنالیز سال ۲۰۲۵ روی دادههای ۶۲ مطالعه مختلف، هیچ شواهدی مبنی بر افزایش مداوم و معنادار خطر ابتلا با مصرف داروهای GLP-۱ پیدا نکردند. البته این آرامش خاطر هرچند واقعی، اما موقتی است؛ چرا که این داروها هنوز نوظهور هستند و بروز و توسعه سرطان در بدن انسان ممکن است چندین دهه طول بکشد.

تغییر ۱۸۰ درجهای دیدگاهها؛ اوزمپیک به عنوان داروی ضد سرطان!
داروهای محرک گیرنده GLP-۱ که زمانی به دلیل احتمال ایجاد سرطان تحت نظارت شدید بودند، اکنون به عنوان داروهایی معرفی میشوند که ممکن است از سرطان پیشگیری کرده یا حتی به درمان آن کمک کنند.
یک مطالعه در سال ۲۰۲۴ روی بیش از ۱.۶ میلیون مبتلا به دیابت نوع ۲ نشان داد میزان ابتلا به ۱۰ نوع از ۱۳ نوع سرطان مرتبط با چاقی در افرادی که با داروهای GLP-۱ درمان شده بودند، در مقایسه با مصرفکنندگان انسولین به طرز چشمگیری کمتر بوده است.
همچنین، یک مطالعه در سال ۲۰۲۵ روی حدود ۸۷,۰۰۰ بزرگسال نشان داد نرخ کلی ابتلا به سرطان در افرادی که مصرف داروی GLP-۱ را شروع کرده بودند، تقریباً ۱۷ درصد کاهش یافته است. بیشترین میزان کاهش در سرطانهای رحم (اندومتر)، سرطان تخمدان و نوعی تومور مغزی به نام مننژیوم دیده شد. البته در این میان خطر ابتلا به سرطان کلیه در بیماران مصرفکننده این داروها ۳۸ درصد بالاتر بود، هرچند که برای تایید قطعی این موضوع به مطالعات گستردهتری نیاز است.
یک پژوهش دیگر در سال ۲۰۲۶ روی بیش از ۱۱۰,۰۰۰ زن که تحت تصویربرداری سینه قرار گرفته بودند، نشان داد خطر ابتلا به سرطان سینه در افرادی که از داروهای خانواده GLP-۱ استفاده میکردند، حدود ۳۰ درصد کمتر از سایرین بوده است.
علاوه بر پیشگیری، محققان در حال بررسی تأثیر این داروها بر افزایش شانس بقای بیماران سرطانی هستند. در یک مطالعه در سال ۲۰۲۴ روی بیش از ۶,۸۰۰ بیمار مبتلا به سرطان روده بزرگ، مشخص شد حدود ۱۶ درصد از ۱۰۳ بیماری که داروی GLP-۱ مصرف میکردند در طول پنج سال جان باختند، در حالی که این رقم برای افرادی که این دارو را مصرف نمیکردند ۳۷ درصد بود. همچنین پژوهشی که در نشست سال ۲۰۲۶ انجمن انکولوژی بالینی آمریکا ارائه شد، از کاهش ۳۴ درصدی خطر مرگ در شش نوع سرطان مختلف برای مصرفکنندگان داروهای GLP-۱ خبر داد.
چرا نتایج این تحقیقات به راحتی اشتباه تفسیر میشوند؟
اگرچه این یافتهها بسیار هیجانانگیز هستند، اما مطالعات مربوط به تأثیر داروهای لاغری اوزمپیک و همخانوادههای آن بر کاهش خطر سرطان، دارای سه ویژگی کلیدی هستند که به راحتی میتوانند موجب برداشت اشتباه و گمراهی شوند:
۱. سوگیری کاربر سالم (Healthy User Bias)
افرادی که مصرف داروهای گرانقیمتی مثل اوزمپیک را شروع میکنند، به طور کلی از نظر اقتصادی مرفه تر و از نظر سبک زندگی سالمتر از سایرین هستند. فرد مبتلا به چاقی که بیمه درمانی دارد، به طور منظم به پزشک مراجعه میکند و توانایی مالی خرید اوزمپیک را دارد، شرایط بسیار متفاوتی با فردی دارد که علیرغم داشتن قد و وزن مشابه، از این امتیازات محروم است. این سوگیری در مطالعات مشاهدهای که رفتار افراد را در زندگی واقعی مقایسه میکنند بسیار قوی است؛ در واقع، این شرایط رفاهی و مراقبتهای پزشکی منظم بیمار است که خطر سرطان را کاهش داده، نه لزوماً خود دارو!
۲. انتخاب داروی مقایسهای نامناسب
برای درک میزان اثربخشی واقعی یک دارو، باید تأثیر آن را در مقایسه با یک داروی دیگر بسنجیم. نوع داروی مقایسهای، خروجی تحقیق را دگرگون میکند. در مطالعه سال ۲۰۲۴، کاهش شدید خطر سرطان در مصرفکنندگان GLP-۱ در مقایسه با مصرفکنندگان انسولین ثبت شد. اما هنگامی که این بیماران با مصرفکنندگان داروی معروف دیابت یعنی متفورمین (Metformin) مقایسه شدند، هیچ کاهش واضحی در خطر ابتلا به سرطان مشاهده نگردید. انسولین معمولاً برای بیماران با دیابت پیشرفته تجویز میشود که خود این وضعیت یک عامل خطر بزرگ برای سرطان است. در نتیجه مقایسه اوزمپیک با انسولین، اوزمپیک را به طرز اغراقآمیزی محافظتکننده نشان میدهد.
۳. فاکتور زمان و سرعت اثرگذاری غیرواقعی
سرطان فرآیندی است که توسعه آن در بدن ممکن است دههها به طول بینجامد، در حالی که اکثر مطالعات مربوط به این داروها بیماران را تنها برای چند سال کوتاه تحت نظر گرفتهاند. در برخی از این پژوهشها، اثرات ضد سرطانی دارو تقریباً بلافاصله پس از شروع درمان ظاهر شده است! اما پیشگیری از سرطان هرگز با این سرعت رخ نمیدهد. اگر دارویی واقعاً از سرطان پیشگیری کند، تأثیر آن باید به صورت تدریجی و در طول سالیان طولانی خود را نشان دهد، نه در چند ماه اول مصرف.
کاهش سریع خطر سرطان بلافاصله پس از شروع درمان، یک معجزه درمانی نیست؛ بلکه نشان میدهد این افراد از قبل در گروه کمخطر جامعه قرار داشتهاند و اکنون این امتیاز پیشین به نام داروهای GLP-۱ سند خورده است. افزون بر این، تقریباً تمام این دادهها از کشورهای ثروتمند به دست آمدهاند، در حالی که بار اصلی بیماری سرطان به کشورهای کمدرآمد تحمیل میشود.
نتایج کارآزماییهای تصادفیسازی شده چه میگویند؟
مطمئنترین راه برای عبور از این سوگیریها، انجام کارآزماییهای بالینی تصادفیسازی شده (Randomized Controlled Trials) است که از همان ابتدا دو گروه کاملاً همسان را با هم مقایسه میکنند. این کارآزماییهای بالینی داستانی بسیار آرامتر و محتاطانهتر از تیترهای داغ خبری روایت میکنند.
دو متاآنالیز بزرگ در سال ۲۰۲۵ که دادههای چندین مطالعه مختلف را تجمیع کردند (یکی با پوشش ۵۰ کارآزمایی و دیگری با پوشش ۴۸ کارآزمایی بالینی)، شواهد بسیار ناچیزی پیدا کردند که نشان دهد داروهای GLP-۱ خطر ابتلا به سرطان را کاهش یا افزایش میدهند. اگرچه نتایج این متاآنالیزها به دلیل حجم داده بالا بسیار قابل اعتمادتر از مطالعات مشاهدهای معمولی است، اما آنها نیز محدودیتهای خاص خود را دارند؛ اکثر کارآزماییهای گنجانده شده در این بررسیها دورههای کوتاه یک یا دو ساله داشتهاند که برای نتیجهگیری قطعی درباره سرطان بسیار کوتاه است.
سخن پایانی و نتیجهگیری
بر اساس شواهد علمی موجود، مطمئنترین و آرامشبخشترین نتیجهگیری این است که داروهای ضد چاقی و دیابت GLP-۱ خطر کلی ابتلا به سرطان را افزایش نمیدهند. با این حال، ادعاهای بزرگتر مبنی بر اینکه این داروها به طور فعال از سرطان پیشگیری کرده یا شانس بقای بیماران سرطانی را بهبود میبخشند، هنوز از نظر علمی اثبات نشده باقی ماندهاند.
حتی اگر در آینده ثابت شود که این داروها بر کاهش خطر سرطان اثرگذارند، دانشمندان کماکان باید بررسی کنند که این منشا از کجا نشات میگیرد: آیا به خاطر خود کاهش وزن و لاغری است، یا بهبود کلی عملکرد متابولیک بدن، و یا اثر مستقیم دارو بر کاهش التهاب و تقویت سیستم ایمنی؟ در حال حاضر صریحترین پاسخی که میتوان به این فرضیه داد این است که هنوز برای نتیجهگیری بسیار زود است؛ چرا که عمر این داروها بسیار کوتاهتر از سالیانی است که برای شکلگیری و پیشگیری از سرطان نیاز است.



آگهی فردا