-

اسبم زين کن، هي کنم برم نويسنده: مجيد قرباني از بچگي يکي از آرزوهايم داشتن يک اسب بود که سوارش شوم و به تاخت بروم به سمت ناکجا آبادي که فقط در تخيلات کودکانه ام وجود داشت. اسبم سفيد بود و سريع، آنقدر که باد هم به گرد پايش نمي رسيد و من هم سوارکاري بودم با چکمه هاي بلند مشکي که هيچ وقت به اسبش شلاق نمي زد. تا حالا که اين آرزو و در حد همان آرزو مانده است و من فقط خوابش را مي بينم. حالا « سوار کاري» از ورزش هاي