-كارگري - گرههاي رنج
.jpg)
كارگري - گرههاي رنج
اسماعيل محمدولي:فرش ايراني شعر است، هنر است. اما اينجا كه من هستم، جايي حوالي يزد و اصفهان، توي اين زيرزمين كه پرزهاي معلق در هوا را با هر دمي فرو ميدهم، از شعر و هنر و فرهنگ كه دلالها تبليغ ميكنند، خبري نيست. شعارهاي كاسبكارانه نزد دلالها جا ماندهاند. در كارگاه قاليبافي تنها صداي خسته زنهايي بهگوش ميرسد كه رنگها را آواز كه نه، ناله ميكنند: «دوتا قهوهاي، يكي زرد به زير، دو تا نارنج