-سرگذشت تلخ مادر 17 ساله اي به نام «مليحه» فرار به جهنم

تهران - خبرگزاري ايسكانيوز:زن با چشمان گريان ، بچه اش را در آغوش گرفته بود و آرام و قرار نداشت. مدام به اين طرف و آن طرف مي رفت.ناگهان مرد جواني وارد اتاق شد.زن كه گويي خيلي ترسيده بود ، كنارديوار ايستاد و آرام گفت:سلام داداش.
شرم و حيا اجازه نمي داد كه لنگر نگاهش را پس از دو سال دوري و دلتنگي به چشمان پر از اشك برادرش بيندازد.مرد جوان چند دقيقه اي به پيكر نحيف و لاغر خواهر