-متین نیشابوری- با اعتیاد و بدخلقی هایش سوختم و ساختم؛ ولی رفت وآمد دوستان نااهلش به حریم خانه ام را نمی توانستم تحمل کنم. کاظم، خانه مان را پاتوق کثافت کاری هایش قرار داده بود. دوستانش چشم ناپاک داشتند و من و دخترم از این وضعیت می ترسیدیم. یک روز سرِ کار بودم. دخترم زنگ زد. هراسان بود و گریه می کرد. وقتی شنیدم شوهرم و دوستانش یک زن فاسد را به خانه آورده اند، دنیا روی سرم خراب شد. بلافاصله خودم را رساندم. دیگر نمی توانستم با این وضعیت کنار بیایم. با کمک برادرم و حمایت های قانون، طلاق گرفتم. من و دو فرزندم زندگی جدیدی را تشکیل دادیم. چند سال گذشت. به هرسختی که بود، نمی گذاشتم خم به ابروی بچه های
»
شعر کودکانه شهادت امام موسی کاظم (ع)
»
همه چیز درباره ی تکثیر دلقک ماهی ها
»
قدیمی ترین فرش ایران در موزه وین
»
روبيکا هیچ گونه اينترنت رايگان براي همراه اول و ايرانسلي ف...
»
زیباترین مدلهای میز تلویزیون 2022 از تلویزیون تا کنسول
»
تفاوت النترا وارداتی و مونتاژ و اختلاف قیمت آنها
»
یک روش آسان برای پاک کردن لکه خمیردندان از روی فرش
»
اپلیکیشن های فیلم و سریال با اینترنت رایگان