-یعنی هیچ وقت فکر نمی کرد بعد سال ها این در و آن در زدن و کلی دوا درمان کردن، بالاخره مجبور شود به نقطه شروع برگردد. خودش می گفت: روزهای اول حرف زدن درباره موضوع هم برایم سخت بود، چه برسد به اینکه بخواهم همسرم را هم متقاعد کنم، اما بالاخره همین چند روز پیش، بعد کلی کش وقوس و پایین و بالا کردن هر دو به این نتیجه رسیدیم که بی سر و صدا به یک شیرخوارگاه مراجعه کرده و بچه ای را به فرزندخواندگی بپذیریم. این طوری هم کار خیری می کردیم و هم صاحب فرزندی می شدیم. حرف که به اینجا می رسد، خودش را کمی جمع و جور می کند و آماده می شود تا وارد دفتر شبه خانواده بهزیستی شود. برایش آرزوی موفقیت می کنم و او را به خ
»
شعر کودکانه شهادت امام موسی کاظم (ع)
»
همه چیز درباره ی تکثیر دلقک ماهی ها
»
قدیمی ترین فرش ایران در موزه وین
»
روبيکا هیچ گونه اينترنت رايگان براي همراه اول و ايرانسلي ف...
»
زیباترین مدلهای میز تلویزیون 2022 از تلویزیون تا کنسول
»
تفاوت النترا وارداتی و مونتاژ و اختلاف قیمت آنها
»
یک روش آسان برای پاک کردن لکه خمیردندان از روی فرش
»
اپلیکیشن های فیلم و سریال با اینترنت رایگان