-دیشب خواب آشفته ای دیدم. اژدهای هفت سری روی شهر پرواز می کرد و با شراره های خود، آتش به جان مردمان می زد. در عالم خیال چند نفر از مدیران میانی روی سرهای هفتگانه آن به اژدهاسواری مشغول و مدیران مافوق آن ها در قسمت هاضمه این اژدها در حال تجزیه وتحلیل بودند. خروجی تلاش ایشان بر سر و روی مردم می ریخت. عده ای با دستمال کاغذی نتایج را برمی داشتند. کارمندان هم، چون نوگلانی آسوده روی دُم اژدها نقاشی می کشیدند و خود را بالا می کشیدند. شهروندانی که با آن ها سخن می گفتند یا در کش وقوس و فشار این دم خفه می شدند یا با فرمان اژدهاسواران می سوختند. بیدار که شدم، تصمیم گرفتم تا آشفته خوابم، رنگ سراب به خود نگ
»
شعر کودکانه شهادت امام موسی کاظم (ع)
»
همه چیز درباره ی تکثیر دلقک ماهی ها
»
قدیمی ترین فرش ایران در موزه وین
»
روبيکا هیچ گونه اينترنت رايگان براي همراه اول و ايرانسلي ف...
»
زیباترین مدلهای میز تلویزیون 2022 از تلویزیون تا کنسول
»
تفاوت النترا وارداتی و مونتاژ و اختلاف قیمت آنها
»
یک روش آسان برای پاک کردن لکه خمیردندان از روی فرش
»
اپلیکیشن های فیلم و سریال با اینترنت رایگان