- زندگیتان را دود نکنید!
نفسهای پدر بالا نمیآمد، آنقدر پشت سر هم سرفه میزد که اشک از چشمهایش سرازیر میشد.
آفتاب : دخترک با چشمهای غم بار به پدرش که بر روی تخت بیمارستان افتاده بود نگاه میکرد و به روزهایی میاندیشید که پدرش نخ پشت نخ، سیگار را تکرار میکرد.
دخترک روزهایی را در خاطرش تداعی میکرد که خانهشان پر از دود سیگار بود و پدر لحظهای سیگار را از گوشه لبش پیاده نمیکرد، او پولهایش را هم با کشیدن سیگار تبدیل به دود میکرد.
پدر آن روزها عوارض وخیم سیگار را که همه فریاد میزدند به تمسخر میگرفت اما امروز که سنی از او گذشته است، ر
»
شعر کودکانه شهادت امام موسی کاظم (ع)
»
همه چیز درباره ی تکثیر دلقک ماهی ها
»
قدیمی ترین فرش ایران در موزه وین
»
روبيکا هیچ گونه اينترنت رايگان براي همراه اول و ايرانسلي ف...
»
زیباترین مدلهای میز تلویزیون 2022 از تلویزیون تا کنسول
»
تفاوت النترا وارداتی و مونتاژ و اختلاف قیمت آنها
»
یک روش آسان برای پاک کردن لکه خمیردندان از روی فرش
»
اپلیکیشن های فیلم و سریال با اینترنت رایگان