افکار منفی و چالشهای ADHD در بزرگسالی: راهکارهای مقابله
افراد بزرگسال مبتلا به اختلال کمتوجهی-بیشفعالی (ADHD) اغلب با افکار منفی و الگوهای فکری ناسازگار دست و پنجه نرم میکنند که میتواند بر کیفیت زندگی آنها تأثیر منفی بگذارد. در این مقاله به بررسی این افکار منفی و راهکارهای مقابله با آنها میپردازیم.
درمان شناختی-رفتاری (CBT) و مثلث شناختی
درمان شناختی-رفتاری (CBT) به عنوان روشی اثباتشده برای درمان اختلال کمتوجهی-بیشفعالی در بزرگسالان شناخته میشود. این روش درمانی که ابتدا برای درمان افسردگی مورد استفاده قرار میگرفت، بر مفهوم «مثلث شناختی» تأکید دارد. مثلث شناختی شامل سه مضمون مشترک در افکار افسردگی است: دیدگاه منفی نسبت به خود، جهان و آینده. افراد افسرده دیدگاههای بیش از حد انتقادی نسبت به خود (مانند «من هیچ ارزشی ندارم») دارند، جهان و زندگی خود را از لنزی تاریک میبینند («اوضاع خوب پیش نمیرود») و نسبت به آینده بدبین هستند («اوضاع تغییر نخواهد کرد و همچنان بد خواهد ماند»).
الگوهای فکری ناسازگار و اختلال کمتوجهی-بیشفعالی در بزرگسالان
تحقیقات گستردهای در مورد الگوهای فکری ناسازگار در بزرگسالان مبتلا به ADHD وجود دارد. دو مطالعه مرتبط شواهد مقدماتی از سه الگوی فکری تحریفشده خاص در بزرگسالان مبتلا به ADHD ارائه میدهند.
در مطالعه اول، کمالگرایی به عنوان بیشترین تحریف شناختی در نمونهای از بزرگسالان مبتلا به ADHD که به دنبال درمان بودند، شناسایی شد. در مطالعه بعدی با استفاده از همان روش سنجش شناخت و ارزیابی، اما با نمونهای متفاوت از افراد تحت درمان، کمالگرایی در رتبه سوم قرار گرفت. رتبههای اول و دوم به ترتیب به استدلال هیجانی و تصمیمگیری بر اساس احساسات («من هنگام تصمیمگیری از غریزه خود پیروی میکنم») و برونسپاری عزت نفس («من به تأیید دیگران نیاز دارم؛ من کمبود دارم») اختصاص یافت.
با مقایسه نتایج این دو مطالعه، سه تحریف شناختی اصلی شامل کمالگرایی، استدلال هیجانی (به همراه تصمیمگیری هیجانی) و تفکر مقایسهای (و برونسپاری عزت نفس) در هر دو مطالعه دیده میشود. اگرچه کمالگرایی به عنوان یک عامل مجزا باقی میماند، استدلال هیجانی و تصمیمگیری هیجانی به راحتی در یک عامل واحد استدلال هیجانی ادغام میشوند. به طور مشابه، تفکر مقایسهای و برونسپاری عزت نفس، مسئله متمایزی را نشان میدهند که بازتابی از اثرات و تلاشها برای مقابله با احساس ناکافی بودن است. (ما در این مقاله از اصطلاح «برونسپاری عزت نفس» برای این دسته استفاده میکنیم).
ظهور سه تحریف شناختی در اختلال کمتوجهی-بیشفعالی بزرگسالان
هر یک از این تحریفهای شناختی، ویژگی مهمی از اختلال کمتوجهی-بیشفعالی در بزرگسالان را منعکس میکند.
کمالگرایی
کمالگرایی به عنوان عاملی واسط بین ADHD و تعلل تحصیلی گزارش شده است. به طرز عجیبی، به نظر نمیرسد که کمالگرایی منجر به توجه بیشتر به سازماندهی وظایف شود. در عوض، دانشآموزانی که امتیاز بالایی در ADHD دارند، انتظارات پایینی از تکالیف خود دارند، اما زمانی که عملکرد خوبی ندارند، بسیار ناامید و خود انتقادی میشوند، که یک استاندارد دوگانه مضر است. علاوه بر دادههای مربوط به کمالگرایی در این مطالعات، «کمالگرایی پیشرونده» را به عنوان شیوه رایج بروز آن پیشنهاد کردهایم. همه چیز باید «کاملاً درست» باشد یا پیششرطی مانند «بودن در خلق و خوی مناسب» هنگام مواجهه با یک کار یا موضوع مهم وجود داشته باشد، در نتیجه اگر شرایط برآورده نشود (که معمولاً هم برآورده نمیشود)، تعلل توجیه میشود.
استدلال هیجانی
استدلال هیجانی به عنوان یک مضمون تحریف رایج، منطقی به نظر میرسد، زیرا مشکلات تنظیم هیجان، یکی از جنبههای اصلی ADHD و عامل اصلی تعلل است. اختلال در تنظیم هیجان شامل مشکلات مربوط به کاهش هیجانات (کاهش احساسات استرس، اضطراب و سایر احساسات ناراحتکننده) و افزایش هیجانات برای تلاشها (شامل انگیزه، آماده شدن برای انجام کاری که نیاز به تمرکز و تلاش مستمر دارد، و دورنمایی که بلافاصله هیجانانگیز نیست) میشود.
برونسپاری عزت نفس
برونسپاری عزت نفس ناشی از مشکلات مزمن در زندگی با این واقعیت است که ADHD در اصل یک مشکل عملکردی است؛ عدم ثبات در پیگیری اقدامات لازم برای تحقق برنامهها، وظایف مرتبط با روابط، اهداف و آرزوها و مواجهه با ناامیدیها و سرخوردگیهای ناشی از آن. از این رو، بسیاری از بزرگسالان مبتلا به ADHD الگوهایی از جستجوی تأیید، خوشایند دیگران و تلاش برای «ظاهر خوب» برای دیگران به جای تعقیب علایق و تحقق خودشان را توصیف میکنند.
نمیتوان با فکر کردن به داشتن ADHD مبتلا شد؛ این یک سندرم نورودوولوپمنتال است. با این وجود، رسیدگی به این نگرشهای ناسازگار و توسعه دیدگاههای مفیدتر، سازگارتر و تأییدکننده، عنصری کلیدی برای اجرای استراتژیهای مقابلهای مؤثر برای مدیریت ADHD در بزرگسالان است. شناختها اغلب حلقه اتصال بین قصد و عمل هستند. اعتماد بیشتر به توانایی پیگیری برنامهها به افراد امکان میدهد تا آنچه را که قصد انجام آن را دارند انجام دهند و رضایت، رفاه و آرامش خاطر بیشتری را تجربه کنند.




