تسخیر ونیز با «سیم مرد مرده»: احیای سینمایی گاس ون سنت در جشنواره ونیز 2025؟
فیلم جدید «سیم مرد مرده» (Dead Man’s Wire) به کارگردانی گاس ون سنت، فیلمساز مولف، که از سال ۲۰۱۸ در حال ساخت است، برای نمایش در جشنواره ونیز ۲۰۲۵ انتخاب شده است و از همین حالا، توجه منتقدان و دوستداران سینما را به خود جلب کرده است. در ادامه، نگاهی دقیقتر به این فیلم و انتظارات از آن خواهیم داشت.
داستان فیلم بر اساس روایتی واقعی از تونی کیریتسیس، تاجر اهل ایندیاناپلیس، در سال ۱۹۷۷ است. کیریتسیس، که سابقه همکاری با پلیس را نیز داشته، با کارگزاری به نام ریچارد هال روبهرو میشود. هال، به او پیشنهاد همکاری با یک سیم برقدار را میدهد؛ پیشنهادی که اگر عملیات پلیس در شناسایی آنها موفق نشود، میتواند هال را در لحظه از بین ببرد.
نقدهای اولیه و انتظارات از «سیم مرد مرده»
تا اینجا، «سیم مرد مرده» با واکنشهای مثبتی روبرو شده است. در وبسایت راتن تومیتوز، این فیلم با ۱۱ نقد، امتیاز ۱۰۰٪ را کسب کرده است. در متاکریتیک نیز میانگین امتیازات ۱۱ منتقد، ۷۲ از ۱۰۰ است (۱۰ نقد مثبت و ۱ نقد متوسط). در سایت IMDb نیز امتیاز فیلم، ۷.۹ از ۱۰ است. با توجه به این بازخوردها، میتوان انتظار داشت که این فیلم از نظر تجاری نیز موفقیتآمیز باشد و یادآور آثار پیشین ون سنت باشد.
گاردین – پیتر بردشاو
داستان فیلم در سال ۱۹۷۷ رخ میدهد. تونی کیریتسیس، تاجر اهل ایندیاناپلیس و خبرچین پلیس، با کارگزاری به نام ریچارد هال آشنا میشود. هال، پیشنهادی خطرناک را مطرح میکند: همکاری با یک سیم برقدار. اگر پلیس آنها را شناسایی کند، هال در لحظه کشته خواهد شد. کیریتسیس، تحت تأثیر این پیشنهاد وسوسهانگیز، وارد این بازی خطرناک میشود. برداشاو، لحن گروتسک فیلم را ستوده و آن را یادآور کارهای اولیه ون سنت میداند؛ کارهایی که معمولاً در فضای رویارویی پلیس و خبرچینان اتفاق میافتند.
کیریتسیس برای خرید زمینی که در فکرش میگذرد، نیاز به یک مرکز خرید و تبدیل دارد. وام گرفته میشود، اما در بازپرداخت، او با سوء استفاده و موانعی غیرمنتظره روبرو میشود. به همین دلیل در حال دستکاری و سوء استفاده از موقعیت با نقشههای پنهانی برای زمین است. بیل اسکاشگورد نقش کیریتسیس را بازی میکند و پر از خشم را بازی میکند، دیک مونهن نیز نقش هال را بازی میکند، که به مدت ۷۲ ساعت متوالی در آپارتمان کیریتسیس به سیم-حلقهای دور گردنش و لولهی تفنگ ساچمهای که به گردنش چسبیده، زندانی شده است. آل پاچینو در نقشی کوتاه و پرهیجان، نقش پدر پرمدعای هال را بازی میکند که حاضر نیست تلفنی عذرخواهی کند و حتی پسرش را به خاطر «سندرم استکهلم» مسخره میکند. این فیلمی جذاب با بازیهای عالی است.
ورایتی – اوون گلیبرمن
در ۸ فوریه ۱۹۷۷، تونی کیریتسیس، ساکن ناراضی ایندیاناپلیس، وارد دفتر شرکتی به نام “مریدین” شد. یکی از مدیران آن به نام دیک هال را گروگان گرفت. او تهدید کرد یک تفنگ ساچمهای را با سیم به پشت سر هال وصل کند. یک سر سیم به ماشه وصل بود؛ سر دیگر به دور گردن هال پیچیده شده بود. این بدان معنا بود که اگر یک افسر پلیس سعی میکرد به کیریتسیس شلیک کند یا اگر هال سعی میکرد فرار کند، تفنگ شلیک میشد و او را میکشت.
به گفته اوون گلیبرمن، تونی، با بازی بیل اسکاشگورد در نقش یک آدم عجیب و غریب با یک پیراهن سبز لیمویی پلیاستر و سبیل زشت، ریچارد هال را گروگان گرفته زیر حال و هوای مأیوسانه از وضعیت با نقشههای پنهانی برای زمین او هستند. در نتیجه، «سیم مرد مرده» به راحتی میتواند پاداشی از آثار قبلی ون سنت باشد، تأمل برانگیز و دارای بار اجتماعی نیست و لزوماً تلاش هم نمیکند که چنین باشد.
با آن تفنگ که در هر لحظه آماده است تا هال را تکه تکه کند، کیریتسیس او را از ساختمان بیرون برد و سوار یک ماشین کرد. کیریتسیس او را از ساختمان بیرون برد و سوار یک ماشین کرد (در حالی که تماشاگران و یک دوربین خبری او را دنبال میکردند) و به خانه کیریتسیس رفتند و ۶۳ ساعت در آنجا مخفی شدند. در آن زمان، کیریتسیس یک کنفرانس خبری برگزار کرد، که به صورت زنده از تلویزیون ملی پخش شد و در آن به طور پراکنده اقدامات خود را توضیح داد و خواستههایش را مطرح کرد. البته، همه چیز به خاطر پول بود.
در فیلم، تونی، با بازی بیل اسکاشگورد در نقش یک آدم عجیبوغریب با یک پیراهن سبز لیمویی پلی استر و سبیل زشت، ریچارد هال را گروگان گرفته، زیرا هال و پدرش، که صاحب شرکت است (او در یک نقش کوتاه توسط آل پاچینو بازی شده، که ارتباط با «پدرخوانده» را تداعی میکند)، از نظر مالی او را به دردسر انداختهاند. کیریتسیس قطعه زمینی را در قسمت غربی شهر خریده بود که قصد داشت در آن یک مرکز خرید بسازد. موعد پرداخت وام آن (۱۳۰ هزار دلار) فرا رسیده بود؛ او نمیتوانست پرداخت کند، بنابراین مریدین در حال تصرف ملک بود. اما کیریتسیس ادعا میکرد که هالها میدانستند این ملک چقدر باارزش است، و اینکه آنها به طور سیستماتیک تمام فرصتهای خرید را از او سلب کردند تا بتوانند تجارت با او را منصفانه کنند. به گفته کیریتسیس، آنها به طور غیرقانونی جلوی رویای او را گرفتند.
از دیدگاه فیلم، این همان کاری است که شرکتهای وام مسکن انجام میدهند (یعنی شما را به دردسر میاندازند). بنابراین کیریتسیس، در حالی که برنامهاش به طور انکارناپذیری دیوانهوار است، همچنان کسی است که در گوشهای غیر ارادی گیر افتاده و از خشم به این نقطه رسیده است.
هیچ شکی نیست که «سیم مرد مرده» شما را مجذوب خود میکند. این حیاتیترین اثر ون سنت در سالهای اخیر است. فیلم جریان دارد و بخشی از آن به این دلیل است که احساسات و خشم ما را برمیانگیزد. با این حال، در حقیقت، کمی شبیه به این است که کسی فیلمی درباره آدمربایی پتی هرست بسازد و اعضای ارتش آزادیبخش سیمبیونیز را قهرمانان معرفی کند.
اسکرین رنت – جک واترز
فیلم حول محور پرونده واقعی آنتونی کریتسیس میچرخد، یک مشتری کینهجو که با ربودن ریچارد، پسر کارگزار وام مسکن، انتقام میگیرد و از شرکت وام دهنده سودجوی خود انتقام میگیرد. «سیم مرد مرده» برانگیزاننده یادآور آثار قبلی ون سنت است و تامل برانگیز و دارای بار اجتماعی نیست، و لزوماً تلاش هم نمیکند که چنین باشد.
بیل اسکاشگورد نقش اصلی را بازی میکند و به وضوح با این شخصیت اوقات خوشی دارد و بازی او نقطه قوت «سیم مرد مرده» است. نقش او عمق شگفتانگیزی دارد، زیرا کیریتسیس مردی مشکوک است که به وضوح در گذشته به او ستم شده است، اما اسکاشگورد همچنان موفق میشود جنبه طنزآمیز این موقعیت را به نمایش بگذارد.
شاید چشمگیرترین نکته در مورد «سیم مرد مرده» این باشد که چقدر میتواند به طرز فجیعی اشتباه پیش برود. ساختن یک فیلم خندهدار از یک موقعیت گروگانگیری خطرناک، نیازمند مقادیر قابل توجهی همدلی و حساسیت است و «سیم مرد مرده» به وفور از آن برخوردار است.
اگرچه به نظر میرسد که «سیم مرد مرده» هدف فراتر از سرگرم کردن تماشاگران نداشته باشد، اما در توجیه وجود خود فراتر از سطح داستان، دچار مشکل میشود. ون سنت با بازگویی داستانی که زمانی شوکآور و عجیب بود، بنای یادبودی جذاب برای آن ساخته است.
لیتل وایت لایز – لیلا لطیفی
فیلم «سیم مرد مرده» گاس ون سنت با دراماتیزه کردن یک حادثه گروگانگیری در سال ۱۹۷۷ که توسط تونی کیریتسیس انجام شد، به دوران ظاهراً پر هرج و مرج دهه ۷۰ میلادی بازمیگردد. کیریتسیس، ریچارد هال، کارگزار وام مسکن را که معتقد بود مسئول سلب مالکیت ملکش است، با یک سیم به یک تفنگ متصل میکند تا در صورت اقدام به فرار، او را بکشد.
مهمترین دلیل برای تماشای این فیلم، بیل اسکاشگورد است که به طور کامل به بیثباتی کیریتسیس تعهد دارد و در عین حال به اندازهای جذاب است تا حمایتهایی را که کیریتسیس در طول ۶۳ ساعت رویارویی به دست میآورد، توجیه کند. او مردی است که خشمش موجه است، اما شما هرگز شک نمیکنید که تفنگ ساچمهای پر است و او تهدیدش برای منفجر کردن سر هال را عملی خواهد کرد.
لحظاتی گذرا از عناصر شاعرانه ون سنت در فیلم وجود دارد، جلوههایی از سورئالیسم که کمی فراتر از حد معمول پیش میروند و سکوتهای پرتنش. اما با وجود این نکات روشن، «سیم مرد مرده» در نهایت به جای روشن کردن انگیزههای کیریتسیس، بیشتر به بزرگنمایی انگیزههای او میپردازد و از این رو بیشتر به وقایع پرداخته است. به این نتیجه، «سیم مرد مرده» به راحتی قابل تماشا است، اما در توجیه وجود خود فراتر از سطح داستان، دچار مشکل میشود. ون سنت با بازبینی داستانی که زمانی شوکآور و عجیب بود، بنای یادبودی جذاب برای آن ساخته، اما این بنا بر اساس ارواح فیلمهای بهتری تسخیر شده است.
پینوشت: نام فیلم، «شنود مرد مرده» هم ترجمه شده که با توجه به محتوای قصه اشتباه است. dead man’s wire به دستگاهی اشاره دارد که شخصیت اصلی ساخته تا اسلحهاش را با سیم به فرد ربودهشده وصل کند.
منبع: screendaily




