پنج مسیر رشد که هرگز به موفقیت ختم نمی‌شوند

پنج مسیر رشد که هرگز به موفقیت ختم نمی‌شوند

فهرست محتوا

پنج مسیر رشد که هرگز به موفقیت ختم نمی‌شوند

بسیاری از خوانندگان Psychology Today برای رشد و پیشرفت ارزش قائل هستند. شما اهدافی را دنبال می‌کنید، مهارت‌های خود را بهبود می‌بخشید و به دستاوردهای دشوار دست پیدا می‌کنید.

از نظر تئوری، شما درک می‌کنید که با غلبه بر چالش‌های جدید از نظر ذهنی قوی‌تر می‌شوید. اما در واقعیت، ممکن است تجربه شما این باشد که رشد و پیشرفت چندان حس خوبی ندارد و شما را پر از تردید می‌کند.

انتظارات نادرست از فرآیند رشد

مردم اغلب می‌خواهند تلاش و تحقیق خود را با پیشرفتی هموار و بدون ناکارآمدی، اشتباهات و احساسات ناخوشایند معامله کنند. اما رشد اینگونه عمل نمی‌کند. همیشه شامل دستاندازها، مشکلاتی که پیش‌بینی نکرده‌اید و حتی مواردی که پیش‌بینی کرده‌اید اما نتوانسته‌اید به‌طور فعال از آنها اجتناب کنید، خواهد بود.

فکر کردن یا سخت‌تر تلاش کردن هرگز نمی‌تواند یک تجربه بی‌نقص و هموار از یادگیری یک مهارت یا دنبال کردن یک هدف ایجاد کند.

وقتی انتظار داریم رشد به شکل خاصی به نظر برسد و احساس شود، اما اینگونه نیست، ممکن است آن را به عنوان بازخورد منفی تفسیر کنیم، انگار که در حال شکست خوردن هستیم یا “همه چیز را اشتباه انجام می‌دهیم”. عدم تطابق بین واقعیت و انتظارات، ما را از ادامه راه دلسرد می‌کند، باعث احساس اضطراب و دلسردی می‌شود و می‌تواند تلاش‌های ما را خراب کند.

مسیرهای خیالی که آرزو داریم به اهدافمان منجر شوند

وقتی با نگاهی طنزآمیز مسیرهای رشدی را که به سادگی وجود ندارند – حتی اگر دوست داریم وجود داشته باشند – تشخیص می‌دهیم، می‌توانیم به خود اطمینان دهیم که ارزش ادامه دادن را دارد. باید به اقدام کردن ادامه دهیم، نه اینکه به تفکر بی‌پایان و تردید بازگردیم.

۱. رشدی که بدون پرسیدن سوالات “احمقانه” اتفاق می‌افتد

پرسیدن سوال و بلافاصله فکر کردن “باید این را می‌دانستم” یا ماه‌ها بعد با نگاهی به گذشته فهمیدن این که سوال کلاسیک یک تازه‌کار را پرسیده‌اید که اکنون خجالت‌آور به نظر می‌رسد، کاملاً طبیعی است.

ما اغلب خود را دارای فرصت‌های محدودی برای پرسش از متخصصان می‌بینیم و سعی می‌کنیم سوالات خود را کامل کنیم یا ذخیره نماییم تا فرصت‌هایمان را به حداکثر برسانیم. اما این جستجویی غیرممکن است.

ناگزیر، سوالات ما مرحله سفر یادگیری‌مان را آشکار خواهد کرد. هیچ اشکالی در این وجود ندارد. هر سوالی که ما را به جلو حرکت دهد، یک سوال موفقیت‌آمیز است.

مثال: شما یک کارآموز مهندسی نرم‌افزار هستید که نمی‌خواهد روی دوست onboarding خود تأثیر ضعیفی بگذارد.

۲. رشدی که کاملاً کارآمد است – شما زمان، پول یا انرژی تلف نمی‌کنید

یک تله بزرگ برای افرادی که به دنبال اهداف هستند، بهینه‌سازی زودهنگام است. شما به دنبال مسیری هستید که بهینه باشد و زمان، پول یا انرژی تلف نکند. با این حال، معمولاً فقط می‌توانیم آنچه را که در حال انجام آن هستیم بهینه کنیم، نه آنچه را که هنوز انجام نداده‌ایم.

تلاش برای به حداقل رساندن ناکارآمدی، وقتی در حال انجام کارهای جدید هستید، علیه موفقیت نهایی شما عمل می‌کند. تلاش‌هایی که در نهایت در آنها موفق می‌شوید، اغلب شامل اشتباهات، missteps و ناکارآمدی‌های بیشتری نسبت به تلاش‌هایی هستند که در آنها موفق نمی‌شوید. چرا؟ این می‌تواند صرفاً به این دلیل اتفاق بیفتد که وقتی در نهایت موفق می‌شوید، معمولاً کارهای بیشتری را امتحان کرده‌اید و برای هدف خود بیشتر پایدار مانده‌اید. یا بزرگترین موفقیت‌های شما ممکن است به سادگی به این دلیل شامل اشتباهات بیشتری باشند که آنچه尝试 می‌کنید جدیدتر یا سخت‌تر است، اما این همان چیزی است که آنها را به دستاوردهای مهم شما تبدیل می‌کند.

مثال: شما در حال شروع درمان برای اضطراب هستید و نمی‌خواهید هیچ جلسه‌ای را تلف کنید.

۳. رشدی که کاملاً به تنهایی به دست آمده (همه ما از منابع استفاده می‌کنیم)

راه دیگری که مردم ممکن است احساس کنند در پیگیری رشد اشتباه می‌کنند، زمانی است که احساس می‌کنند بیش از حد به منابع خاصی تکیه می‌کنند. برای مثال، شما یک دانشجوی دکترا هستید و احساس می‌کنید که استاد راهنمای شما بیش از حد کمک می‌کند. فکر می‌کنید باید بتوانید به تنهایی یاد بگیرید، despite that your literal role is student and their job is teacher.

گاهی اوقات مردم بیش از حد بر خود متکی هستند. می‌تواند دلایل متعددی وجود داشته باشد: شما می‌خواهید منحصر به فرد باشید یا کارها را به روش خود انجام دهید، یا از خود انتظار دارید که همه‌فن‌حریف باشید.

ممکن است احساس کنید که برخی منابع پایین‌تر از شما هستند، مانند یک کتاب محبوب. این ذهنیت ضد تولید است. ممکن است تعجب کنید که حتی المپیکی‌ها نیز همان کتاب‌های خودسازی و روانشناسی ورزشی را می‌خوانند که بقیه ما می‌خوانیم. این چیزی نیست که برتری را از متوسط جدا می‌کند.

مثال: شما یک درمانگر موفق هستید که سعی دارید کسب‌وکار خود را از یک نفر به یک زنجیره گسترش دهید، اما برای ارتباط با anyone who has done this before عصبی هستید.

۴. رشدی که بدون کمی (یا زیاد) خجالت کشیدن از تلاش‌های قبلی‌تان اتفاق می‌افتد

تعریف بهبود، بهتر بودن از قبل است. با این حال، اغلب اگر به کارها یا استراتژی‌های قبلی خود نگاه کنیم و flaws آنها را ببینیم، احساس بدی داریم. احساس خجالت در مورد محدودیت‌های گذشته شما طبیعی است. معمولاً نشانه خوبی است而不是 یک نشانه بد. این نشانه رشدی موفقیت‌آمیز است که قبلاً به آن دست یافته‌اید.

گاهی اوقات مردم احساس می‌کنند کارشان when it doesn’t have the special exceptionalism they want فاقد است. این را از شکست متمایز کنید. برای مثال، اگر شما یک دانشجوی تحصیلات تکمیلی یا کارآفرین هستید که می‌خواهید کار exceptional تولید کنید، و آنچه در حال تولید آن هستید standard یا good است، اما not bad.

مثال: شما در حال تلاش برای بهبود networking هستید و اکنون از برخی ایمیل‌هایی که ارسال کرده‌اید یا روش‌هایی که در گذشته درک نکرده‌اید چه چیزی همکاری‌ها و مشارکت‌های موفقیت‌آمیز را می‌سازد، cringe می‌کنید.

۵. رشدی که در آن مسیر کامل را از قبل می‌دانید

آنچه فکر می‌کنیم ما را خوشحال می‌کند و آنچه واقعاً این کار را می‌کند، همیشه یکی نیستند (مثال کلاسی being marriage and divorce). این اساساً انسانی است، نه یک flaw شخصی.

پیگیری هدف، فرآیندی برای یادگیری در مورد خودمان و تنظیم بر اساس آن است. این growth and progress است، نه mistakes. پیگیری اهداف ما منجر به داده‌های جدیدی در مورد بهترین راه‌های دستیابی به آنها، آنچه بیشتر از آن لذت می‌بریم و آنچه در آن مهارت داریم، می‌شود. ما داده‌های جدیدی در مورد how our expectations match reality به دست می‌آوریم، و به رودخانه‌هایی برای عبور برمی‌خوریم که on the map نبودند. کسی که دقیقاً به آنچه برنامه‌ریزی کرده پایبند باشد، more likely to be rigid than prescient.

مثال: شما در حال training for a triathlon هستید اما متوجه می‌شوید که much more than running or biking منتظر تمرین swimming هستید.

عدم تطابق بین نحوه احساس رشد و نحوه واقعی احساس آن

شناسایی مسیرهای رشدی که افسانه هستند، می‌تواند زمانی که وسوسه می‌شوید تسلیم شوید، به شما کمک کند متعهد بمانید. توانایی شما برای ادامه اقدام در حالی که رشد دشوار به نظر می‌رسد، دقیقاً همان چیزی است که شما را به اهدافتان می‌رساند.

منبع