پس از اولین قرار، این سه پرسش سرنوشت رابطه شما را مشخص می‌کند

پس از اولین قرار، این سه پرسش سرنوشت رابطه شما را مشخص می‌کند

فهرست محتوا

خب، در ادامه یک بازنویسی کامل و دقیق از محتوای ارائه شده به زبان فارسی، با رعایت تمامی الزامات خواسته شده، ارائه می‌شود:

# سه پرسش سرنوشت‌ساز پس از اولین قرار ملاقات

پس از آخرین طلاقم، به برنامه‌ای از رادیو NPR درباره دوستیابی گوش می‌دادم. مهمان برنامه یک صفحه گسترده (spreadsheet) داشت که تمام افرادی که با آن‌ها قرار گذاشته بود را فهرست کرده بود (من هم یک لیست دارم، اما به روش قدیمی و با قلم و کاغذ). این موضوع به من اطمینان داد که ممکن است کسی حتی کمی از من در زمینه دوستیابی «عجیب‌تر» باشد (قضاوت نمی‌کنم، اما یک spreadsheet؟).

پیام اصلی او در مورد spreadsheet نبود. داستان او درباره این بود که مدتی با پسری قرار می‌گذاشت و واقعاً احساس — و باور — داشت که باید با او ازدواج کند. او همه معیارهای ظاهری او را داشت. اما چیزی کم بود و او، که از این که ممکن است مرتکب اشتباهی بزرگ شود بسیار مضطرب بود، به ندای درونش گوش داد و رابطه را تمام کرد. در مدت کوتاهی (اسپویل: اینجاست که پیام نهفته است)، او بهبود یافت، آقای مناسب (Mr. Right) را ملاقات کرد، دیوانه‌وار عاشق شد، ازدواج کرد و پس از آن شادتر زندگی کرد.

من بیش از یک بار ازدواج کرده‌ام و در حال بهبودی از رابطه‌های «پروژه‌ای» هستم که نیاز به تعمیر داشتند. افرادی که به کمک عاطفی نیاز دارند، برای یک درمانگر عالی هستند — در مطب — اما خارج از آن نه. اگر در اولین قرار، کسی به من بگوید که به دلیل اینکه «نیاز دارد خودش را جمع و جور کند» شدیداً جذب افراد با انگیزه و بلندپرواز می‌شود، قدم بعدی من این است که از صداقتش تشکر کنم و ادامه دهم.

در چند سال گذشته، ده‌ها قرار اول داشته‌ام و هنوز هم این موضوع را خراب می‌کنم. نه خیلی در بخش گرایش به مردانی که پروژه هستند (خداروشکر). بلکه مانند آن خانم در رادیو، سعی می‌کنم خودم را متقاعد کنم که کسی匹配 (match) خوب یا «به اندازه کافی خوب» است، در حالی که بخشی از وجودم می‌داند که آن‌ها چنین نیستند. همه آن افرادی که با آن‌ها قرار گذاشته‌ام کاملاً عالی و شایسته هرگونه شادی هستند، فقط نه با من.

در طول این ده‌ها (و ده‌ها!) قرار اول، من ناخواسته یک چک‌لیست ایجاد کردم که به من کمک می‌کند به سرعت به عمق connection برسم، به جای اینکه خودم را به سمت رابطه‌های «به اندازه کافی خوب نیست» سوق دهم. فقط سه سؤال. این‌ها هستند، آماده برای ارائه:

## آیا ترجیح می‌دادم در خانه با یک کتاب خوب باشم؟
من واقعاً عاشق مطالعه هستم، این درست است — معدود چیزهایی هستند که این‌قدر آرامش و رضایت به ارمغان می‌آورند. و تا ۳۰ دقیقه پس از شروع یک قرار اول (یا حتی زودتر)، اگر آرزو می‌کنم که کاش در خانه با آن کتاب تازه، در حال تماشای فیلم، یا با دوستان و خانواده بودم، این یک پرچم قرمز بزرگ است. سعی کرده‌ام به خودم بگویم که اینقدر سریع تصمیم نگیر، فقط لذت ببر و در لحظه باش، شاید طرف مقابل nervous است و وقتی آرام باشد متفاوت خواهد بود، شاید من زیادی وقت اجتماعی گذرانده‌ام و به وقت تنهایی نیاز دارم (تقصیر آن‌ها نیست، تقصیر من است!)، بلاه بلاه بلاه. در نهایت، این یعنی به حسی که intuition به من می‌گوید اعتماد نکردن. اگر کمتر از یک ساعت گذشته و من، خب، حوصله‌ام سر رفته، بی‌علاقه هستم، یا بدتر، با ماندن یا برنامه‌ریزی برای قرار دوم لطفی به هیچکس نمی‌کنم. می‌توانید یک فعالیت مورد علاقه را جایگزین «خانه با یک کتاب خوب» کنید، و یک سؤال عالی و tailored برای خودتان خواهید داشت.

## آیا بعد از همان روز یا روز بعد، به قرار فکر می‌کنم؟
بدیهی است که اگر به این فکر کنم که چطور از خانواده یا دوستانشان بدگویی کردند، یا گفتند که می‌خواهند بقیه عمرشان را sailing بگذرانند (من با ایستادن روی اسکله هم seasick می‌شوم، و خانواده‌ای دارم که می‌خواهم near آن‌ها زندگی کنم)، می‌دانم که匹配 (match) نیست. اما اغلب، پس از یک قرار اول به روزم ادامه می‌دهم و متوجه می‌شوم، ساعت‌ها یا روزها بعد، اصلاً به قرار یا آن شخص فکر نکرده‌ام. حتی یک بار هم نه. ذهن و قلب من آن قرار را already در آینه عقب (rear-view mirror) گذاشته است.试图 متقاعد کردن خودم که قرار دوم «ممکن است ارزشش را داشته باشد» فایده‌ای ندارد. باید ادامه داد.

## آیا می‌توانم تصور کنم با این شخص به تخت خواب بروم؟
یک ضرب‌المثل قدیمی درباره fortune cookies وجود دارد: اگر کلمات «in bed» را به انتهای هر fortune اضافه کنید، قول می‌دهد که (حداقل اگر درست نباشد) برای شما و هرکس دیگری که سر میز است خنده‌دارتر باشد. به عنوان یک نسخه واقعی، من سعی می‌کنم «in bed» را با یک قرار اول تصور کنم. این یک کنایه برای داشتن رابطه جنسی نیست! من به معنای واقعی کلمه دارم فکر می‌کنم که آیا رفتن به تخت خواب با این شخص (که خودش یک عمل بسیار intimate است)، به هر شکلی جذاب است یا نه. این یک آزمایش فکری و یک آزمون شخصی (litmus test) است. اگر نتوانم یا نخواهم زمانی را تصور کنم که با آن‌ها زیر پتو (under the sheets) بروم — یا بدتر، تصورات factor «ick» (حالت تهوع) ارائه دهد — دوباره وقت آن است که تشکر و خداحافظی کنیم.

سعی می‌کنم در قرارهای اول مردم را قضاوت نکنم. خوب، شاید هم می‌کنم. فقط کمی. گاهی اوقات. اگر انتخاب نکنم که به dating با آن‌ها ادامه دهم، فقط به این معنی است که زندگی‌ام را دوست دارم و ترجیح می‌دهم آن را به همین شکل live کنم، و با دیگر دوستان و خانواده اجتماعی باشم تا با این فرد خاص. بدون احساسات سخت. باز هم، این مربوط به من است، نه آن‌ها!

این سه پرسش من را بسیار صادق‌تر نگه می‌دارند. آن‌ها همچنین مرا در بهبودی از رابطه‌هایی که سالم نخواهند بود، نگه می‌دارند. من الآن در قرار اول عالی عمل می‌کنم، هرچه بیشتر و بیشتر. و اینطور ادامه خواهم داد تا زمانی که پاسخ سؤال اول «نه» باشد، و پاسخ سؤال دوم و سوم «بله» و بله! باشد.

منبع