پیروزی زنان انگلیس در یورو: جشنی برای فوتبال پاک
جانی نیک بار دیگر به بررسی فوتبال اسکاتلند بازگشته است، اما پیش از آن پیامی برای جویی بارتون و امثال او دارد: شما نمیتوانید فوتبال زنان را خراب کنید.
به نظر میرسد فینال مسابقات قهرمانی اروپا (یورو) در هیاهوی رسانهها به فراموشی سپرده شده است، اما نباید به این آسانی از آن گذشت.
یک لحظه تاریخی و به یاد ماندنی
چه میتوان در مورد آن گفت؟ مسابقهای فوقالعاده نفسگیر بود. پس از سالها ناکامی انگلیس از سال ۱۳۴۹ (۱۹۷۰)، تصور میکردم که این تیم نیز بخشی از این تاریخ طولانی خواهد بود. اما اینطور نشد. آنها عزم، اراده، مهارت و سازماندهی لازم را داشتند تا در ضربات پنالتی پیروز شوند و این لحظهای تاریخی برای نسلها بود.
اسپانیا فوتبال فوقالعادهای به نمایش گذاشت و در نیمه اول مسابقه را در دست داشت، اما انگلیس با یک نمایش دفاعی عالی، تمام راههای نفوذ را بر آنها بست و در ضربات پنالتی ۳-۱ به پیروزی رسید. تکتک بازیکنان قهرمان بودند. این پیروزی بسیار احساسی بود. اسپانیا بهترین بازی را انجام داد، اما انگلیس شجاعت داشت. سارینا ویگمن فوقالعاده است، دو بار پیاپی قهرمان یورو شده و در پنج فینال متوالی حضور داشته است. لوسی برنز کل مسابقات را با استخوان درشتنی شکسته بازی کرد؛ درد او باید باورنکردنی بوده باشد. به نظر میرسد نام میانی او، “سخت”، کاملاً برازنده او است. و در مورد کلویی کلی چه میتوان گفت؟ تأثیر او بیاندازه بوده است.
بازیکنان هر دو تیم یکدیگر را در آغوش گرفتند. در این پیروزی، یادی هم از بازندگان شد. رفتار و منش در طول مسابقات عالی و بسیار جوانمردانه بود. این رویداد، بهترین تجلی از فوتبال زیبا بود.
پوشش رسانهای و استقبال عمومی
به طرز عجیبی، هر دو شبکه BBC و ITV این مسابقه را پخش کردند. در مجموع شانزده میلیون و دویست هزار نفر تماشاچی داشت که من از طریق BBC تماشا کردم. تمام افرادی که در تلویزیون و رادیو کار میکردند، با رفتاری آرام، هوشمندانه و بدون جانبداری آشکار، به گزارش و تفسیر مسابقه پرداختند. برخی از گزارشهای پرشور و احساسی تا سالها بازپخش خواهند شد.
ندوم اونوها حضور ثابتی در رادیو داشته است، اما پخش این مسابقات از تلویزیون، فرصتهای بیشتری را برای او فراهم خواهد کرد، زیرا او میتواند مانند یک فرد عادی صحبت کند.
نکته جالب این بود که هواداران و تماشاگران در فن پارکها رفتاری عادی و معقول داشتند.
آینده روشن فوتبال زنان
با پیشرفت و پوشش بیشتر لیگ برتر فوتبال زنان (WSL)، این تیم به ستارههای بزرگی تبدیل خواهند شد و توجهات زیادی را به خود جلب خواهند کرد. ما شاهد تغییر کل چشمانداز فوتبال با این مسابقات مهیج بودهایم. این رویداد از روزهایی که مورد تمسخر قرار میگرفت و حتی غیرقانونی بود، تاریخی و دگرگونکننده بوده است.
اگر در سال ۱۳۵۹ (۱۹۸۰) به من میگفتید که این آینده خواهد بود، باور نمیکردم. اما وقتی تنها مخالف این جریان، جویی بارتون، آن حیوان منفور و پولپرست است، میدانید که پیروزی حاصل شده است. به قول جاناتان لیو، «دم دراز ارتجاعی بدبینی و زنستیزی خاموش شده است.» مقایسههایی با بازی مردان انجام میشود، اما بالاترین سطح فوتبال مردان، سنگری بیرحم و کمعمق از پول، راهروی پلاستیکی درازی است که دزدها و دلالها در آن آزادانه میگردند و مردان خوب مانند سگها میمیرند. چرا باید به آن افتخار کرد، چه برسد به اینکه آن را تداوم بخشید؟ این رفتاری احمقانه و بدترین الگویی است که میتوان از آن پیروی کرد. ما نباید آن را به هیچ وجه با فوتبال مردان مرتبط کنیم. این یک نسخه ناب و سالم از بازی است، پس بیایید آن را آلوده نکنیم. این است فوتبال به معنای واقعی.
این مسابقات فقط یک تفریح لذتبخش بود که با روحیهای عالی انجام شد. و یک ورزش از این بیشتر چه میخواهد؟
از یورو تا لیگهای داخلی
تماشای مسابقه بارنت و نیوپورت در روز سهشنبه، مانند فرود آمدن در سیارهای دیگر بود. تلویزیون من فراموش کرده بود که من حتی فوتبال را از Sky تماشا میکنم. ورزشگاه نسبتاً کوچک Hive Stadium با ظرفیت شش هزار و پانصد نفر، در تضاد با ورزشگاههای سوئیس با ظرفیت سی و پنج هزار نفر بود و از همان ابتدا، سطح مهارتها به وضوح پایینتر بود، اما این اصلاً مهم نبود. بازی با انرژی انجام شد. بارنت که فصل قبل با صد و دو امتیاز رکورددار لیگ ملی شده بود، از همان ابتدا برتر به نظر میرسید و نزدیک به هفتاد درصد مالکیت توپ را در نیمه اول در اختیار داشت، اما با دو گل زیبا، دو بر صفر عقب افتاد. کامرون پوپ، گزارشگر بازی، به تنهایی گزارشگری کرد و سبک آرام و محاورهای او به خوبی با شرایط بازی مطابقت داشت.
در نیمه دوم فوقالعاده، بارنت حریف را تحت فشار قرار داد، در دقایق پایانی دو گل به ثمر رساند و بازی را به ضربات پنالتی کشاند که در آن نیوپورت پیروز شد. بازی عالی و پر از فراز و نشیب بود. فوتبال فوقالعاده است، اینطور نیست؟
نگاهی به فوتبال اسکاتلند
روز جمعه، مسابقات قهرمانی اسکاتلند و همچنین لیگ فوتبال انگلیس از سر گرفته شد. من همیشه فوتبال اسکاتلند را تماشا میکنم، اگرچه واقعاً باید در یک شب تاریک، سرد و بادی با بارش برف انجام شود. در تابستان اصلاً درست نیست. مسابقه آربوث و آیر باید در یک مکان سرد و بیروح برگزار شود.
مایکل استوارت کُت بزرگ خود را آورده است – به هر حال ماه اوت است – و سر فادی به تازگی تراشیده شده است. آنها در کنار “اسموکی جو”، نماد باشگاه آربوث، پای ماهی دودی خوردند. تماشاچیان کم هستند و بازی دوباره شروع میشود. آیر در دقیقه چهارم با یک ضربه عالی پیش افتاد. آربوث که تازه به این لیگ صعود کرده، به بازی برگشت، اما تا دقیقه هشتاد و هفتم که بازیکن تعویضی گل زد، زهری نداشت. آنها شایسته تساوی بودند و این عملکردی مصمم از سوی آربوث بود. آنها تقریباً در وقتهای تلف شده گل پیروزی را به ثمر رساندند.
تیم BBC اسکاتلند همگی با یکدیگر آشنا هستند و پخش مسابقات از این نظر سود میبرد که همه چیز واقعاً خودمانی و قدردان جنبه اجتماعی فوتبال در این سطح است. من واقعاً این را دوست دارم. اینها باشگاه هستند، نه برند، و این میتواند یک اصل راهنما برای فصل آینده باشد.




