به نظر میرسد دلفینهای پوزهبطری در دو نقطه کاملاً مجزا و با فاصله هزاران کیلومتری از یکدیگر در استرالیا، به روشی کاملاً مستقل آموختهاند که ماهیها را به داخل صدفهای خالی حلزون دریایی هدایت کرده و سپس با برگرداندن صدف روی سطح آب، شکار خود را ببلعند؛ پدیدهای شگفتانگیز که نشاندهنده یک ابداع رفتاری و ابزارسازی یکسان در دو جمعیت جداگانه است. نخستین گزارشهای علمی منتشرشده از شرق استرالیا حاکی از آن است که این دلفینها یک تاکتیک نادر استفاده از ابزار را که پیشتر در «خلیج شارک» (Shark Bay) شناخته شده بود، مجدداً ابداع کرده و سپس آن را به صورت محلی به نسلهای بعدی منتقل کردهاند.
به گزارش واضح به نقل از لایف ساینز (Life Signs)، ویراستاریشده توسط لاچلان براون (Lachlan Brown) و منتشرشده در ۱۷ اوت ۲۰۲۶؛ تصویری که توسط لونگود و همکاران در ژورنال تخصصی Marine Mammal Science منتشر شده، «بنتلی»، یک نوزاد دلفین پوزهبطری را در خلیج هروی (Hervey Bay) نشان میدهد که یک صدف بزرگ حلزونی موسوم به «بلر» (Baler Shell) را بالا آورده و در نمای نزدیکتر، بقایای یک ماهی سوسماری (Lizardfish) از دهانه صدف مشخص است.
نزدیک به ۴,۰۰۰ کیلومتر فاصله میان خلیج شارک در سواحل غربی استرالیا و خلیج هروی در سواحل شرقی وجود دارد. با این وجود، دلفینهای پوزهبطری در هر دو منطقه به روشی خارقالعاده و مشابه برای شکار ماهی دست یافتهاند: استفاده از پوسته خالی یک حلزون بزرگ دریایی به عنوان تله، انتقال آن به سطح آب و سرازیر کردن شکار به سمت دهان.
این رفتار در علم رفتارشناسی حیوانات به عنوان شکار با صدف (Shelling) شناخته میشود. پژوهشگران سالها این رفتار را در خلیج شارک واقع در غرب استرالیا بررسی میکردند. اکنون یک مطالعه جدید و دسترسیآزاد در ژورنال Marine Mammal Science نخستین مشاهدات ثبتشده از این پدیده را در «پارک دریایی گریت سندی» (Great Sandy Marine Park) در ایالت کوئینزلند ارائه داده است.
این فاصله جغرافیایی عظیم فرضیهای جذاب را تقویت میکند: دلفینها در دو سمت قاره استرالیا این روش پیچیده را بهصورت کاملاً مستقل و بدون ارتباط با یکدیگر ابداع کردهاند. با این حال، دانشمندان بر این نکته تأکید دارند که این پژوهش تنها رفتارهای همسان را در جمعیتهای دوردست مستند کرده و نمیتواند لحظه دقیق نخستین ابداع را در هر ساحل بازسازی کند.
تبدیل پناهگاه طبیعی ماهی به یک تله هوشمند
یک ماهی کوچک که در نزدیکی بستر دریا تحت تعقیب قرار میگیرد، ممکن است برای فرار به درون دهانه صدف خالی یک شکمپای مرده پناه ببرد. برای اکثر شکارچیان اقیانوس، این پناهگاه پایان تعقیب و گریز خواهد بود؛ اما دلفینی که از تکنیک شکار با صدف استفاده میکند، پوزه باریک (Rostrum) خود را وارد دهانه صدف کرده، صدف سنگین را به سطح آب میآورد و آن را کج میکند. با تخلیه آب، شکار به دام افتاده مستقیماً به درون دهان دلفین سرازیر میشود.
نخستین شواهد دقیق علمی از حمل صدفهای بزرگ توسط دلفینها از خلیج شارک گزارش شد. تصاویر ثبتشده نشان میدادند که دلفینها صدفهای بزرگ را بالا میآورند و به محض خالی شدن صدف، ماهی شکارشده دیده میشود. مشاهدات بعدی ثابت کرد که این تکنیک بسیار نادر، سریع و فرار است و به سادگی از دید پژوهشگران پنهان میماند.
این فرآیند به چیزی بسیار فراتر از یک جابهجایی ساده شیء نیاز دارد؛ دلفین باید یک صدف خالی مناسب پیدا کند، از غریزه پنهان شدن ماهی در آن بهره ببرد، جهت دهانه صدف را هنگام بالا آمدن به درستی تنظیم کند و آب آن را بدون از دست دادن شکار خالی نماید. بر همین اساس، محققان این صدف را یک ابزار شکار و این تاکتیک را نوعی تغذیه تخصصی و نوآورانه در پستانداران دریایی توصیف میکنند.
سه دلفین در کوئینزلند واضحترین شواهد رفتاری را ارائه دادند
الکسیس لونگود (Alexis Levengood) و همکارانش از سال ۲۰۲۲ گشتهای تحقیقاتی میدانی را در پارک دریایی گریت سندی آغاز کردند. مقاله پژوهشی آنها بر دو مشاهده کلیدی در خلیج هروی در طول سال ۲۰۲۵ تمرکز دارد که هر دو شامل دلفینهای پوزهبطری هند و آرام (که در زبان بومی باچولا به نام Buthu شناخته میشوند) بوده است.
در تاریخ ۶ ژوئیه، تیم تحقیقاتی به یک دلفین ماده بالغ به نام «استیوی نیکس» نزدیک شد. او با استفاده از پوزه خود یک صدف بزرگ از گونه Melo amphora را روی سطح آب هدایت کرد و طی سه بار بالا آمدن به سطح، تمام صدف را از آب خارج نمود. بارش باران باعث شد تعقیب این دلفین پس از ۹ دقیقه متوقف شود و محققان نتوانستند خروج قطعی ماهی را ثبت کنند.
در اول اکتبر، دلفین ماده دیگری به نام «مازراتی» به همراه یک صدف بزرگ بارها به سطح آب آمد و همزمان یک پهپاد از بالا فیلمبرداری کرد. این ویدیو فرار یک ماهی و سپس رها کردن صدف توسط مازراتی برای تعقیب آن را به تصویر کشید، گرچه به دلیل کدر بودن آب، شکار نهایی مشخص نشد.
تنها سه دقیقه بعد، فرزند مازراتی به نام «بنتلی» با همان صدف در همان نقطه روی آب ظاهر شد. این نوزاد دلفین پوزه خود را درون دهانه صدف قرار داد، آن را بالا آورد و به سطح آب کوبید. عکسهای ثبتشده دم یا بدن یک ماهی سوسماری را نشان میدهند که از دهانه صدف بیرون زده بود.
چرا سواحل متضاد فرضیه دو اختراع مستقل را تقویت میکنند؟
پیش از انتشار مقاله جدید، تمام مشاهدات ثبتشده پیرامون شکار با صدف فقط به خلیج شارک محدود میشد. خلیج هروی تقریباً ۴,۰۰۰ کیلومتر دورتر و در سمتی کاملاً متفاوت از قاره قرار دارد و هیچ ارتباط اجتماعی ممکنی میان این دو جامعه دلفین وجود ندارد.
به همین دلیل است که پژوهشگران معتقدند این پدیده نمونهای بارز از نوآوری و یادگیری مستقل در دو سوی استرالیا است. شرایط اکولوژیکی مشابه زمینه این ابداع را فراهم کرده است: صدفهای خالی بزرگ در بستر دریا، ماهیهای کوچکی که صدف را پناهگاه میدانند و دلفینهایی با هوش فیزیکی بالا که توانایی استفاده هوشمندانه از اشیاء را دارند.
پژوهشهای پیشین در مورد ابزارسازی حیوانات آبزی نشان دادهاند که محیط آبی چالشها و فرصتهای متفاوتی را برای جابهجایی اشیاء ایجاد میکند. شناوری آب به حرکت دادن صدف سنگین کمک میکند، در حالی که نیروی گرانش زمین تنها زمانی به کمک شکارچی میآید که دلفین صدف را کاملاً از سطح آب بیرون بکشد تا آب آن تخلیه شود.
سایر توصیههای تحریریه:
- افت رضایت از زندگی در میان جوانان غربی: گزارش جهانی شادی در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که سطح احساس خوشبختی در میان افراد زیر ۲۵ سال در کشورهای انگلیسیزبان برخلاف روند جهانی کاهش یافته و شبکههای اجتماعی تنها دلیل آن نیستند.
- ثبت هوش فوقالعاده گرگ وحشی در کانادا: دوربینهای تلهای تصویری شگفتانگیز از شنا کردن یک گرگ وحشی برای بالا کشیدن تله خرچنگ از طناب و باز کردن محفظه طعمه را ضبط کردند؛ رفتاری که پیش از این هرگز در سگسانان دیده نشده بود.
- فضاپیمای ۵۸ کیلومتری کریسالیس (Chrysalis): طرح برنده رقابت فضایی ۲۰۲۵ که جزئیات اسکان، تولید مثل و زندگی ۲,۴۰۰ انسان را در یک سفر فضایی ۴۰۰ ساله تشریح میکند.
انتقال فرهنگی و یادگیری اجتماعی مهارتها در خلیج شارک
یک ابداع رفتاری میتواند به صورت کاملاً مستقل ظهور کند و پس از تثبیت، به یک سنت فرهنگی درونگروهی تبدیل شود. مطالعه سال ۲۰۲۰ روی دلفینهای خلیج شارک با بررسی ۵,۲۷۸ تعامل گروهی بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۸، نشان داد که ۴۲ مورد استفاده از صدف توسط ۱۹ دلفین مختلف انجام شده است.
تحلیلهای پیشرفته انتشار شبکهای ثابت کردند که این رفتار بیش از هر چیز از طریق شبکههای اجتماعی و معاشرت دلفینها انتقال مییابد. احتمال یادگیری این تاکتیک از طریق پیوندهای اجتماعی بین ۱۰ تا ۳۰۰ برابر بیشتر از یادگیری انفرادی یا انتقال ژنتیکی برآورد شد. این نخستین مدرک مقداری از گسترش یک تاکتیک صید در میان نهنگهای دندانهدار در خارج از رابطه مادر و فرزندی بود.
این نتیجه با سنت دیگر دلفینهای خلیج شارک تفاوت دارد؛ جایی که دلفینها برای محافظت از پوزه خود هنگام جستجو در بستر دریا اسفنجهای دریایی حمل میکنند، مهارتی که عمدتاً از مادر به فرزند منتقل میشود. اما شکار با صدف رفتاری منعطفتر است که به صورت افقی بین همتایان یا از دلفینهای مسنتر غیروالد به جوانترها آموخته میشود.
بنتلی چگونه تکنیک صید با صدف را آموخت؟
مشاهده رفتار مادر و فرزند در خلیج هروی فرضیه انتقال عمودی اطلاعات (از مادر به فرزند) را تقویت میکند. بنتلی تنها ۳ دقیقه پس از مشاهده مادرش، همان صدف را برداشت، پوزه خود را در دهانه آن قرار داد و حرکات مشابهی را اجرا کرد.
اگرچه این مشاهده شاهدی بر یادگیری اجتماعی است، اما هنوز نمیتوان آن را مدرک قطعی برای «آموزش عمدی» دانست؛ چرا که آموزش نیازمند تغییر رفتار حیوان ماهر به نفع یادگیرنده با صرف هزینه انرژی است. این مشاهده نشان میدهد که دلفین جوان با تماشای دقیق مادر یا جذب شدن به شیء، مهارت را بازتولید کرده است.
کوییز منتخب سردبیر: تیپ هنری کودک درون شما چیست؟
یک آزمون ۹۰ ثانیهای رایگان برای کشف الگوی خلاقیت و بخش خودانگیخته و اصیل وجود شما در آفرینش هنر. (شرکت در آزمون)
پیوند میان نوآوری، هوش شناختی و فرهنگ حیوانی
شاید جذابترین تحلیل این باشد که یک رفتار سودمند ممکن است در چندین نقطه بهطور جداگانه متولد شود و سپس مسیرهای اجتماعی متفاوتی را برای گسترش پیدا کند. استفاده از ابزار در دنیای حیوانات با یک نوآوری فردی آغاز میشود و زمانی که توسط سایر اعضا فراگرفته و تکرار شود، به یک سنت پایدار تبدیل خواهد شد.
شواهد خلیج شارک انتقال اجتماعی میان همتایان را اثبات کرده و دادههای خلیج هروی روایتی موازی از نوآوری مستقل و انتقال مادری ارائه میدهد. این تقارن شگفتانگیز نشان میدهد که طعمههای مشابه، صدفهای مشترک و ذهنهای انعطافپذیر دلفینها دست به کار شدهاند تا یک اختراع واحد را در طبیعت خلق کنند؛ مهارتی که پس از کشف، به عنوان یک خردهفرهنگ بومی در اقیانوسها ماندگار میشود.