رزیدنت اویل ۷: کابوس آمریکایی، فراتر از زامبی‌ها!

resident evil 7

فهرست محتوا

رزیدنت اویل 7: بازگشت به ریشه‌ها یا فراتر از زامبی‌ها، سفری به قلب وحشت آمریکایی!

بازی‌های رزیدنت اویل همواره مترادف با ترس، بقا و مبارزه با زامبی‌ها بوده‌اند، اما آیا رزیدنت اویل 7 (Resident Evil 7: Biohazard) توانسته است این سنت را حفظ کند و در عین حال، تجربه‌ای نو و متفاوت ارائه دهد؟ این مقاله به بررسی عمیق این بازی و عناصر وحشت مردمی (Folk Horror) در آن می‌پردازد تا دریابیم آیا این عنوان توانسته است کابوسی آمریکایی را به تصویر بکشد که فراتر از زامبی‌ها باشد یا خیر.

وحشت مردمی: ژانری رو به رشد در دنیای ترسناک

شاید برایتان جالب باشد که بدانید ژانر وحشت مردمی در سال‌های اخیر مورد توجه منتقدان و مخاطبان قرار گرفته است. این ژانر که در سال 2019 با فیلم «میدسامر» (Midsommar) به اوج خود رسید، بر پایه باورها، خرافات و داستان‌های محلی شکل می‌گیرد و اغلب در محیط‌های روستایی و منزوی به وقوع می‌پیوندد.

وحشت مردمی، برخلاف وحشت‌های مدرن شهری، ریشه در فرهنگ عامه و سنت‌های قدیمی دارد. این ژانر با استفاده از عناصری چون مناظر بکر، مراسم‌های عجیب و غریب و شخصیت‌های مرموز، حس ناآشنایی و ترس را در مخاطب ایجاد می‌کند.

در بررسی وحشت مردمی، به سادگی می‌توان ارتباط آن را با هنر انگلیسی و اروپایی درک کرد. اغلب، داستان‌ها در مکان‌های دورافتاده با جوامع بسته رخ می‌دهند که مملو از باورهای خرافی، دهقانان ساده‌دل و خانه‌های روستایی ویران شده‌اند.

با این حال، در سال‌های اخیر، این ژانر توانسته است با ترکیب عناصر نوآورانه، انواع مختلفی از ترس را شامل شود و تعریف “فولکلور” را گسترش دهد.

رزیدنت اویل 7: یک مثال عالی از وحشت مردمی مدرن

به نظر من، یکی از بهترین نمونه‌های این پیوند، بازی Resident Evil 7: Biohazard است. این عنوان به طرز شگفت‌انگیزی توانسته است المان‌های “وحشت مردمی” را به کار گیرد و تجربه‌ای متفاوت از سری بازی‌های رزیدنت اویل را ارائه دهد. اما چگونه؟ با بررسی دقیق‌تر بازی، متوجه می‌شویم که Resident Evil 7 از سه عنصر اساسی برای ایجاد ترس استفاده می‌کند:

  • داستان: داستانی جذاب و پرکشش که در دل یک عمارت روستایی قدیمی در جنوب آمریکا رخ می‌دهد.
  • فضاسازی: فضایی سنگین، تاریک و دلهره‌آور که حس انزوا و ناامیدی را به مخاطب القا می‌کند.
  • شخصیت‌ها: شخصیت‌های اصلی و فرعی که هر کدام رازهایی پنهان دارند و رفتارهایشان غیرقابل پیش‌بینی است.

فیلم Candyman نمونه‌ای برجسته از وحشت مردمی شهری است، در حالی که Slenderman، شخصیتی ترسناک است که شاید بتوان از آن برای ورود به ژانر وحشت استفاده کرد، اما برای درک بهتر وحشت مردمی نیاز است به درون‌مایه‌های این وحشت توجه کنیم: چگونه می‌توان این عناصر را بسط داد و با سبک زندگی مدرن پیوند زد؟

برای بررسی بهتر این موضوع، می‌توان به انتخاب کپکام (Capcom) برای ساخت بازی Resident Evil 7: Biohazard اشاره کرد.

وحشت مردمی از نگاهی دیگر:

به نظر من، “وحشت مردمی” از سه عنصر اصلی بهره می‌برد تا حس ترس را در مخاطب ایجاد کند:

  1. داستان‌های بومی و محلی: قصه‌ها و افسانه‌هایی که در یک منطقه خاص ریشه دارند و ترس‌های جمعی مردم را بازتاب می‌دهند. این ترس‌ها معمولاً با تابوهای اجتماعی، گناهان و باورهای ماوراءالطبیعه مرتبط هستند.
  2. طبیعت: طبیعت بکر و دست‌نخورده، به عنوان مکانی اسرارآمیز و خطرناک که نیروهای شیطانی در آن کمین کرده‌اند. جنگل‌ها، باتلاق‌ها و کوهستان‌ها، غالباً صحنه رویدادهای ترسناک هستند.
  3. جامعه: جوامع منزوی و بسته‌ای که سنت‌ها و باورهای کهن را حفظ کرده‌اند و در برابر تغییرات مقاومت می‌کنند. این جوامع اغلب دچار انحطاط اخلاقی و روانی هستند و رفتارهای عجیب و غریب از خود نشان می‌دهند.

با نگاهی به این سه عنصر، می‌توان تحلیل‌های داستانی و شناسایی سری Resident Evil را در این مقاله انجام داد و پس از آن، بر جنبه‌های فولکلوریک تکیه کرد. افزون بر این، این بازی از نوع خاصی از فضاسازی بهره می‌برد.

  • لوکیشن‌ها و تصاویری که یادآور خانه‌های مناطق جنوبی آمریکا است.
  • داستان بازی سرشار از اشارات به اهالی جنوب آمریکاست.
  • در این بازی ترسناک، خانواده بیکر (Baker Family) نقش بسیار مهمی ایفا می‌کنند. این خانواده نه تنها ساکنان خانه‌اند، بلکه با وابستگی به سلاح‌های گرم، در فقر و تباهی غرق شده‌اند. اگر برای اولین بار این بازی را تجربه کنید، جنوب آمریکا در ذهن‌تان تداعی می‌شود، جایی که اجازه زندگی دارید اما نمی‌توانید آن را ترک کنید.

تبارشناسی وحشت: ریشه‌های روستایی ترس در رزیدنت اویل 7

تحلیل ریشه‌های اسطوره‌شناختی سری رزیدنت اویل در این مقاله نمی‌گنجد، اما می‌توان به بررسی این موضوع پرداخت که کپکام (Capcom) با تکیه بر دانش فولکلوریک، چگونه از آن در بازی بهره برده است. علاوه بر این، فضاسازی منحصر به فرد این بازی به ما اجازه می‌دهد تا الگوهای متفاوتی از “وحشت” را بررسی کنیم:

  • کلیشه‌ها و تصاویر: اشارات به اهالی جنوب آمریکا که همواره با کلیشه‌های خاصی همراه بوده است.
  • استفاده از یک خانواده: تمرکز بر یک خانواده از طبقه فرودست (همراه با تمایل به سلاح‌های زیستی).
  • تصاویری غیرواقعی: استفاده از تصاویر غیرواقعی که بیشتر یادآور شهرهای کوچک آمریکایی‌ است که درباره جنوب و مردمانش تصور می‌شود، برای تقویت حس وحشت.

دومین عنصر بسیار مهم در وحشت مردمی، طبیعت است. معمولاً رویدادهای بازی در محیطی روستایی و دور از تمدن رخ می‌دهد. به عنوان مثال، RE7 بخشی از باتلاق‌های ساحلی لوئیزیانا را به تصویر می‌کشد. استفاده از عناصر بومی، حس مکان را تقویت کرده و به بازیکن این حس را القا می‌کند که فراتر از فهم و کنترل او است.

در این‌جا به وضوح می‌توان تاثیرات جغرافیایی فیلم Deliverance را مشاهده کرد، با این‌حال، این محیط ترسناک با تکیه بر موقعیت فولکلوریک خود، تاثیری دوچندان می‌گذارد. فرنچایز Resident Evil مکان‌های بسیاری را تجربه کرده است، اما این نسخه بیش از سایرین، از طبیعت وام گرفته و آن را به بخشی از وحشت داستان تبدیل کرده است.

سومین عنصر کلیدی در وحشت مردمی این است که در اغلب موارد، “شر اصلی” در نهاد خود ما (انسان‌ها) نهفته است. این ژانر به شیوه‌های ماهرانه “شرارت اصلی” را در ناخودآگاه ما پنهان می‌کند و به ما می‌گوید چیزهایی برای ترسیدن وجود دارند که فراتر از فهم و درک ما هستند.

باز هم شرکت آمبرلا (Umbrella Corporation) مقصر است، اما این‌بار، وحشت مردمی نوع جدیدی از افسانه‌های “آشنای هراس‌آور” را ایفا می‌کند و به ما می‌گوید در اموری که فراتر از فهم و توان ما است، نباید دخالت کنیم.

خود را خدا تصور کردن یا عمل کردن به نام خدا، راهی است که در نهایت به تبدیل شدن به یک هیولای لزج و مردابی منجر می‌شود و البته چندین انسان بیگناه دیگر را نیز قربانی می‌کند.

در پایان این جستار، تمایل دارم اندکی به جنبه‌های قانع‌کننده‌ای بپردازم که چرا Resident Evil 7 شایسته آن است که به عنوان اثری شناخته شود که به‌خوبی از آرایه‌های وحشت مردمی بهره برده است.

به نظر من این نکته برای ارزش‌گذاری این فرنچایز بسیار مهم است چرا که نگرش ما به تجربه‌های ترسناک را دگرگون می‌کند و انتظارات ما را برآورده می‌سازد. ژانر وحشت مردمی عمیقاً در قالب‌های هنری و سینمایی نفوذ کرده و از آوانگارد و آثار کلاسیک فرقه‌های مشهود، در دره‌ها و سینماها رخنه کرده است و درعین‌حال با گشودن درهای بازی‌های ویدیویی به سوی ژانرهای فراتر از “زامبی‌محور” یا “وحشت جامپ‌اسکر”، می‌توانیم درک عمیق‌تری از خود ژانر وحشت، از بازی‌ها و از چرایی ترجیح این تجربه‌ها بر سایرین داشته باشیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *