در حالی که سیگنالهای مثبتی از دور نخست مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشینگتن مخابره شده و طرفین فضای حاکم بر گفتوگوها را «امیدوارکننده» توصیف کردهاند، سایه سنگین یک سوال امنیتی بر سر میز مذاکرات سنگینی میکند: آیا در میانه این تلاشهای دیپلماتیک، وقوع یک درگیری نظامی یا خرابکاری جدید میتواند بازی را به هم بزند؟
معمای پیشبینی در عصر ترامپ و نتانیاهو
حمیدرضا جلاییپور، فعال سیاسی، در تحلیل فضای ملتهب کنونی معتقد است که در اتمسفر سیاسی فعلی، ارائه یک پیشبینی علمی و دقیق تقریباً غیرممکن است. سفر همزمان بنیامین نتانیاهو به ایالات متحده، آن هم در آستانه پیشرفتهای احتمالی در مذاکرات، نشانهای معنادار است. تاریخ نشان داده که نخستوزیر اسرائیل معمولاً با چمدانی از طرحهای ضدجنگ راهی واشینگتن نمیشود؛ بلکه هدف اصلی او همواره ترغیب کاخ سفید به اتخاذ رویکرد سختگیرانه و حتی تقابل نظامی با ایران بوده است.
در سوی دیگر میدان، دونالد ترامپ با توییتهای غیرقابل پیشبینی و رفتارهای لحظهای خود، هرگونه مدلسازی سیاسی را با دشواری روبرو کرده است. در چنین وضعیتی، تنها راهبرد عقلانی برای ایران، حفظ آمادگی دفاعی در بالاترین سطح ممکن است.
دکترین دفاعی ایران؛ تجربه «جنگ ۱۲ روزه» در کمین متجاوز
یکی از محورهای اصلی این تحلیل، توان بازدارندگی ایران است. اگرچه جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده که به دنبال برافروختن آتش هیچ جنگی در منطقه نیست، اما در صورت وقوع هرگونه حماقت از سوی اسرائیل یا آمریکا، الگوی دفاعی ایران مشخص است. تجربه دفاع در «جنگ دوازده روزه» نشان داد که ایران توانایی مدیریت بحران و پاسخ قاطع به تجاوزات را دارد.
از منظری دیگر، ورود به یک جنگ طولانی و فرسایشی برای ترامپ که همواره با شعار «پایان جنگهای ابدی» به میدان آمده، هیچ سود سیاسی یا اقتصادی نخواهد داشت. در واقع، درگیر شدن در یک نبرد جدید به خاطر منافع تندروهای تلآویو، با استراتژی کلان ترامپ در تضاد است. اما این خوشبینی مشروط به یک عامل بزرگ است: اینکه اسرائیل در فاصله مذاکرات، دست به تجاوز جدیدی نزند.
موانع صلح؛ از نئوکانهای واشینگتن تا رادیکالهای تلآویو
آیا رسیدن به یک «توافق نوین» امکانپذیر است؟ با وجود خط قرمزهای ایران مبنی بر عدم پذیرش «غنیسازی صفر»، دایره ممکنات در سیاست همواره وسیع است. با این حال، باید پذیرفت که مسیر رسیدن به توافقی شبیه برجام، پر از فراز و نشیب و مینگذاری شده است.
بزرگترین مانع در این مسیر، نه در داخل، بلکه در لایههای بوروکراسی آمریکا (نئوکانها) و دولت افراطی اسرائیل نهفته است. پرسش کلیدی اینجاست که آیا ترامپِ نامتعادل، میتواند بر فشارهای سنگین نتانیاهو غلبه کند و راه مستقلی را برگزیند، یا بار دیگر مقهور لابیهای جنگطلب خواهد شد؟
جمعبندی: آمادگی برای دفاع، گشودگی برای مذاکره
ایران در موقعیت حساسی قرار دارد؛ از یک سو دریچه مذاکره را باز نگاه داشته و از سوی دیگر، انگشت خود را روی ماشه دفاعی حفظ کرده است. احتمال خرابکاری یا تحریکات نظامی از سوی اسرائیل در زمان مذاکرات، فرضیهای جدی است که میتواند فرآیند دیپلماتیک را به نابودی بکشاند. در این شطرنج پیچیده، پیروز کسی است که بتواند با کمترین هزینه، سایه جنگ را دور کرده و منافع ملی خود را از میان شعلههای تهدید بیرون بکشد.







