آیا نیاکان ما گوشت‌خوار بودند؟ رازهایی از رژیم غذایی اجدادی که زندگی امروزمان را متحول می‌کند!

آیا نیاکان ما گوشت‌خوار بودند؟ رازهایی از رژیم غذایی اجدادی که زندگی امروزمان را متحول می‌کند!

فهرست محتوا

آیا نیاکان ما گوشت‌خوار بودند؟ رازهایی از رژیم غذایی اجدادی که زندگی امروزمان را متحول می‌کند!

تصور کنید تمام خرید مواد غذایی‌تان را از یک قصابی انجام دهید. نه سبزیجاتی، نه نانی، نه میوه‌ای، نه پاستا، شیر یا بیسکویتی – فقط یک چرخ پر از گوشت، ماهی، تخم‌مرغ و چربی حیوانی.

این رژیم غذایی گوشت‌خواری است. مبلغان این رژیم غذایی در سراسر اینترنت حضور دارند – از جمله برایان جانسون (Brian Johnson) ملقب به “Liver King” که یک اینفلوئنسر تناسب اندام است، جردن پترسون (Jordan Peterson) روانشناس کانادایی و جو روگان (Joe Rogan) پادکستر (که گفته این رژیم باعث “حملات پراکنده و جهنمی اسهال پرتابی” در او شده است).

با وجود این تصویرسازی‌های واضح، فرقه گوشت‌خواری در حال رشد است.

داده‌های Google Trends نشان می‌دهد که جستجوها برای عبارت “رژیم غذایی گوشت‌خواری” تقریباً سه برابر در انگلستان و ایالات متحده از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ افزایش یافته است و در حال حاضر بیش از ۱۶۰ کتاب آشپزی گوشت‌خواری برای فروش در آمازون فهرست شده‌اند.

هیچ علم واقعی وجود ندارد که ثابت کند این رژیم غذایی مفید است، اما بسیاری از گوشت‌خواران به انتخاب خود اطمینان دارند زیرا فکر می‌کنند اجداد شکارچی-گردآورنده ما عمدتاً (یا فقط) حیوانات می‌خوردند.

آن‌ها می‌گویند رژیم غذایی گوشت‌خواری برای زیست‌شناسی ما مناسب‌تر از رژیم غذایی مدرن کربوهیدرات‌ها، غذاهای فرآوری شده و گیاهان کشاورزی است. این همان چیزی است که ما برای خوردن تکامل یافته‌ایم.

اما مسئله اینجاست: محدودیت‌هایی برای آنچه که The Flintstones می‌تواند در مورد تغذیه به ما آموزش دهد، وجود دارد.

آنچه مردم تصور می‌کنند “خوردن اجدادی” است نه تنها نادرست، بلکه اغلب ناسالم است. و هر درسی که بتوانیم از پیشینیان عصر حجر خود بیاموزیم، اصلاً شبیه به چیزی نیست که برادران پادکستر می‌خواهند شما باور کنید.

‘انسان شکارچی’

اولین نکته‌ای که باید به آن توجه کرد این است که اجداد ما در واقع گوشت‌خوار نبودند. این یک روایت نابجا بر اساس باستان‌شناسی منسوخ شده است.

دکتر اما پومروی (Dr. Emma Pomeroy)، دانشیار تکامل سلامت، رژیم غذایی و بیماری در دانشگاه کمبریج است. او می‌گوید: “ما این تصور را از انسان‌های غارنشین داریم – و معمولاً مرد هستند – که رژیم غذایی بسیار پر گوشتی دارند و به چیز دیگری متکی نیستند. برای بیشتر انسان‌ها، این‌طور نبود.”

تصویری از دکتر اما پومروی نشسته پشت میز با یک ماکت صورت و جمجمه انسان‌های باستانی، ردیف‌هایی از جمجمه‌ها در پس زمینه به نمایش گذاشته شده‌اند
دکتر اما پومروی دانشیار تکامل سلامت، رژیم غذایی و بیماری در دانشگاه کمبریج – اعتبار عکس: Getty Images

پس چرا اینقدر از ما فکر می‌کنیم که این‌طور بوده است؟

خب، استخوان‌های حیوانات و ابزارهای سنگی می‌توانند برای مدت طولانی باقی بمانند، بنابراین باستان‌شناسان مدت‌هاست که شواهد روشنی در دست دارند مبنی بر اینکه انسان‌های اولیه حیوانات را شکار، سلاخی و می‌خوردند. از طرف دیگر، مواد گیاهی به سرعت تجزیه می‌شوند.

پروفسور دوریان فولر (Prof. Dorian Fuller)، یک متخصص دیرین‌گیاه‌شناسی در دانشگاه کالج لندن، توضیح می‌دهد که در نتیجه، سوابق باستان‌شناسی به طور سنتی “به سمت سوابق شکار متمایل بوده است.”

اما حالا بهتر می‌دانیم. باستان‌شناسان شواهد زیادی جمع‌آوری کرده‌اند که اجداد ما گیاهان می‌خوردند. برخی از قوی‌ترین شواهد از تجزیه و تحلیل ایزوتوپی به دست می‌آید. ایزوتوپ‌ها انواع متمایز مواد شیمیایی هستند که می‌توانند سرنخ‌هایی در مورد آنچه انسان‌ها در طول زندگی خود مصرف کرده‌اند، به ما بدهند.

فولر می‌گوید: “شما می‌توانید استخوان‌ها و مینای دندان را برای ایزوتوپ‌ها تجزیه و تحلیل کنید. تمام ایزوتوپ‌های موجود در انسان از آنچه می‌خوریم می‌آیند و انواع مختلفی دارند.”

به عنوان مثال، نیتروژن هر بار که خورده می‌شود سنگین‌تر می‌شود. در گیاهان سبک است، در گیاه‌خواران سنگین‌تر است، در گوشت‌خواران سنگین‌تر است – بنابراین وزن اتمی نیتروژن در بقایای یک حیوان (انسان یا غیره) می‌تواند به باستان‌شناسان نشان دهد که رژیم غذایی آن حیوان در کجای زنجیره غذایی قرار داشته است.

به طور مشابه، گیاهان مختلف ایزوتوپ‌های کربن متفاوتی دارند. بنابراین، بسته به انواع کربن موجود در یک اسکلت، باستان‌شناسان می‌توانند نوع گیاهانی را که یک فرد خورده است حدس بزنند.

فولر می‌گوید: “اگر این را با ایزوتوپ‌های نیتروژن ترکیب کنید، می‌توانید حدس بزنید، ‘به نظر می‌رسد این یک رژیم غذایی پر از ماهی و آجیل است.’ یا، ‘به نظر می‌رسد که سرشار از گوشت و ارزن است.'”

به این ترتیب بود که یک مطالعه در سال ۲۰۲۴ (میلادی) توانست به این نتیجه برسد که شکارچی-گردآورندگان عصر حجر در تافورالت (Taforalt) مراکش، عمدتاً تا ۱۵۰۰۰ سال پیش گیاهان می‌خوردند.

دانشمندان در موسسه مردم‌شناسی تکاملی ماکس پلانک (Max Planck Institute for Evolutionary Anthropology) در آلمان، ایزوتوپ‌های روی، استرانسیم، کربن، نیتروژن و گوگرد را از مینای دندان، کلاژن استخوان و بقایای گیاهی تجزیه و تحلیل کردند.

انجام این کار نشان داد که این گروه پارینه‌سنگی بیشتر گردآورنده بودند تا شکارچی، و برای بقا به غذاهای گیاهی مانند بلوط، جو دوسر و پسته متکی بودند.

تصویری از برایان جانسون، "Liver King" در حالی که نیمه عریان روی تخت پادشاهی نشسته و تکه‌های گوشت روی یک میز در مقابل او قرار دارد
برایان جانسون – خودخوانده “Liver King” – رژیم غذایی مبتنی بر خوردن گوشت و اندام‌های خام و فرآوری نشده را تبلیغ می‌کرد – اعتبار عکس: Alamy

باستان‌شناسان همچنین می‌توانند جرم دندانی را که روی دندان‌های مسواک نزده ایجاد می‌شود تجزیه و تحلیل کنند، که پومروی آن را “یک منبع واقعاً شگفت‌انگیز از اطلاعات در مورد آنچه مردم می‌خوردند” توصیف می‌کند. همان‌طور که آن جرم دندانی تشکیل می‌شود، ذرات غذا و قطعات گیاهی را به دام می‌اندازد.

باستان‌شناسان می‌توانند DNA را از آن قطعات کوچک تجزیه و تحلیل کنند تا دقیقاً بفهمند که یک فرد چه می‌خورد.

سپس شواهد مردم‌نگاری وجود دارد – مطالعات بر روی جمعیت‌های شکارچی-گردآورنده مدرن. یک مطالعه در سال ۲۰۲۳ (میلادی) نشان داد که از بین ۶۳ جامعه جمع‌آوری غذا که در ۱۰۰ سال گذشته مورد مطالعه قرار گرفته‌اند، شواهد روشنی وجود دارد که زنان در ۵۰ مورد از آن‌ها (۷۹ درصد) شکار می‌کردند.

و همچنین می‌دانیم که شکارچی-گردآورندگان مدرن معمولاً مقدار زیادی گیاه می‌خورند.

به عنوان مثال، قبایل Tsimanés آمازون بیشتر کالری خود را از موز و مانیوک دریافت می‌کنند، در حالی که بومیان استرالیایی مقدار زیادی علف آجیل و شاه بلوط آبی می‌خورند.

برای پومروی، این منطقی است. او می‌گوید: “غذاهای گیاهی بسیار قابل اعتمادتر از گوشت هستند.”

“بله، شکارچیان ممکن است مقدار زیادی گوشت را یک‌جا بیاورند. اما در روزهایی که نمی‌آورند، مردم هنوز باید غذا بخورند. بنابراین، آن جنبه قابل اعتماد رژیم غذایی، در بسیاری از جمعیت‌ها، غذاهای گیاهی بوده‌است.”

بیشتر بخوانید:

تطبیق یا مرگ

مردم پارینه‌سنگی گیاه می‌خوردند. شواهد برای این موضوع روشن است. اما این بدان معنا نیست که همه مردم پارینه‌سنگی یک چیز می‌خوردند – اینکه یک رژیم غذایی همگن پارینه‌سنگی وجود داشت.

انسان‌های پارینه‌سنگی در محیط‌های بسیار متفاوتی زندگی می‌کردند، از جنگل‌ها و بیابان‌ها گرفته تا دشت‌ها و کوه‌ها.

در واقع، یک مقاله در سال ۲۰۱۸ (میلادی) استدلال کرد که بخشی از دلیل اینکه Homo sapiens از انسان‌سایان قبلی پیشی گرفت، توانایی ما در زندگی در انواع گسترده‌ای از مناظر چالش‌برانگیز بود – چیزی که آن را “جایگاه متخصص عمومی” نامید.

فولر می‌گوید، در سریلانکا شواهدی داریم که نشان می‌دهد شکارچی-گردآورندگان بیشتر رژیم غذایی خود را با جستجو به دست می‌آوردند و مقدار زیادی آجیل و میوه‌های وحشی می‌خوردند، در حالی که یاد می‌گرفتند چگونه میمون‌ها و پرندگان کوچک را در جنگل شکار کنند.

تصویری از نقاشی‌های غار بیمبتکا که نشان می‌دهد مردم حیوانات را با کمان و تیر شکار می‌کنند
نقاشی‌های غار بیمبتکا، که گمان می‌رود مربوط به ۱۰,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ سال قبل از میلاد باشد، جنبه‌هایی از زندگی جوامع شکارچی-گردآورنده در دوران پارینه‌سنگی را به تصویر می‌کشد – اعتبار عکس: Getty Images

در حالی که، در دایره قطب شمال، رژیم غذایی سنتی جمعیت‌های اینوئیت (Inuit) مدت‌هاست که از چربی نهنگ و فک بدون گیاهان زیاد تشکیل شده‌است، زیرا این چیزی است که در آنجا موجود است.

حتی اگر یک رژیم غذایی “واقعی” پارینه‌سنگی وجود داشت، شما نمی‌توانستید اکنون آن را دنبال کنید حتی اگر می‌خواستید، زیرا غذاهایی که آن‌ها می‌خوردند به سادگی دیگر وجود ندارند – مطمئناً نه در قفسه‌های سوپرمارکت.

به عنوان مثال، خربزه‌های وحشی که توسط اجداد ما جمع‌آوری می‌شد، تلخ و ترش بودند، در حالی که خربزه‌های ما طی قرن‌ها با انتخاب خوشمزه‌ترین میوه برای کشاورزی، شیرین شده‌اند. به طور مشابه، غلات آن‌ها کوچک‌تر، کم نشاسته‌تر و فیبردارتر از غلات ما بودند.

هلوهای آن‌ها به اندازه گیلاس، موزهای آن‌ها پر از دانه و هویج‌های آن‌ها نازک و سفید یا بنفش بودند.

کشاورزی همه چیز را تغییر داد. در طول هزاره‌ها، کشاورزان گیاهانی را انتخاب کرده‌اند که دوست دارند رشد دهند و بخورند، و در نتیجه غذای ما تغییر شکل داده‌است. به طور کلی، شیرین‌تر، نشاسته‌ای‌تر و کم فیبرتر شده‌است.

فولر می‌گوید: “ما غلاتی را انتخاب کرده‌ایم که کمی کربوهیدرات بیشتری نسبت به اجداد وحشی خود دارند و اشکال جهش‌یافته‌ای از میوه را که سرشار از قند هستند. اگر می‌خواهید آن‌ها را از رژیم غذایی خود حذف کنید، باید سعی کنید نسخه‌های غیر شیرین این چیزها را پیدا کنید، که انجام آن بسیار دشوار خواهد بود.”

پومروی اضافه می‌کند که این داستان در مورد گوشت نیز صدق می‌کند. ما دام‌های خود را پرورش داده‌ایم تا بزرگ‌تر باشند، بنابراین گوشت بیشتری در هر حیوان تولید می‌کنند. اما همچنین، شکارچی-گردآورندگان طعمه خود را از نوک بینی تا دم می‌خوردند، نه اینکه فقط چند برش انتخابی را انتخاب کنند.

پومروی می‌گوید: “بسیار نادر است که افرادی که ادعا می‌کنند این رژیم‌ها را می‌خورند، مغز، ریه‌ها، چشم‌ها، زبان، تمام اندام‌های داخلی، مغز استخوان را بخورند. اما مردم از همه چیز استفاده می‌کردند.”

“شکار کار سختی است و شما فقط نمی‌خواهید بگویید، ‘من یک تکه استیک خوب خواهم داشت.'”

رژیم‌های غذایی مختلف، بدن‌های مختلف

نه تنها غذای ما با غذای اجدادمان متفاوت است، بلکه خود ما هم متفاوت هستیم. بدن‌های ما برای مقابله با رژیم‌های غذایی کشاورزی ما سازگار شده‌اند و پومروی می‌گوید که پیشنهاد غیر از این “مشکل‌ساز” است.

او می‌گوید: “ما می‌دانیم که جمعیت‌های انسانی برای خوردن برخی از محصولات کشاورزی تکامل یافته‌اند. یک مثال کلاسیک، تداوم لاکتاز است. پستانداران پس از اینکه از شیر گرفته شدیم، مصرف شیر را متوقف می‌کنیم، بنابراین به لاکتاز نیاز نداریم – آنزیمی که قندهای موجود در شیر را تجزیه می‌کند.”

با این حال، جمعیت‌هایی که برای بقا به گاو و محصولات لبنی متکی بوده‌اند، تداوم لاکتاز را توسعه داده‌اند، بنابراین می‌توانند لبنیات را در طول بزرگسالی هضم کنند.

مثال دیگر آنزیم‌های آمیلاز است که نشاسته‌ها را برای هضم تجزیه می‌کنند. انسان‌های مدرن نسبت به سایر نخستی‌ها، از جمله گوریل‌ها، شامپانزه‌ها و اجداد انسان‌سای ما مانند نئاندرتال‌ها، آنزیم‌های آمیلاز بیشتری دارند.

نقاشی از کشاورزی دوره نوسنگی
دوره نوسنگی با تغییر به کشاورزی مشخص شد که بدن‌ها و جوامع ما را تغییر داد – اعتبار تصویر: Science Photo Library

فولر می‌گوید: “اما، در بین انسان‌های مدرن، تنوع بسیار زیادی وجود دارد. برخی از جمعیت‌ها سه یا چهار نسخه [از ژن آمیلاز] دارند، برخی از جمعیت‌ها ۱۲ نسخه دارند.”

بنابراین، برخی از گروه‌های انسانی در حال حاضر ژنتیکی دارند که برای رژیم‌های غذایی پر نشاسته مناسب‌تر است، که نشان می‌دهد آن‌ها ممکن است از نظر تاریخی به منابع کربوهیدرات – مانند غلات، حبوبات و غده‌ها – برای بقا متکی بوده‌اند.

این مورد در محیط‌های معتدل، دور از قطب‌ها و خط استوا، مانند بریتانیا و بیشتر آمریکای شمالی صادق است.

پومروی می‌گوید، در همین حال، مردم اینوئیت که در قطب شمال گرینلند زندگی می‌کنند، سازگاری‌های ژنتیکی را برای مقابله با رژیم‌های غذایی مبتنی بر گوشت خود انجام داده‌اند.

“متابولیسم آن‌ها سازگار شده‌است تا آن‌ها را قادر سازد تا آن رژیم غذایی پرچرب را بدون خطر متابولیکی که اگر بیشتر مردم در کشورهای دیگر از این نوع رژیم غذایی استفاده می‌کردند، مشاهده می‌کردیم، بخورند.”

در سراسر جهان، ما درست مانند اجداد پارینه‌سنگی خود، تکامل یافته‌ایم و با محیط‌های خود سازگار شده‌ایم. بنابراین، تلاش برای بازگشت به رژیم‌های غذایی عصر حجر ممکن است برای زیست‌شناسی ما بهترین نباشد.

اما، برای بحث، فرض کنیم که شما می‌توانید یک رژیم غذایی پارینه‌سنگی متناسب با زیست‌شناسی خود انتخاب کنید، که می‌توانید محصولات عصر حجر را پیدا کنید و بدن شما منوی جدید شما را رد نمی‌کند. شما همچنان در یک جامعه کشاورزی زندگی خواهید کرد.

مگر اینکه تمام روز در مناظر عصر حجر شکار و جستجو کنید، شما سبک زندگی یک فرد پارینه‌سنگی را نخواهید داشت. شما از آنچه می‌توانید پیدا کنید زنده نمی‌مانید – و این احتمالاً چیز خوبی است.

تصورات از گذشته پارینه‌سنگی تمایل دارند آن را به عنوان ایده‌آل تغذیه‌ای و تکاملی رمانتیزه کنند، اما می‌تواند ناپایدار باشد.

ظهور کشاورزی انسان‌ها را قادر ساخت تا عمر طولانی‌تری داشته باشند، جمعیتشان افزایش یابد و از دسترسی مطمئن‌تری به غذا برخوردار شوند. همان‌طور که پومروی می‌گوید، “من فکر نمی‌کنم کسی بخواهد از امنیت غذایی که امروزه در کشورهای ثروتمند داریم دور شود.”

به عبارت دیگر، فقط به این دلیل که چیزی ممکن است “آنچه اجداد ما انجام می‌دادند” باشد، به این معنی نیست که این همان چیزی است که آن‌ها می‌خواستند انجام دهند. آن‌ها احتمالاً دسترسی مطمئنی به غذا را می‌خواستند، خیلی ممنون.

تنوع بیشتر

شاید آزاردهنده‌ترین چیز در مورد طرفداران رژیم غذایی گوشت‌خواری، این باشد که آن‌ها یک نکته را درست می‌گویند.

پومروی می‌گوید، حتی اگر در مقایسه با دوران عصر حجر، عمر طولانی‌تری داریم و تعدادمان بیشتر است، اسکلت‌های جوامع کشاورزی به نظر می‌رسد نشانه‌های بیشتری از بیماری‌های مزمن مانند دیابت و بیماری‌های قلبی داشته باشند.

و در چند قرن اخیر، آنچه می‌خوریم بسیار تغییر کرده‌است.

دکتر امیلی لمینگ (Dr. Emily Leeming)، متخصص تغذیه و دانشمند در کینگز کالج لندن می‌گوید: “نکته اصلی اینجاست که سیستم غذایی به سرعت در چند صد سال گذشته تغییر کرده‌است و زیست‌شناسی ما تا این حد تغییر نکرده‌است.”

اما، در حالی که طرفداران رژیم‌های غذایی پالئو و گوشت‌خواری ممکن است این مشکل را تشخیص داده باشند، راه‌حل را اشتباه فهمیده‌اند.

لمینگ می‌گوید، اصطلاح “رژیم غذایی اجدادی” اغلب به رژیم‌های غذایی “منجر می‌شود که فوق‌العاده محدودکننده هستند” و بر پایه شیطانی جلوه دادن و حذف کامل گروه‌های غذایی استوارند. اما پومروی، فولر و لمینگ همگی موافق هستند که آنچه ما نیاز داریم تنوع بیشتر است، نه محدودیت.

فولر می‌گوید: “مشکل واقعی رژیم غذایی کشاورزی، اگر بتوانیم آن را این‌طور بنامیم، کاهش تنوع غذاهای گیاهی است.” او توضیح می‌دهد که ما بیش از حد به غذاهای سرشار از کربوهیدرات مانند گندم، برنج و ذرت تکیه می‌کنیم، در حالی که طیف گسترده‌ای از میوه‌ها، سبزیجات، آجیل‌ها، دانه‌ها و حبوبات را از دست می‌دهیم.

پومروی موافق است: “ما در گیاهانی که می‌خوریم بسیار محدود شده‌ایم.” او اضافه می‌کند که ما غذاها را بیشتر از دوران شکارچی-گردآورنده فرآوری می‌کنیم. ما میوه‌ها و غلات کامل را با فیبر دست نخورده آن‌ها می‌خوردیم.

لمینگ می‌گوید: “ما فکر می‌کنیم رژیم غذایی اجدادی فوق‌العاده متنوع، واقعاً سرشار از فیبر، با غذاهای گیاهی و انواع فیبرهای مختلف بوده‌است” و اضافه می‌کند که سلامت روده ما از “ثروت انواع مختلف میکروب‌ها، بسیار بیشتر از آنچه اکنون در رژیم‌های غذایی خود داریم” بهره‌مند می‌شد.

همچنین، لمینگ می‌گوید، یک منبع کلیدی فیبر غلات کامل است.

رژیم‌های غذایی پالئو و گوشت‌خواری این گروه غذایی را محدود یا حذف می‌کنند زیرا منبع کربوهیدرات، یا همان قند، است، چیزی که طرفداران این رژیم‌ها می‌گویند مردم پارینه‌سنگی نمی‌خوردند. اما ما می‌دانیم که اجداد ما غلات می‌خوردند.

لمینگ می‌گوید، در مقابل، کسانی از ما که در دنیای غربی مدرن هستیم، “به طور جدی فاقد غلات کامل هستیم.”

“این پیامدهای واقعی دارد، نه فقط برای میکروبیوم روده شما، بلکه برای سلامت کل روده شما – چیزهایی مانند سرطان روده – و همچنین سلامت قلب و سلامت متابولیک، از جمله دیابت نوع ۲.”

فولر اضافه می‌کند که ما شواهدی نیز داریم که مردم پارینه‌سنگی بیشتر از آنچه امروز می‌خوریم، آجیل و دانه می‌خوردند و از چربی‌های سالم مانند امگا ۳، که برای طول عمر و مغز مفید است، بهره‌مند می‌شدند.

غذا خوردن برای بقا

در مجموع، هر آنچه در مورد رژیم‌های غذایی عصر حجر فرض می‌کنیم، اشتباه است. اجداد ما فقط گوشت نمی‌خوردند، آن‌ها بسته به جایی که زندگی می‌کردند، چیزهای مختلفی می‌خوردند و معمولاً مقدار زیادی گیاه.

به این دلیل است که مردم پارینه‌سنگی غذا نمی‌خوردند تا “عضلانی” شوند، به دنبال شهرت در پادکست‌ها باشند یا در رسانه‌های اجتماعی بحث راه بیندازند. رژیم‌های غذایی آن‌ها همه چیز در مورد بقا بود.

برای بقا، آن‌ها با محیط‌های خود سازگار شدند. و اگر می‌خواهیم به بقا ادامه دهیم، باید نحوه غذا خوردن خود را نیز تطبیق دهیم. برای فولر، پومروی و لمینگ، این به معنای غذا خوردن با در نظر گرفتن آب و هوا است.

لمینگ می‌گوید اگر قرار است در این سیاره باقی بمانیم، رژیم‌های غذایی ما باید هم تغذیه و هم پایداری را در نظر بگیرند. این به معنای اولویت دادن به سبزیجات و میوه‌ها، و به دنبال آن غلات کامل و منابع پروتئینی گیاهی، با حداقل گوشت و محصولات لبنی است.

زیرا در پایان، مهم نیست که اجداد ما چه می‌خوردند. ما در محیط‌های مختلف، با غذاهای مختلف، با مجموعه‌ای متفاوت از چالش‌ها زندگی می‌کنیم.

اجداد ما هر کاری که می‌توانستند برای بقا انجام دادند. حالا نوبت ماست.

منبع