رمزگشایی از پرونده جنجالی پرسپولیس و بیرانوند: چه کسی راست میگوید؟
در پرونده شکایت علیرضا بیرانوند، دروازهبان پرسپولیس، ابهامات زیادی وجود دارد که فراتر از یک اختلاف ساده بر سر «تعلل» یا «اهمال کاری» است. اکنون این سوال مطرح میشود که آیا این پرونده، تلاشی برای پنهان کردن مسائل پشت پرده است؟ آنچه مشخص است، این ماجرا، جدال بین دو باشگاه بزرگ، پرسپولیس و تراکتور، را به همراه داشته است و در این میان، شایعات غیررسمی زیادی دربارهی تلاش برای بستن این پرونده بدون صدور رأی رسمی شنیده میشود. اگر این سناریو حقیقت داشته باشد، باید با صراحت گفت که عدالت در فوتبال ایران به بازی گرفته شده است.
در هر سازمانی، اختلافات و پروندههای انضباطی، اغلب با توافقهای شخصی یا پنهانکاریها فیصله پیدا میکنند. اما در فوتبال ایران، ظاهراً این «مصالحه»ها، معاملات و مماشات، جای قانون و قطعیت را گرفتهاند. مصالحههایی که در آن حقیقت پنهان میماند، عدالت اجرا نمیشود و افکار عمومی به یک «سیرک بیپایان» تبدیل میشود.
آیا پای منافع پشت پرده در میان است؟
حال این سوال مطرح میشود که اگر در این پرونده، دو تیم به توافق پنهانی برسند یا بازی را به گونهای دیگر جلو ببرند، آیا باز هم با یک سناریوی محتمل روبرو خواهیم بود؟ آیا کمیته انضباطی هم میتواند طرفین را به توافق برساند؟ پاسخ روشن است: قانون برای تضعیفکنندهها اجرا میشود و برای پرنفوذها، نادیده گرفته میشود.
از همه مهمتر، نقش فدراسیون فوتبال در این میان چیست؟ نهادی که باید حافظ قانون باشد و مرجع نهایی برای نظمبخشی به فوتبال کشور. اما خود تبدیل به نمادی از بیعملی، ضعف مدیریتی و انفعال در برابر قدرت شده است. اگر فدراسیون از صدور رأی رسمی دربارهی یک پروندهی ساده انضباطی عاجز باشد و اجازه دهد دو باشگاه خارج از مسیر قانونی، به نتیجه دلخواه خود برسند، باید پرسید: دیگر چه چیزی از اعتبار این فدراسیون باقی میماند؟
فراتر از یک دعوای فوتبالی
این فقط یک دعوای فوتبالی ساده و یا مسئلهی بین دو باشگاه نیست. این یک آزمون بزرگ برای ساختار انضباطی و مدیریتی فوتبال ایران است. آزمونی که اگر با مماشات و سکوت به پایان برسد، باید فاتحهی عدالت در فوتبال را خواند.
اکنون بیش از هر زمان دیگری، فوتبال ایران نیازمند شفافیت، صراحت و اراده برای اجرای قانون است. این پرونده باید با رأی رسمی، علنی و مکتوب بسته شود. نه با مصالحه پشت درهای بسته، نه با توصیهها و فشارها، و نه با فراموشی تدریجی در حافظه عمومی.
فوتبال ایران در حال عبور از یک نقطه حساس است. یا قانون را به جایگاه اصلیاش بازمیگردانیم، یا اعتراف میکنیم که قانون، در برابر مصلحت، شکست خورده است.







