آیا هالیوود، فرمول یک را تسخیر میکند؟ آیا سینما میتواند به پیشرفت ورزش اتومبیلرانی در ایران کمک کند؟
به نظر میرسد که فیلم جدید “F1: The Movie” با بازی برد پیت، نهتنها بر مسابقات اتومبیلرانی اتریش در پیست “ردبول رینگ” سایه انداخت، بلکه سوالاتی را در مورد تاثیر هالیوود بر این ورزش مطرح کرده است. آیا این فیلم میتواند شور و شوق جدیدی را در بین طرفداران ایجاد کند و به جذب مخاطبان بیشتر در ایران و سایر کشورها کمک کند؟
در دو سال گذشته، هدف اپل تیوی از ساخت یک فیلم مسابقهای واقعگرایانه، مرزهای بین واقعیت و تخیل در مسابقات فرمول یک را محو کرده است. این فیلم داستان APX GP، یک تیم فرمول یک است که با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند و برای حل مشکلات خود، به سراغ راننده بازنشسته، سانی هیز (با بازی برد پیت) میرود. برخلاف فیلمهای مسابقهای قبلی، “F1” تلاش کرد تا وارد پدک (محوطه) این ورزش شود، در آنجا مستقر شود و فیلمبرداری کند، گویی که عوامل هالیوود هم بخشی از یک تیم مسابقهای هستند. برای تحقق این هدف، ذهنهای خلاق پشت “تاپ گان”، با همکاری تهیهکنندگان لوئیس همیلتون و توتو ولف، پیت و همبازیاش، دیمسون ادریس (در نقش جاشوا پیرس، همتیمی جوان و جاهطلب)، را به چهرههای آشنای مسابقات فرمول یک تبدیل کردند.
با این حال، به جای اینکه به نظر برسد این فیلم با این ورزش همخوانی دارد، این پروژه سرگرمی، پیست مسابقه را به یک صحنه فیلمبرداری تبدیل کرد: فیلمبرداری از سکوهای ساختگی، مصاحبههای ساختگی با خبرنگاران و ۲۰ راننده این مسابقات به عنوان بازیگران فرعی، توزیع کالاهای APX GP در بین تماشاچیان و وارد کردن چهرههای شناختهشده فرمول یک مانند ویل باکستون، دیوید کرافت و مارتین براندل به داستان.

برای طرفداران قدیمی مسابقات فرمول یک، این فیلم پر سر و صدا و مورد انتظار، در بهترین حالت، به منزله یک نامه عاشقانه به این ورزش بود که با شوخیهای داخلی، حضور افتخاری افراد مشهور و تجربیات تعاملی برای هواداران همراه بود. در بدترین حالت، این فیلم مانند یک مهمان ناخوانده بود که بیش از حد در خانه مانده و دکوراسیون را تغییر داده بود.
آیا فیلم “F1” به اندازه کافی خوب است؟
بهترین نکته در مورد این فیلم، مسابقات آن بود. صحنه مسابقه ۲۴ ساعته دیتونا چنان خوب بود که صحنههای فرمول یک در طول فیلم، به پای آن نمیرسیدند. اما برای غیر طرفداران، صحنههای مسابقه تقریباً بیش از حد خوب بودند. شاید مقایسه زوایای دوربین جوزف کوشینسکی، کارگردان فیلم، با زوایای دوربین F1TV، کمی ناامیدکننده باشد.
اگر فیلم میخواست واقعگرایانه باشد، باید با تمام قوا پیش میرفت. با حضور رانندگان فرمول یک در صحنه و محتوای فنی پشت صحنه که جنبههایی از این ورزش را که بیشتر طرفداران نمیبینند، مانند سوئیتهای مهماننوازی تیمها، اتاق رانندگان و تونلهای باد، به نمایش میگذاشت، اما نکات اندکی که در فیلمنامه نوشته شده بود، مانند این که شخصیت پیت به دلیل تقلب جریمه نشد، برای طرفداران سرسخت کاملاً آشکار بود. در برخی مواقع، حتی این موضوع آشکارتر بود که همیلتون در به تصویر کشیدن این فیلم نقش داشته است، زیرا چندین صحنه و خط داستانی مستقیماً از دوران حرفهای او در مسابقات الهام گرفته شده بود.

نقاط ضعف فیلم “F1”
مهمتر از همه، فیلم نتوانست به یک خط داستانی واحد بچسبد و شخصیتها را به درستی بسازد. این فیلم بیش از حد به جذابیت بدمنگونه و اغراقآمیز برد پیت تکیه کرد که این موضوع باعث شد فیلم برای بینندگان خوشایند نباشد. همچنین اگر هیز کاریزماتیک قهرمان بود، هیچ شروری وجود نداشت. این شرور میتوانست تیمهای رقیب (یا خود همیلتون، همانطور که فیلم اشاره میکند)، رسانههایی که چهره منفی از ورزش نشان میدهند، نهاد حاکم بر ورزش یا محدودیتهای جسمی راننده کهنهکار باشد.
صحنههایی که در آن هیز به طور استراتژیک و با هدف تصادف خود و سایر رانندگان در مسابقه، باعث میشد که خودروی ایمنی وارد پیست شود، راه جالبی برای دور زدن قوانین بود و گاهی اوقات حکم تسکین کمدی را داشت. اما جدای از عدم وجود مجازاتهای غیرواقعی، نبوغ رانندگی هیز را آنطور که در نظر داشت، نشان نداد و در عوض، جادوی این ورزش را زیر سوال برد. هیجانانگیزترین عنصر فرمول یک، ثانیههایی است که رقیبان را از هم جدا میکند و ظرافتهای جداییناپذیر این ورزش: مسابقه دادن در نقاط خاکستری و اتخاذ استراتژی در چارچوب قوانین فعلی است. “F1” نتوانست این پیچیدگی را به طور کامل به تصویر بکشد. علاوه بر این، ساختن یک خودرو برای “نبرد” بدون توجه به ایمنی، مانند یک گام به عقب در تلاشهای این سری برای ایمنتر کردن ورزشی بود که در طول تاریخ، مرگبار بوده است.
حواشی فیلم
بزرگترین واکنش منفی به فیلم، از زیرساختهای عاشقانه آن ناشی میشد. از دیدگاه یک فرد خارج از دنیای مسابقات فرمول یک، داستان عاشقانه بین شخصیت پیت و طراح ارشد تیم خیالی، یک نقطه داستانی کاملاً خوب بود. اما در زمینه موانع و کلیشههایی که زنان در ورزشهای موتوری در طول تاریخ با آن مواجه بودهاند و در این فصل که اولین مهندس مسابقه زن در مسابقات حضور دارد، این خط داستانی غیرضروری و حتی توهینآمیز به نظر میرسید.


## آیا “F1” میتواند به پیشرفت مسابقات در ایران کمک کند؟
با وجود تمام این مشکلات و ایرادات، این فیلم موفق شده است کاری را انجام دهد که مدیران این ورزش از انجام آن عاجز بودهاند: تولید برنامهای که طرفداران جدید و قدیمی را در کنار هم جمع کند.
برای تماشاگران سینما که با این ورزش آشنایی ندارند، پیشبینی میشود که این فیلم باعث ایجاد موج دوم محبوبیت مسابقات فرمول یک در ایالات متحده شود. فیلم “F1” رکورد فروش استودیو سازنده را شکست و در اولین نمایش جهانی خود ۱۴۴ میلیون دلار درآمد کسب کرد. این ورزش اروپایی در سال ۲۰۱۹ و پس از انتشار مستند “Drive to Survive” از نتفلیکس، تودههای مردم را به تب فرمول یک مبتلا کرد. با این مستند که اکنون در فصل هفتم خود قرار دارد و هنوز برای فصل هشتم تمدید نشده است، هالیوود در زمان مناسبی وارد عمل شد. افزایش محبوبیت این ورزش در ابتدای دهه گذشته، دقیقاً ثابت نبوده است و تماشاگران و افکار عمومی به سرعت در میانه رکورد پیروزی مکس ورشتاپن کاهش یافته است. در حالی که این ورزش اکنون ۷۵۰ میلیون طرفدار در سراسر جهان دارد و در مسابقات جایزه بزرگ میامی در سال ۲۰۲۴، ۳.۱ میلیون بیننده از ESPN را به خود جذب کرد، اما تنها ۲.۲ میلیون نفر در مسابقه سال جاری در فلوریدای جنوبی شرکت کردند. این ورزش میتواند از نور، دوربین و اکشن هالیوود به عنوان یک انتقال خون استفاده کند و یک مسیر احتمالی از ستارههای سینمایی AMC به شرکتکنندگان مسابقات جایزه بزرگ ایجاد کند.
اگرچه تاریخ اکران در ایالات متحده ممکن است به طور عجیبی با مسابقات جایزه بزرگ اتریش همزمان شده باشد، اما این مسابقه در روز یکشنبه، به لطف شانس، فرصتی را برای بینندگان جدید فراهم کرد تا با مسابقات همراه شوند: یک نبرد تیمی در پیست، همراه با یک پیام رادیویی تند از اسکار پیاستری، رانندگان تازهکار که امتیاز میگرفتند، یک تصادف در دور اول بین کیمی آنتونلی، راننده تازهکار، و ورشتاپن از ردبول، و تعدادی DNF (عدم پایان مسابقه).








