خوابت نمیبره؟ دیگه شمردن گوسفندها جواب نمیده؟ راهحلهای جدید از راه رسیدن!
اگه شبها به سختی به خواب میرید و کلافه شدید، دیگه وقتشه که بدونید تنها نیستید و مهمتر از اون، راهحلهای جدیدی برای این مشکل وجود داره. دیگه لازم نیست فقط به شمردن گوسفندها اکتفا کنید! این مقاله به بررسی آخرین دستاوردها در زمینه درمان بیخوابی میپردازه.
بیخوابی، کابوسی برای میلیونها نفر
میراندا (Miranda)، یه دختر ۲۳ ساله، از بچگی با بیخوابی دست و پنجه نرم کرده. اون میگه که این مشکل نه تنها زندگی شخصیاش رو تحت تاثیر قرار داده، بلکه باعث شده نتونه تحصیلاتش رو ادامه بده و شغل مناسبی پیدا کنه. بیخوابی، سردردهای میگرنی و درد عضلانی فیبرومیالژی (fibromyalgia) رو هم برای اون تشدید کرده.
طبق آمار، حدود ۱۲ درصد از بزرگسالان در ایالات متحده و ۱۰ تا ۳۰ درصد از مردم در سراسر جهان، به بیخوابی مزمن مبتلا هستند. این مشکل اغلب با بیماریهای دیگهای مثل درد مزمن، افسردگی و اضطراب هم همراه میشه و یه چرخه معیوب به وجود میاره.
راهحلهای قدیمی، مشکلات جدید
درمان شناختی رفتاری برای بیخوابی (CBT-I) معمولاً اولین راه پیشنهادی برای درمانه. این روش درمانی، با تمرکز بر ایجاد عادتهای خواب سالم و تغییر افکار منفی که مانع خواب میشن، عمل میکنه. اما متاسفانه، CBT-I تحت پوشش همه بیمهها در ایالات متحده نیست. در انگلستان و بخشهایی از اروپا هم که خدمات بهداشت عمومی این روش رو ارائه میدن، لیستهای انتظار طولانی وجود داره.
اندرو کریستال (Andrew Krystal)، روانپزشک دانشگاه کالیفرنیا در سان فرانسیسکو (University of California, San Francisco)، میگه که کمبود متخصص در این زمینه، یه مشکل جهانیه.
از طرفی، CBT-I برای همه افراد موثر نیست. میراندا هم این روش رو امتحان کرده، اما نتیجهی چندانی نگرفته. به گفتهی کریستال، قدم بعدی، درمان دارویی هست. بنزودیازپینها (Benzodiazepines) و داروهای Z، مثل زولپیدم (zolpidem) که با نام تجاری آمبین (Ambien) شناخته میشه، از جمله داروهای رایج برای درمان بیخوابی هستند. این داروها با افزایش تاثیر انتقالدهنده عصبی گابا (GABA)، فعالیت مغز رو کم میکنن و اضطراب رو کاهش میدن. اما مصرف این داروها عوارضی مثل خوابآلودگی، افزایش خطر زمین خوردن در افراد مسن، سوء مصرف و وابستگی رو به همراه داره. بعضی از مطالعات حتی ارتباط بین مصرف طولانیمدت داروهای Z و بنزودیازپینها با افزایش خطر مرگ رو نشون دادن.
میراندا آمبین رو امتحان کرده، اما به سرعت بهش وابسته شده. اون در نهایت این دارو رو ترک کرده و به بنزودیازپینها روی آورده، اما نسبت به اونها هم تحمل پیدا کرده. به طوری که یه بار بعد از کم کردن دوز مصرفی، با علائم ترک دارو در بیمارستان بستری شده.
پزشکان اغلب داروهای دیگهای مثل ترازودون (trazodone) که برای درمان افسردگی تایید شده، رو هم برای درمان بیخوابی تجویز میکنن. داروهای بدون نسخه مثل آنتیهیستامینها (antihistamines) هم برای این منظور استفاده میشن. اما به گفتهی امانوئل مینوت (Emmanuel Mignot)، محقق طب خواب در دانشگاه استنفورد (Stanford University)، هیچکدوم از این داروها ایدهآل نیستند، چون به طور خاص برای درمان بیخوابی ارزیابی نشدن.
میراندا با بسیاری از این داروها تجربه داشته. وقتی که برای اولین بار در کودکی به بیخوابی مزمن مبتلا شد، پزشک اطفال به اون ملاتونین (melatonin) رو پیشنهاد داد، که بدون نسخه در ایالات متحده در دسترسه. ملاتونین بهش کمک میکرد که به خواب بره، اما نمیتونست اون رو در طول شب بیدار نگه داره. در دوران نوجوانی، متخصصان مغز و اعصاب داروهای ضد افسردگی و داروهای تنظیمکننده خلقوخوی دیگهای مثل ترازودون و میرتازاپین (mirtazapine) رو تجویز کردن. اما این داروها عوارض جانبی «عذابآوری» داشتن: اون در طول روز احساس اضطراب و خستگی میکرد و حافظهاش به شدت «مبهم» شده بود.
مسدود کردن بیداری: رویکردی نوین در درمان بیخوابی
امانوئل مینوت در حال مطالعهی نارکولپسی (narcolepsy)، یه اختلال مزمن که بر چرخههای خواب و بیداری تاثیر میذاره و باعث میشه افراد به طور ناگهانی به خواب برن، بود که به طور اتفاقی به کشف جدیدی در زمینه درمان بیخوابی کمک کرد. اون کشف کرد که سگهای مبتلا به نارکولپسی، یه جهش ژنتیکی دارن که بر یکی از دو گیرندهای که توسط انتقالدهنده عصبی اورکسین (orexin) استفاده میشن، تاثیر میذاره. در ابتدا تصور میشد که نقش اصلی اورکسین، تنظیم اشتهاست. مینوت بعداً متوجه شد که افراد مبتلا به نارکولپسی، اورکسین ندارن، که این موضوع نشون داد وظیفه اصلی این ماده شیمیایی، افزایش هوشیاریه. مینوت فکر کرد اگه بشه داروهایی تولید کرد که مانع از اتصال اورکسین به گیرندههایش بشن، افراد مبتلا به بیخوابی برای یک شب «نارکولپتیک» میشن.
در سال ۲۰۰۷، محققان شرکت داروسازی اکتلیون (Actelion) که بخشی از اون حالا به شرکت ایدورسیا فارماسیوتیکالز (Idorsia Pharmaceuticals) در سوئیس تعلق داره، نشون دادن که مسدود کردن دو گیرنده اورکسین، باعث القای خواب در موشها، سگها و انسانها میشه. در سال ۲۰۱۴، شرکت داروسازی مرک (Merck)، تاییدیه سازمان غذا و داروی ایالات متحده (FDA) رو برای اولین داروی آنتاگونیست گیرنده دوگانه اورکسین (DORA)، به نام سوورکسانت (suvorexant) با نام تجاری بلسومرا (Belsomra) دریافت کرد. در سال ۲۰۱۹، داروی DORA دیگهای به نام لمبورکسانت (lemborexant) با نام تجاری دیویگو (Dayvigo) تایید شد و در سال ۲۰۲۲، داروی داریدورکسانت (daridorexant) با نام تجاری کویووی کیو (Quviviq) به بازار اومد.
داروهای DORA در مقایسه با بنزودیازپینها و داروهای Z، که فعالیت رو در کل مغز مهار میکنن، فقط بر نورونهایی که توسط اورکسین فعال میشن، تاثیر میذارن. به گفته جو هرینگ (Joe Herring)، متخصص مغز و اعصاب و رئیس تحقیقات بالینی علوم اعصاب در شرکت مرک در راهوی نیوجرسی (Rahway, New Jersey)، «زیبایی این داروها اینه که کاری جز مسدود کردن تحریک بیداری انجام نمیدن. این یه روش فیزیولوژیکی بهتر برای ایجاد خوابه.»
آنتونیو اولیویری (Antonio Olivieri)، مدیر ارشد پزشکی در شرکت ایدورسیا (Idorsia)، تولیدکننده داریدورکسانت (daridorexant)، میگه که داریدورکسانت تنها داروی DORA هست که اطلاعاتی در مورد عملکرد اون در طول روز وجود داره. ایدورسیا در آزمایشهای بالینی نشون داده که افرادی که داریدورکسانت دریافت کردن، در مقایسه با افرادی که دارونما دریافت کردن، بهبود قابل توجهی در علائم بیخوابی در طول روز بعد تجربه کردن. دادههای موجود در پایگاه داده تاییدات سازمان غذا و داروی ایالات متحده (FDA) هم نشون میده که داریدورکسانت کمترین میزان خستگی و خوابآلودگی رو در بین سه داروی DORA داره، که احتمالاً به این دلیله که سریعتر از بقیه داروها از بدن خارج میشه.
تا به حال هیچ مقایسه مستقیمی بین داروهای DORA انجام نشده. به گفته دانیل بوییس (Daniel Buysse)، دانشمند خواب در دانشکده پزشکی دانشگاه پیتسبورگ (University of Pittsburgh School of Medicine) در پنسیلوانیا، «ایدهآل اینه که شواهد مستقیمی از نحوه مقایسه این داروها با یکدیگر داشته باشیم، اما ما به ندرت چنین شواهدی داریم، بنابراین به جای اون، باید به تکنیکهای آماری تکیه کنیم که به شما امکان میدن مقایسههای غیرمستقیم انجام بدید.» به گفته بوییس، آزمایشهای ثبت دارو نشون میده که داروهای DORA در مقایسه با بنزودیازپینها و داروهای Z، عوارض جانبی شناختی یا خماری کمتری دارن، و همچنین پتانسیل کمتری برای وابستگی و سوء مصرف دارن. دستورالعمل بیخوابی اروپا در سال ۲۰۲۳، داریدورکسانت رو به عنوان دومین درمان پیشنهادی بیخوابی بعد از CBT-I معرفی کرده.
به گفته بوییس، مشکل اصلی داروهای DORA، پزشکی نیست، بلکه مالیه: هزینه بالای این داروها باعث میشه که بسیاری از افرادی که میتونن از اونها بهرهمند بشن، به اونها دسترسی نداشته باشن.
میراندا با توجه به سابقه طولانی بیخوابی، یه نسخه برای سوورکسانت (suvorexant) دریافت کرد. روانپزشک اون حدود یک سال پیش این دارو رو بهش پیشنهاد داد. میراندا میگه: «من واقعاً شک داشتم که یه داروی ضد بیداری بتونه تفاوتی با یه داروی خوابآور داشته باشه، اما به سرعت تفاوت رو حس کردم و حالا این دارو رو یه ناجی میدونم. بدون این دارو، احتمالاً باید دوز خیلی بالاتری از بنزودیازپین رو مصرف میکردم.» اون امیدوار است که دوز سوورکسانت بتونه افزایش پیدا کنه، تا بتونه مصرف داروهای دیگه رو کاهش بده.
گسترش دسترسی: داروهای جدید در راهند
داروهای دیگهای که سیستم اورکسین رو هدف قرار میدن هم در مراحل آزمایش بالینی قرار دارن. برای مثال، شرکت داروسازی جانسون اند جانسون (Johnson & Johnson) در ایالات متحده، در حال تولید داروی سلتورکسانت (seltorexant) برای افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و بیخوابی است. به گفته کریستال، حدود ۷۰ درصد از افراد مبتلا به افسردگی، بیخوابی هم دارن، بنابراین داشتن دارویی که هر دوی این اختلالات رو درمان کنه، «پتانسیل این رو داره که یه خلاء مهم رو پر کنه.» در یه آزمایش فاز III، شرکتکنندگانی که این دارو رو مصرف کردن، بهبود قابل توجهی در علائم خواب و افسردگی تجربه کردن، و به نظر میرسید که اثر ضد افسردگی این دارو مستقل از بهبود خواب شرکتکنندگان باشه. کریستال اضافه میکنه که سلتورکسانت ممکنه اثر ضد افسردگی داشته باشه، چون طوری طراحی شده که فقط یکی از دو نوع گیرنده اورکسین رو مسدود کنه، در حالی که داروهای DORA دیگه، هر دو نوع گیرنده رو مسدود میکنن.
تحقیقات در مورد داروهای DORA که از قبل تایید شدن هم در حال گسترش به جمعیتهای دیگهایه. شرکت مرک (Merck) مطالعاتی رو در مورد سوورکسانت (suvorexant) در افراد مبتلا به بیخوابی و همچنین افسردگی یا اختلالات مصرف مواد حمایت مالی کرده، و شرکت ایدورسیا (Idorsia) هم مطالعاتی رو در مورد ایمنی و اثربخشی داریدورکسانت (daridorexant) در زیرگروههایی از افراد که بیخوابی و سایر بیماریها رو دارن، حمایت مالی میکنه.
در سال ۲۰۲۰، سوورکسانت (suvorexant) اولین دارویی بود که برای درمان اختلالات خواب در افراد مبتلا به بیماری آلزایمر (Alzheimer’s disease) تایید شد. بیخوابی اغلب یه پیشدرآمد و همزمان با آلزایمره، و به نظر میرسه که این بیماری در افراد مبتلا به این وضعیت، به شکل متفاوتی بروز میکنه. در یه مطالعه که افراد مسن مبتلا به بیخوابی رو با افراد مسن مبتلا به بیخوابی و آلزایمر مقایسه میکرد، افراد مبتلا به هر دو بیماری، تغییرات بیشتری در الگوهای خواب خود داشتن، از جمله زمان کمتری رو در خواب عمیق میگذروندن. مشکلات خواب در افراد مبتلا به آلزایمر هم به نظر میرسه که نقش مهمی در افزایش سطح مواد سمی در مغز این افراد داشته باشه. دادههای اولیه نشون میده که سوورکسانت میتونه به کاهش پروتئینهای سمی مغز هم کمک کنه. نتایج یه مطالعه پیگیری برای آزمایش این یافتهها در سال ۲۰۲۶ منتشر میشه.
در اعماق علفها: آیا کانابیس راهحلی برای بیخوابی است؟
بیخوابی از جمله شایعترین دلایل مصرف دارویی کانابیس (cannabis) است. برای مثال، میراندا، در کنار داروهای تجویزی، از تنتور کانابیس (cannabis tincture) که حاوی تعدادی از بیش از ۱۰۰ کانابینوئید (cannabinoids) موجود در این گیاهه، هم استفاده میکنه (او در ایالتی زندگی میکنه که مصرف کانابیس در اون قانونیه). اون میگه: «این دارو قطعاً یه مهره کلیدی در زرادخانه دارویی خواب من به حساب میاد.»
با این حال، از نظر علمی، اطلاعات کمی در مورد اینکه کدوم کانابینوئیدها باعث خواب میشن و دوز ایمن و موثر اونها چقدره، وجود داره. به گفته ایان مکگرگور (Iain McGregor)، مدیر ابتکار لامبرت (Lambert Initiative) برای درمانهای کانابینوئیدی (Cannabinoid Therapeutics) در دانشگاه سیدنی (University of Sydney) در استرالیا، «احتمالاً دهها میلیون نفر در سراسر جهان از کانابینوئیدها برای درمان بیخوابی استفاده میکنن، اما ما شواهد با کیفیت بسیار کمی برای حمایت از این موضوع داریم.»
مکگرگور در حال تحقیق در مورد کانابینول (CBN)، یه مولکوله که در کانابیس در اثر اکسیداسیون تتراهیدروکانابینول (THC)، جزء روانگردان گیاه، ایجاد میشه. گروه تحقیقاتی اون گزارش دادن که CBN خواب رو در موشها به میزانی مشابه زولپیدم (zolpidem) افزایش میده، اما بدون عارضه جانبی شناخته شدهی این دارو که همون سرکوب خواب با حرکات سریع چشم (rapid-eye-movement sleep) است. دادههای منتشر نشده از یه آزمایش یک شبه با ۲۰ نفر مبتلا به اختلال بیخوابی نشون میده که افراد پس از مصرف ۳۰۰ میلیگرم CBN، ۷ دقیقه زودتر به خواب رفتن. شرکتکنندگان همچنین بهبودهای ذهنی در خواب و خلقوخوی خودشون رو گزارش کردن. به گفته کامیلا هویوس (Camilla Hoyos)، محقق خواب در موسسه تحقیقات پزشکی وولکاک (Woolcock Institute of Medical Research) در سیدنی، که این مطالعه رو رهبری کرده، اگرچه ۷ دقیقه «زیاد به نظر نمیرسه»، اما با تاثیری که بنزودیازپینها و داروهای Z معمولاً ایجاد میکنن، برابری میکنه. مکگرگور، هویوس و همکارانش در حال برنامهریزی برای پیگیری این مطالعه با یه آزمایش بزرگتر در سطح جامعه هستن، که در اون افراد مبتلا به بیخوابی به مدت شش هفته در خونه یا CBN یا دارونما مصرف میکنن.
در مورد کانابیدیول (CBD) و THC هم باید گفت که چشمانداز اثربخشی اونها در برابر بیخوابی، حداقل برای دوزهایی که تاکنون در آزمایشها استفاده شدن، جای سوال داره. چندین مطالعه کوچک نتونستن فایدهای برای خواب در اثر مصرف CBD پیدا کنن. در یه آزمایش، محققان مشاهده کردن که شرکتکنندگانی که ۱۰ میلیگرم THC و ۲۰۰ میلیگرم CBD دریافت کردن، در واقع ۲۵ دقیقه کمتر از زمانی که دارونما دریافت کردن، خوابیدن. مکگرگور اضافه میکنه که چندین آزمایش دیگهای که با حمایت شرکتها در مورد دوز پایین CBD برای درمان بیخوابی انجام شده بودن، منتشر نشدن، چون هیچ بهبودی قابل توجهی رو نشون ندادن.
مرزهای جدید بیخوابی: آیندهای روشن در راه است؟
جستجو برای درمانهای موثرتر بیخوابی در زمینههای دیگه هم ادامه داره. بعضی از گروههای تحقیقاتی در حال آزمایش گیرندههای مختلفی هستن که امیدوارن بتونن به تولید دستههای جدیدی از داروها منجر بشن. برای مثال، گابریلا گوبی (Gabriella Gobbi)، روانپزشک بالینی و دانشمند علوم اعصاب در دانشگاه مکگیل (McGill University) در مونترال کانادا، روی یکی از دو گیرنده ملاتونین مغز، MT۲، تمرکز کرده. به گفتهی گوبی، «ما میخوایم یه مکانیسم جایگزین بدون هیچگونه خطر اعتیاد و با عوارض جانبی کمتر، به ویژه برای استفاده در کودکان و سالمندان پیدا کنیم.» یه مولکول که تیم تحقیقاتی گوبی تولید کرده و به MT۲ متصل میشه، زمان گذراندن موشها در خواب عمیق رو تا ۳۰ درصد افزایش داده. گوبی قصد داره آزمایشهای بالینی رو در دو تا سه سال آینده شروع کنه.
چندین شرکت و سیستم بهداشتی، از جمله وزارت امور کهنهسربازان ایالات متحده (US Department of Veterans Affairs) و کلینیک کلیولند (Cleveland Clinic) در اوهایو، هم پلتفرمهای دیجیتالی رو برای ارائه CBT-I ایجاد کردن یا در حال توسعهی اونها هستن. این برنامهها کاربران رو از طریق برنامههایی که متناسب با علائم اونها تنظیم شدن، راهنمایی میکنن. برای مثال، SleepioRx یه برنامه دیجیتالی ۹۰ روزه است که در بیش از دو دوجین آزمایش بالینی ارزیابی شده و اثربخشی اون به اندازه ۷۶ درصد بوده. این برنامه به افراد کمک میکنه تا سریعتر به خواب برن، در طول شب بهتر بخوابن و روز بعد احساس بهتری داشته باشن. این برنامه که توسط شرکت Big Health در سان فرانسیسکو کالیفرنیا (San Francisco, California) توسعه یافته، در آگوست ۲۰۲۴ از سازمان غذا و داروی ایالات متحده (FDA) مجوز دریافت کرده. یه فراتحلیل که در سال ۲۰۲۴ بر روی ۱۵ مطالعه انجام شده و CBT-I حضوری و الکترونیکی رو با هم مقایسه میکنه، به این نتیجه رسیده که این دو روش به یه اندازه موثر هستن.
به گفته کریستال، استقبال از این برنامهها در بین پزشکان تا به حال کُند بوده. اما به محض اینکه متخصصان از این موضوع آگاه بشن، «من میتونم دنیایی رو تصور کنم که در اون مراقبت دیجیتالی اولین قدم شماست، و اگه این روش موفقیتآمیز نبود، به یه متخصص مراجعه میکنید.»
بعضی از مطالعات نشون میدن که بیخوابی میتونه ناشی از سطح بالایی از فعالیت مغزی در طول خواب باشه. به گفته روث بنکا (Ruth Benca)، روانپزشک در دانشکده پزشکی ویک فارست (Wake Forest School of Medicine) در کارولینای شمالی، این موضوع این سوال رو مطرح میکنه که آیا کاهش این فعالیت میتونه بیخوابی رو درمان کنه یا نه. شرکتها و گروههای تحقیقاتی دانشگاهی در حال آزمایش این فرضیه با استفاده از دستگاههای پوشیدنی هستن که از صداهای شنوایی یا تحریک الکتریکی خفیف برای افزایش فعالیت موج آهسته در مغز استفاده میکنن. بعضی از این دستگاهها در حال حاضر در بازار موجود هستن، و شواهد نشون میده که میتونن مدت زمان خواب عمیق رو افزایش بدن. برای مثال، در ماه ژوئن گذشته، محققان شرکت Elemind Technologies در کمبریج ماساچوست (Cambridge, Massachusetts)، تایید کردن که محرکهای شنوایی که به طور همزمان با ریتمهای خاص امواج مغزی تولید شده در یه هدبند ارائه میشن، به افرادی که معمولاً بیش از ۳۰ دقیقه طول میکشه تا به خواب برن، کمک میکنه تا به طور متوسط ۱۰.۵ دقیقه از این زمان رو کم کنن.
به گفته بنکا، محققان امیدوارن که در سالهای آینده، اطلاعات کافی در مورد علل و درمانهای بیخوابی به دست بیارن تا بتونن درمانهای شخصیشده رو بر اساس ویژگیهای جمعیتی، ژنتیکی و بیماریهای همزمان خاص هر فرد، توصیه کنن.
میراندا بعد از یه عمر تلاش برای پیدا کردن کمک ایمن و موثر، هنوز هم امیدوار است که درمانهای بهتری برای بیخوابی در راه باشه. اون میگه: «من نمیتونم تا ابد از این داروها استفاده کنم. اونها سالها از عمر من کم میکنن.»







