بررسی یک فینال لیگ اروپا ناامیدکننده: آیا ارزش تماشا داشت؟
شبکه TNT برای پوشش فینال لیگ اروپا سنگ تمام گذاشت، اما آیا این تلاش به نتیجه نشست؟ آیا این دیدار بین تاتنهام و منچستر یونایتد ارزش صرف این همه وقت را داشت؟
حواشی قبل از بازی: تحلیلهای تکراری و خستهکننده
برنامه پنج ساعته پیش از بازی با دو ساعت مقدمه، با حضور کارشناسانی که حرفهای کلیشهای و قابل تعمیم به هر مسابقهای را تکرار میکردند، آغاز شد. برای مثال، ریو فردیناند (در سال ۲۰۲۵!) گفت: «منچستریونایتد باید حمله کند!» آیا واقعاً مسابقهای هم هست که آنها نباید این کار را انجام دهند؟
چهرههایی مانند گرت بیل، جیمز مدیسون و سر الکس فرگوسن نیز در حواشی قبل از بازی حضور داشتند، اما نتوانستند از کسالت برنامه بکاهند. مرور خاطرات گذشته، به ویژه برای هواداران منچستریونایتد، یادآوری تلخی از روزهای اوج این تیم بود. تحلیلگران به بازیکنانی اشاره میکردند که روزگاری به عنوان ستارههای تعیینکننده شناخته میشدند، اما عملکرد فعلیشان با آن دوران فاصله زیادی داشت. حتی اینترنت ۱۱ مگابایتی من هم طاقت نیاورد و برای یک ساعت قطع شد، اما فکر نمیکنم چیز زیادی را از دست داده باشم!
پخش طولانی و ملالآور
وقتی اتصال اینترنت دوباره برقرار شد، برنامه همچنان ادامه داشت. خدای من، کی تمام میشد؟ دلم برای مجریانی میسوخت که مجبور بودند این همه مدت به این برنامه بیرمق جان ببخشند. واقعاً چه کسی تصمیم گرفت که یک برنامه پنج ساعته برای پیش از بازی تدارک ببیند؟ و چه دلیل خلاقانهای برای توجیه آن داشتند؟ من هر روز هفته فوتبال تماشا میکنم، اما این برنامه حتی برای من هم بیش از حد طولانی و بیکیفیت بود.
مسابقه: نبردی بین دو تیم ضعیف
بالاخره مسابقه شروع شد. گزارشگری کویستی و فلچ هم مثل همیشه پرانرژی نبود و به نظر میرسید که بازی انرژی آنها را گرفته است. هر دو تیم خوششانس بودند که با یکدیگر بازی میکردند، زیرا اگر مقابل یک تیم قویتر قرار میگرفتند، شانسی برای پیروزی نداشتند. با این حال، تماشای بازی تیمهای ضعیف هم میتواند سرگرمکننده باشد. حداقل در این بازی، اختلاف منابع مالی چندان محسوس نبود.
نیمه اول پر اشتباه و بیکیفیت
نیمه اول با ریتمی دیوانهوار آغاز شد، زیرا هر دو تیم در تلاش بودند تا ثابت کنند که کدام یک بیفایدهتر و پر اشتباهتر است. این مسابقه بیشتر شبیه یک بازی دسته پنجمی بود. حتی گل اول بازی هم بسیار اتفاقی و بیبرنامه به ثمر رسید. با این حال، من از این بازی لذت بردم، زیرا عاشق تماشای فوتبال بیکیفیت هستم. شنیدن تلاش گزارشگران برای توجیه بازیهای ناشیانه، بسیار خندهدار بود.
تحلیل بین دو نیمه: توافق بر سر فاجعهبار بودن بازی
چاپرز در پایان نیمه اول گفت: «این بازی افتضاح بود.» واقعاً نمیتوان با او مخالفت کرد. اصلاً چه کسی فکر میکرد که بازی خوبی از آب دربیاید؟ منچستریونایتد اصلاً در سطح خوبی قرار نداشت. تاتنهام هم بیشتر شبیه تیمهای مورینیو بازی میکرد تا تیمهای آنژبال. فلچ و کویستی هم فقط با یکدیگر صحبت میکردند، زیرا اتفاق خاصی در زمین نمیافتاد. تاتنهام واقعاً نیازی به انجام کار زیادی نداشت، فقط یک سیو خوب و یک دفع توپ از روی خط دروازه کافی بود.
نتیجهگیری: لطمه به اعتبار لیگ اروپا
حضور دو تیم ضعیف در فینال، لطمهای به اعتبار این رقابتها وارد کرد و نابرابریهای مالی فاحش را به تصویر کشید. این واقعیت که هر دو تیم تا این حد بد بازی کردند، باید یوفا را به فکر فرو ببرد، اما واضح است که این اتفاق نخواهد افتاد.
تبریک به آنژه پوستکوعلو
خوشحالم که آنژه پوستکوعلو پیروز شد. امیدوارم او بتواند دهان تمام منتقدانی را که از آزار و اذیت او لذت میبردند، ببندد. تماشای صحنه در آغوش گرفتن همسر و فرزندانش بسیار دلگرمکننده بود. هیچکس از فشاری که آنها به خاطر این تیترهای خبری تحمل کردهاند، خبر ندارد. مصاحبه پس از بازی او نشان داد که بار سنگینی از روی شانههایش برداشته شده است. آن خرس عبوس جای خود را به یک انسان معمولی داده بود.
مصاحبههای بیفایده زیادی با بازیکنان انجام شد که همگی میپرسیدند: «چه احساسی دارید؟» اما واضح بود که این بهترین نتیجه برای تلویزیون بود، زیرا داستان رستگاری آنژه پوستکوعلو بسیار جذاب بود.
پیروزی با یک شوت در چارچوب
اینکه تاتنهام با تنها یک شوت در چارچوب (تقریباً) و ۲۹ درصد مالکیت توپ پیروز شد، نشان میدهد که آنها برای شکست دادن منچستریونایتد زوال یافته، کار زیادی انجام ندادند. یونایتد اکنون اخراج آموریم را به دلیل بیکفایتی اینئوس به رهبری یک احمق به تعویق خواهد انداخت و آن را خراب خواهد کرد. یک فینال بین بودو/گلیمت و لیون قطعاً بهتر میبود، حتی اگر به اندازه تماشای بازی دو تیم ثروتمند که در سطح دسته پنجمی بازی میکنند، خندهدار نبود.




