در سالهای اخیر، بررسی عملکرد دولت سیزدهم به رهبری سید ابراهیم رئیسی، به یکی از مباحث داغ و جنجالی در فضای رسانهای کشور تبدیل شده است. رسانهها با استفاده از ابزارها و تکنیکهای مختلف اطلاعرسانی، به تحلیل و نقد عملکرد این دولت پرداختهاند. یکی از اصلیترین رویکردهایی که در پوشش رسانهای پیرامون دولت رئیسی به چشم میخورد، تأکید بر ناکارآمدی دولت در ارائه خدمات و حل مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم بوده است.
از ابتدای شروع به کار دولت سیزدهم، رسانههای مختلف با توجه به شرایط اقتصادی کشور، دست به تحلیل و انتقاد از تصمیمات و اقدامات دولت بردند. برخی از رسانهها با استفاده از نمودارهای اقتصادی و مقایسه آن با دورههای گذشته، سعی کردند وضعیت اقتصادی مردم و بازار را نشان دهند. این مقایسهها، به طور خاص بر روی نرخ تورم و افزایش قیمت کالاهای اساسی، همچون نان، روغن و مسکن تمرکز داشتند. در این راستا، ممکن است بیانیههای رسمی دولت در زمینه پیشرفتهای اقتصادی و تلاش برای کنترل قیمتها، با واقعیتهای موجود در بازار تضاد داشته باشد.
رسانهها همچنین در پوشش انتقادات خود بر عدم تحقق وعدههای انتخاباتی رئیسی تأکید کردند. وعدههای مربوط به «بهبود وضعیت معیشتی» و «رونق تولید» از جمله مباحثی بود که در زمان انتخابات در شعارهای رئیسی مطرح شد. اما در واقعیت، بسیاری از مردم همچنان با مشکلات اقتصادی جدی مواجه بودند. در این زمینه، گزارشهای میدانی از زندگی روزمره شهروندان و گفتگو با کسبه و فعالان اقتصادی، به عنوان ابزارهایی برای نشان دادن شرایط دشوار معیشتی و نارضایتی عمومی به کار گرفته شد.
یکی دیگر از محورهای ناکارآمدی که رسانهها بر آن تأکید کردند، مدیریت نادرست بحرانها بود. به عنوان مثال، خاموشیهای مکرر برق در تابستان 1401 و کمبود آب در برخی از نقاط کشور، از جمله مسائلی بود که در دوران ریاستجمهوری رئیسی به شدت مطرح شد. رسانهها با پوشش اخبار مربوط به این بحرانها و مصاحبه با کارشناسان و شهروندان، عملکرد دولت در مواجهه با بحرانها را زیر سؤال بردند. این بحرانها تصویر عمومی منفی از دولت را بهوجود آورد و ادامهدار شدن این مشکلات، اصطلاح «پوشش رسانهای» ناکارآمدی دولت را به شدت تشدید کرد.
رسانهها همچنین به مباحث سیاسی و دیپلماتیک دولت رئیسی نیز پرداخته و در این زمینه، انتقادات قابل توجهی مطرح کردند. بهخصوص مسأله مذاکرات هستهای و توافق برجام، که به دلیل تغییرات سیاستهای دولت در مقایسه با دولتهای قبلی، دستخوش چالشهای فراوانی شد. رسانهها با انتقاد از کندی روند مذاکرات و عدم توانایی در برقراری ارتباط مؤثر با جامعه بینالمللی، این موضوع را به عنوان نمادی از ناکارآمدی دولت در دیپلماسی معرفی کردند.
در کنار همه این موارد، رسانهها به اهمیت نقادی و بررسی دقیق عملکرد دولت نیز پرداخته و اذعان داشتهاند که انتقاد سازنده میتواند به بهبود وضع موجود کمک کند. این رویکرد بهویژه در رسانههای محلی و مستقل بیشتر به چشم میخورد، جایی که خبرنگاران محلی به بررسی مشکلات روزمره مردم پرداخته و سعی در آن داشتند تا صدای آنها را به گوش مسئولان و تصمیمگیرندگان برسانند.
در نهایت، بهنظر میرسد رسانهها توانستهاند با تحلیل دقیق و جامع از عملکرد دولت سیزدهم، چهرهای از ناکارآمدی را در اذهان عمومی شکل دهند. این تصویر ناامیدکننده، با گذشت زمان و با تداوم مشکلات اقتصادی و اجتماعی، قوت بیشتری یافته و پایهگذار نگرانیهای بیشتری در میان مردم گردیده است. در این فضا، ضرورت نظارت مستمر بر عملکرد دولت و ارائه راهکارهای مؤثر از سوی رسانهها بهعنوان رکن چهارم دموکراسی بیشتر از پیش احساس میشود.







