۱۰ بازی ویدیویی که لینچ در خواب هم نمی‌دید، ولی ما بازی کردیم!

۱۰ بازی ویدیویی که لینچ در خواب هم نمی‌دید، ولی ما بازی کردیم!

فهرست محتوا

۱۰ بازی ویدیویی عجیب و غریب که دیوید لینچ حتی در خواب هم نمی‌دید، ولی ما تجربه‌شان کردیم!

دیوید لینچ، کارگردان نام‌آشنای سینما، به خلق آثار сюрреалистических و پیچیده‌ای مشهور است که اغلب ذهن مخاطب را به چالش می‌کشند. اما آیا می‌دانستید که برخی بازی‌های ویدیویی نیز می‌توانند به اندازه آثار لینچ сюрреалистических و گیج‌کننده باشند؟ در این مقاله قصد داریم ۱۰ بازی ویدیویی را به شما معرفی کنیم که دیوید لینچ حتی در خواب هم نمی‌دید، ولی ما شجاعت تجربه‌شان را داشتیم!

الهام از لینچ در دنیای بازی‌های ویدیویی: سفری به اعماق ذهن

بسیاری از بازی‌سازان، چه به طور مستقیم و چه غیرمستقیم، از سبک сюрреалистических، روایت‌های غیرخطی و شخصیت‌های پیچیده آثار دیوید لینچ الهام گرفته‌اند. از پروژه‌های مستقلی که به طور آشکارا وام‌دار لینچ هستند تا فرنچایزهای سرشناس مانند Silent Hill و The Legend of Zelda، ردپای این کارگردان بزرگ در دنیای بازی‌های ویدیویی به چشم می‌خورد.

رؤیاهای گسسته، شخصیت‌های عجیب و غریب و موقعیت‌های сюрреалистических، عناصری هستند که تعدادی از بازی‌های ویدیویی مدیون این هنرمند و فیلم‌های به‌یادماندنی‌اش هستند.

لازم به ذکر است که مقاله‌هایی که در ادامه مطالعه می‌کنید، حاوی اسپویلرهایی از بازی‌های مذکور و آثار لینچ خواهند بود.

۱. Disco Elysium

Disco Elysium از آن دست بازی‌هایی است که در زمان انتشار اولیه‌اش، صنعت بازی‌های ویدیویی را برای همیشه تغییر داد. سبک جسورانه و نامتعارف این بازی، آن را به یک اثر классический در میان بازی‌های ویدیویی تبدیل کرده است. چیزی که بسیاری به خاطر نمی‌آورند، این است که این عنوان بخش عمده‌ای از موفقیت خود را مدیون آثار کارگردان برجسته سینما، دیوید لینچ است و نیازی به جستجوی عمیق برای یافتن شباهت‌ها میان این بازی و آثار او وجود ندارد. این بازی، به خصوص برای طرفداران سریال «Twin Peaks» می‌تواند تجربه‌ای بسیار لذت‌بخش باشد؛ چرا که هم با مهارت‌هایش شما را به چالش می‌کشد و هم با غرایزش به بررسی می‌پردازد.

اگر این‌ها کافی نباشد، بازی هم‌چنین ارجاع نسبتاً مستقیمی به قابلیت «Inland Empire» دارد که نام یکی از فیلم‌های این کارگردان است. این مهارت از دسته‌های ویژه‌ای از روان (Psyche) به کاوش در افکار و ایده‌های خیال‌پردازانه می‌پردازد که می‌توانند داستان را به مسیرهای غیرمنتظره‌ای بکشانند؛ همان‌طور که معمولاً در آثار لینچ شاهد آن هستیم. در توضیح این مهارت نوشته شده است: «با لباس‌های‌تان گفت‌وگو کنید، گفت‌وگوهایی که اگر پیش از آن به تیمارستان انداخته نشوید، ممکن است مسیر تحقیقات را تغییر دهند!»

۲. Kentucky Route Zero

اکثر بازی‌های ویدیویی مملو از ماجراجویی‌های گوناگون هستند، اما تعداد کمی از آن‌ها به پای Kentucky Route Zero می‌رسند. این بازی ماجراجویی در سبک «پوینت اند کلیک»، شاهد یکی از عناوین باشکوه است که بیش از همه به خلق تجربه‌های لینچی در این مدیوم نزدیک شده است. داستان اثر، به فصل‌های مختلف تقسیم شده است که به‌تدریج نشان می‌دهند چگونه شخصیت‌های متفاوت به بزرگراه مخفی کنتاکی مرتبط هستند.

با ارجاعات آشکار به رئالیسم جادویی و فضاسازی کاملاً сюрреалистических، Kentucky Route Zero از داستان‌گویی پیوسته و ناهنجار اما هیپنوتیزم‌کننده‌ای بهره می‌برد. شخصیت‌ها بدون آن‌که خود بدانند در زمان و مکان جابه‌جا می‌شوند یا گفت‌وگوهایی بدون معنا یا کنترل آشکار دارند؛ گویی در یک رؤیا هستند. این موارد، همان عناصری هستند که هر طرفدار لینچ آن‌ها را می‌شناسد و برایش آشنا به نظر می‌رسد.

۳. Oxenfree II

نسخه اول Oxenfree به‌خودی‌خود اثر چشمگیری بود، اما دنباله‌ی آن بدون شک از نظر الهام‌گیری сюрреалистических، کامل‌تر از نسخه اول از آب درآمده و بیش از حد انتظار برجسته می‌شود. داستان این دنباله، رایلی و همکارش جیکوب را دنبال می‌کند که در حال بررسی برخی ناهنجاری‌های رادیویی در شهر زادگاه‌شان، کامنا (Camena)، هستند. با پیش‌رفت داستان، آن‌ها در می‌یابند که دریچه‌ای رو به دنیاهای ابعادی در حال باز شدن است و این مسئولیت بر عهده‌ی آن‌ها است که آن را ببندند.

همانند بازی اول، Oxenfree II از رویدادهای فراطبیعی برای کاوش عمیق‌تر در تعاملات بین فردی شخصیت‌های اصلی استفاده می‌کند. اما این بار، مؤلفه‌های لینچی در برخی عناصر داستانی پررنگ‌ترند و با شخصیت‌های اصلی بالغ‌تری روبه‌رو هستیم. این مرز محو شده بین واقعیت و ابعاد فراطبیعی، بازیکن را تا مدت‌ها پس از پایان داستان در حیرت نگه می‌دارد که واقعاً چه اتفاقی در آن رخ داده است.

۴. Control

Control ترکیبی از ژانرهای مختلف است که در کنار هم تجربه‌ای منحصربه‌فرد را خلق می‌کنند. این بازی با رویکرد آشکار به ژانرهای New Weird و وحشت، وامدار بسیاری از عناصر فیلم‌شناسی دیوید لینچ نیز هست. از محیط‌های به‌ظاهر عادی اما آشفته، المان‌هایی از این دست را می‌توان به وضوح در مراحل خاصی مانند Oceanview Motel و Ashtray Maze مشاهده کرد که به‌وضوح یادآور سبک لینچ هستند.

جزئیات دیگری که این الهام‌پذیری را نشان می‌دهند، در صحنه‌های مختلف بازی پراکنده‌اند. برای مثال، نحوه‌ی ارتباط جسی با «هیئت مدیره» (The Board)، ارجاعاتی به «Black Lodge» در سریال Twin Peaks دارد؛ از تُن‌های قرمز رنگ گرفته تا صداهای دست‌کاری‌شده‌ای که اطلاعاتی را به شخصیت اصلی می‌دهند. بسیاری از صحنه‌ها، حس عجیب و رویایی خاص آثار دیوید لینچ را بازتاب می‌دهند.

۵. Life is Strange

با تمام ارجاعاتی که دارد، می‌توان لایف ایز استرنج را اقتباسی مدرن از سریال класический Twin Peaks ساخته دیوید لینچ دانست. از همان ابتدا، فضاسازی сюрреалистических آشکاری دارد؛ هر دو سریال و بازی حول محور دختری محبوب می‌چرخند که ناپدید می‌شود. به طور مشابه، با پیش‌رفت داستان، اتفاقات فراطبیعی رخ می‌دهند که به‌تدریج رازهای بزرگ‌تری را آشکار می‌کنند.

در همین راستا، بازی شامل برخی ایستراگ‌ها است که این الهام‌گیری را به وضوح به تصویر می‌کشند. برای مثال، در بخشی از بازی، بازیکنان می‌توانند نامه‌های امضا شده توسط Dr. Jacoby را پیدا کنند؛ نامی که با روان‌شناس سریال تلویزیونی مشترک است. حتی پلاک ماشین کلویی (شخصیت بازی) نیز TWNPKS است. به وضوح می‌توان حس احترام و علاقه‌ی سازندگان به این سریال را درک کرد و جای تعجب نیست که این بازی خود به تنهایی به یک اثر محبوب классический تبدیل شده است.

۶. Braid

Braid به عنوان یکی از نوآورانه‌ترین بازی‌های مستقل شناخته می‌شود که به ژانر اصلی راه یافت و موجب شکل‌گیری موجی از توسعه‌دهندگان مستقل شد تا با امید به تکرار امروزش دست به کار شوند. اگرچه ارتباط آن با دیوید لینچ در نگاه اول آشکار نیست، اما جاناتان بلو، سازنده‌ی این بازی، خود اعلام کرده که لینچ الهام‌بخش او در ساخت این بازی و دیگر آثارش بوده است. نمونه‌هایی از این الهام‌گیری را می‌توان در بخش سپاس‌های پایانی (Credits) بازی مشاهده کرد؛ جایی که نام این فیلمساز در بخش سپاس از ویژه‌ی آورده شده است.

این بازی در ظاهر یک پلتفرمر با مکانیک جالب کنترل زمان است، اما در اجرا، مملو از الهاماتی لینچی به چشم می‌خورد. به‌ویژه در سطوح پایانی، وقتی که پیچش داستانی به‌تدریج آشکار می‌شود، نشانه‌های واضحی از сюрреалиسم و عجیب‌وغریب بودن دیده می‌شود که یادآور فیلم‌هایی مانند Mulholland Drive و Lost Highway است.

شاید تا کنون مطلع نبوده‌اید، اما چند اثر الهام‌گرفته از دیوید لینچ هم‌چون «توئین پیکس» و جُنگ‌های فیلم‌ و سریال‌ او را بازتاب می‌دهند.

با همین دلیل، شاید عجیب نباشد اگر بدانید که حتی سری محبوب شرکت نینتندو، یعنی The Legend of Zelda نیز در میان آثاری قرار دارد که از این فیلم‌ساز آمریکایی الهام گرفته‌اند. تاکاشی تزوکا، کارگردان این بازی، در مصاحبه‌هایش توضیح داده که هنجارهای خلق این بازی از توئین پیکس الهام گرفته شده است.

ایده اصلی خلق مکانی شبیه به این سریال تلویزیونی بود که پُر از شخصیت‌های غیرمعمولی باشد که بیش از آن‌چه نشان می‌دهند با هم ارتباط دارند؛ رازی در خود پنهان کرده‌اند. این ایده نهایتاً به شکل جزیره‌ی عجیب Koholint در بازی تجلی یافت. فرنچایز افسانه‌ی زلدا بیش از آن‌چه تصور می‌کنید به دیوید لینچ مدیون است.

۸. Alan Wake II

استودیوی Remedy Entertainment، ید طولایی در پنهان کردن الهاماتی از دیوید لینچ در بازی‌هایش دارد. در هر دو بازی Quantum Break و Control، بازیکنان شاهد ارجاعات متعددی به آثار او هستند. اما این Alan Wake است که بیشترین شباهت‌ها را به سبک لینچ نشان می‌دهد. تنها برای مقایسه برخی عناصر بازی اول، شهر Bright Falls و کافه‌ی Oh Deer Diner یادآور توئین پیکس و کافه‌ی Double R Diner در آن سریال هستند. حتی می‌توان گفت که گفت سرنوشت الن ویک (شخصیت اصلی بازی) و مأمور کوپر (Cooper) در پایان فصل دوم Twin Peaks شباهت‌های قابل‌توجهی دارند.

با این حال، این قسمت دوم بازی است که واقعاً به سمت سبک تاریخی و сюрреалистических شناخته‌شده‌ی لینچ متمایل می‌شود. سم لیک، کارگردان خلاق بازی، خود تأیید کرده که لینچ الهام‌بخش این پروژه بوده است. جالب است بدانید که شخصیت جدید بازی، ساگا اندرسون، و توانایی او برای ورود به Mind Place به‌شدت یادآور دیل کوپر و روش‌های خاص اوست. پیچش‌های عجیب داستانی و روایت نامتعارفی که این بازی ارائه می‌دهد، بدون زمینه سازی‌های فیلم‌ساز آمریکایی هرگز به این شکل نمی‌توانست وجود داشته باشد.

۹. Deadly Premonition

مقایسه بازی Deadly Premonition با آثار классический دیوید لینچ اجتناب‌ناپذیر است. داستان این بازی، حول محور تحقیقات یک مأمور FBI به نام فرانسیس یورک مورگان می‌چرخد که سعی دارد هویت یک قاتل را در شهر کوچک گرین‌ویل کشف کند. این ماجراجویی مملو از شخصیت‌های عجیب‌وغریب است که تنها نوک کوه یخِ رؤیادهای عجیب‌ترِ داستان بازی را نشان می‌دهد.

اگر بسیاری این بازی را به دلیل کیفیت کیفیتی به اصطلاح «بد و در عین حال خوبش» به یاد می‌آورند، آن را نسخهٔ ویدیویی فیلم The Room می‌خوانند (فیلمی که به بد بودنِ لذت‌بخشش مشهور است)، اما در نهایت Deadly Premonition جذابیت خاصی دارد که پروژه‌های تجربه‌گرا و عجیب‌تر لینچ را به خاطر می‌آورد. عناصر ناهماهنگ و نامتعارف بازی، شباهت‌هایی به فیلم‌هایی مانند What Did Jack Do? و Eraserhead دارد و به وضوح نشان می‌دهد چرا این بازی طی سال‌ها به اثری با طرفداران وفادار تبدیل شده است.

۱۰. Silent Hill 2

بدون شک یکی از مهم‌ترین نام‌ها در صنعت بازی‌های ویدیویی، سری Silent Hill است. این فرنچایز ترسناک به دلیل سبک منحصربه‌فرد، الهام‌بخش بسیاری از بازی‌ها، سریال‌ها و فیلم‌های دیگر بوده است. بخش عمده‌ای از چیزی که امروزه این سری را می‌شناسیم، مدیون قسمت دوم آن است که بر عناصر «وحشت روان‌شناختی» متمرکز بود و موفق شد طرفداران بسیاری را مجذوب خود کند. جالب اینجاست که بدانید دیوید لینچ به طور غیرمستقیم نقش کلیدی در شکل‌گیری هویت هنری این بازی داشته است.

براساس گفته‌های ماساهیرو ایتو، کارگردان هنری بازی، داستان این عنوان در ابتدا قرار بود مستقیماً از فیلم Lost Highway لینچ الهام بگیرد، اما به دلیل مشکلات پیرامون بوجود آمدن تشکلاتِ پیرامون-انتقاد از آن صرف نظر شد. با این وجود، به دلیل شباهت‌های پیرامون مثلث‌های عاشقانهٔ بازی و فیلم Lost Highway ناخودآگاه و ناگزیر از این فیلم یاد می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *