رویای خانه دار شدن کارگران؛ معادله نابرابری در زعفرانیه تهران
خبر کوتاه “واگذاری قطعه زمینی 10 هکتاری از اراضی ملی شمیرانات به قیمت 10 میلیون تومان” شاید در نگاه اول، مرهمی بر دل “مردم” باشد. مردمی که با هفت شیفت کار در ماه، رویای خرید آپارتمانهای لاکچری منطقه زعفرانیه را در سر میپرورانند، اما این خبر، دریایی از حسرت را به همراه دارد؛ حسرتی عمیق از فسادی که ریشه در تبعیض دارد. فسادی که هرچند یکبار، خواسته یا ناخواسته، گوشهای از آن به رسانهها درز میکند.
29 شهریورماه، آه از نهاد مستأجران و قرضکنندگان به نظام بانکی کشور بلند شد. در دهههای اخیر، یکی از مدیران دولتی دستور واگذاری 10 هکتار از اراضی ملی در منطقه لالون شهرستان شمیرانات را به یک شرکت وابسته به فردی مشهور صادر کرده است. این اراضی، طبق صلحنامهای رسمی به قیمت 10 میلیون تومان و پس از اعمال تخفیف 60 درصدی و توافقی بهصورت اقساطی به شرکت مذکور واگذار شده؛ مبلغی که حتی هزینه تجهیز یک واحد مسکونی را هم تامین نمیکند.
این 10 هکتار اراضی، محدودهای حفاظتشده و محیط زیست آن بسیار بکر است که اساساً قابل واگذاری نبوده، اما با قیمت 10 میلیون تومان به یک چهره مشهور واگذار شده؛ چهرهای که با هدف ادعاییِ اشتغالزایی و کاهش بیکاری، آن را تصاحب کرده است.
رسانههای وابسته به جریانهای مختلف، این خبر را پوشش دادهاند، اما بدون ذکر جزئیات. نمیدانیم این چهره مشهور کیست؟ زمینهای باکیفیتِ محیط زیست شمیرانات در کدام حلقههای رانت و فساد به کدام آقازاده واگذار شده؟ آیا این مثل همیشگی نیست؟ چرا افشای نامِ نهادهای فاسد و یا کارگزاران لایههای میانی را نمیدانیم؟
در روزهای اخیر، هیچ واکنشی در اینباره دیده نشده است، اما یک کارگر پیمانکاری شهرداری شمیرانات در اینباره میگوید: “با 10 میلیون تومان نمیشود یک ماه اجاره خانه داد! چطور 10 هکتار زمین را به 10 میلیون به فروش میرسانند و هنوز پول آن را نگرفتهاند؟ ما کارگران تمام حقوق خود را پای اجاره خانه میدهیم و دیگر رویای خانهدار شدن هم نداریم. این چه بیعدالتیست؟!”
براساس آخرین برآوردها، حدود 60 درصد از درآمد خانوارها صرف اجاره خانه میشود و این شاخص برای خانوارهای کارگری به 80 درصد و حتی بیشتر میرسد. به عبارتی، کارگر حداکثر 20 درصد از دستمزد خود را برای یک ماه کار کامل، برای اجاره خانه پسانداز میکند و دیگر توان شرکت در هیچ یک از طرحهای مسکن دولتی و غیردولتی نظام مقدس جمهوری اسلامی را ندارد. در واقع، هیچگاه صاحبخانه نمیشود.
کارگران حق دارند به دلیل استطاعت مالی ناچیز، کنار گذاشته شوند، زیرا فردی متخصص در ماه 30 میلیون تومان حقوق میگیرد، اما اگر کل حقوق خود را در یک سال کنار بگذارد، چیزی حدود 400 میلیون تومان میشود که به سختی پول ده متر زمین خالی در محدوده شهری تهران (البته در مناطق متوسط رو به پایین) میشود.
قیمت زمین در تهران در شهریور 1402 میانگین متری 22,160,000 تومان است. کف قیمت زمین در قطعات روستایی یا خارج از بافت از 200,000,000 تومان آغاز میشود و سقف آن برای قطعات واقع در محدوده شهری با دسترسی مناسب و کاربری تایید شده تا 300 میلیون تومان برای هر متر مربع و حتی بیشتر نیز ثبت شده است. بنابراین، یکسال حقوق کامل یک کارگر متخصص و متوسطبگیر به زحمت کفاف 10 متر زمین در تهران را میدهد. کارگران با هر سطح دستمزدی که دریافت میکنند و حتی اگر دو عضو در خانواده کارگری شاغل باشند، هیچگاه نمیتوانند با دستمزد دریافتی خود حتی ده متر زمین خالی در شهرها، ولو در گتوهای سکونتتهیدستان خریداری کنند.
دستمزد یکسال کارگران برای خرید ده متر زمینِ بیکیفیت، در حاشیه و جنوب شهرها کفایت میکند؛ به شرط اینکه کارگر 30 میلیون حقوق داشته باشد، چیزی که دور از ذهن و غیرقابل تصور است.
در مناطق مرفه زعفرانیه تهران که قیمت هر متر زمین در آنجا چیزی حدود 400 میلیون تومان است، دستمزد یکسال کارگر برای خرید یک متر زمین هم کفایت نمیکند. اما در چنین شرایطی، 10 هکتار از اراضی مرغوب و باکیفیت منطقه شمیرانات تهران به صورت اقساطی به مبلغ 10 میلیون تومان به خواص و قدرتمندان واگذار میشود.
به گفتهٔ «پرویز زعیمی»، فعال صنفی کارگران نظام مقدس جمهوری اسلامی، با بیان اینکه کارگران در محدوده شهرها و در مناطق باکیفیت نمیتوانند خانهای اجاره کنند؛ چون استطاعت مالیشان در گذر زمان به شدت تحلیل رفته است؛ به ایلنا میگوید: در شهری مثل رشت، تقریباً تمام حقوق یک کارگر بابت اجاره خانه صرف میشود. کارگر باید دو یا سه شیفت کار کند یا در خانواده، حداقل دو نفر شاغل باشند که بشود یک زندگی مستاجری را با سختی بسیار مدیریت کرد.
او تاکید میکند که “کارگران خواب خانهدار شدن را هم نمیبینند؛ برنامههای ریز و درشت دولت و وزارت کار هم قرار نیست چیزی را عوض کند، چیزی را عوض کند؛ کاری که در پول اجاره خانه مانده، با وام و قرض و تعاونی هم نمیتواند زمینی یا آپارتمانی بخرد”.
روزگاری مردم و کارگران کنار هم صاحبخانه میشدند؛ قرار بود دولت برای کارگران و روستانشینان خانه بسازد و کسی رنج سرپناه نداشته باشد اما در عوض، نصیب کارگران شد، ماشینخوابی و خانههای اشتراکی و زندگی مستاجری در حاشیه شهرها و گتوها.
زمینهای مرغوب شمال شهر را با رانت و پارتیبازی و سوءاستفاده از قدرت، به آقازادهها و یکدرصدیها میدهند و صدایشان را هم در نمیآورند، اما کارگران باید حسرت یک متر سرپناه ملکی را با خود به گور ببرند…..
گزارش: نسرین هزاره مقدم
منبع :
ایلنا



