کرونا با “آخرین بازمانده از ما” چه کرد؟ تاثیری که همهگیری بر داستانهای زامبی گذاشت
بازی و سریال محبوب “آخرین بازمانده از ما” (The Last of Us) که با الهام از یک پاندمی قارچی، دنیایی پر از زامبی را به تصویر میکشد، پیش از همهگیری کووید-19 به عنوان یک اثر تخیلی جذاب شناخته میشد. اما سوال اینجاست که آیا پس از تجربه تلخ کرونا، هنوز هم داستانهای زامبی برای مخاطبان جذابیت دارند؟ در این مقاله، به بررسی تاثیر همهگیری کووید-19 بر این نوع داستانها و مصاحبه با دیوید هیوز، اکولوژیست رفتاری و متخصص قارچهای زامبیکننده میپردازیم.
از تخیل تا واقعیت: “آخرین بازمانده از ما” و الهام از دنیای قارچها
در سال ۲۰۱۳، استودیو بازیسازی ناتی داگ (Naughty Dog) واقع در سانتا مونیکا، کالیفرنیا، با انتشار بازی “آخرین بازمانده از ما” (The Last of Us) مخاطبان را به دنیایی برد که در آن یک بیماری همهگیر میلیونها نفر را به کام مرگ کشانده بود. نکته جالب این بود که عامل این فاجعه نه یک باکتری یا ویروس، بلکه قارچی به نام کوردیسپس (Cordyceps) بود که با تسخیر مغز انسانها، آنها را به موجوداتی شبیه زامبی تبدیل میکرد.
نویسندگان ناتی داگ برای خلق این داستان، از قارچهای واقعی به ویژه Ophiocordyceps unilateralis که به قارچ زامبیکننده مورچه معروف است، الهام گرفتند. این قارچ با آلوده کردن حشرات، مواد شیمیایی خاصی را در مغز آنها آزاد میکند و رفتارشان را تغییر میدهد. قبل از انتشار بازی، ناتی داگ از دانشمندانی مانند دیوید هیوز (David Hughes)، اکولوژیست رفتاری دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا (Pennsylvania State University) که متخصص قارچهای زامبیکننده مورچه است (او حتی یکی از آنها را به نام همسرش نامگذاری کرده است)، دعوت کرد تا به سوالات رسانهها درباره قارچها و جنبههای علمی همهگیری که الهامبخش داستان بودند، پاسخ دهند. هیوز از آن زمان به مطالعه تغییرات آب و هوایی و امنیت غذایی روی آورده است.
“آخرین بازمانده از ما” در سال ۲۰۲۰ یک دنباله بازی و یک مجموعه تلویزیونی تحسین شده از شبکه HBO نیز داشت که فصل دوم آن در ۲۵ می به پایان رسید.
مصاحبه با دیوید هیوز: از مشاوره بازی تا تاثیر کووید-19 بر ژانر زامبی
دیوید هیوز در مصاحبهای با نشریه Nature درباره تجربهاش به عنوان مشاور بازی و اینکه چرا کووید-19 ذائقه ما را نسبت به زامبیها تغییر داد، صحبت کرد.
شما چه نقشی در ساخت بازی داشتید؟
استودیوهای ناتی داگ از من و چند نفر دیگر از افراد برجسته در این زمینه، از جمله روانشناسان، خواستند تا درباره این موضوع صحبت کنیم که آیا یک همهگیری جهانی امکانپذیر است یا خیر. البته، در این مدت، همه ما آموختیم که پاسخ مثبت است.
آنها از ما خواستند تا به سراسر اروپا برویم و مجموعهای از سخنرانیها را برای جلوگیری از انتقاد و حمایت از این ایده ارائه دهیم که عفونتهایی که از یک گونه به گونه دیگر منتقل میشوند – عفونتهای زئونوتیک – نه تنها ممکن هستند، بلکه در واقع مکانیسم غالب انتقال انگلهای جدید به انسان هستند که باعث بیماری میشوند. من این شانس را داشتم که به استودیوها بروم و هنر به کار رفته را ببینم و با تیم و صداپیشگان بازی ویدیویی ملاقات کنم.
نظر شما درباره جنبههای علمی بازی چیست؟
من واقعاً تحت تأثیر این قرار گرفتم که نویسندگان بازی چقدر وارد جنبههای علمی آن شدند و شروع به درک چیزهایی مانند قارچها و کپکهای لجن کردند و فقط سعی کردند درباره روش کار این موجودات فکر کنند. آنها واقعاً خودشان این موضوع را درک کردند و این عناصر را در بازی گنجاندند.
فکر میکنم آنها حتی کپک لجن را سفارش میدادند تا آن را در ظرف آزمایشگاهی بگذارند و بررسی کنند. و شما این را در سراسر بازی میبینید. و اکنون در برنامه تلویزیونی، در تیتراژ ابتدایی، این توپهای لجن وجود دارند. نویسندگان بسیار کنجکاو بودند و درک قارچها پیچیده نیست، بنابراین با آن پیش رفتند.
آیا شما بازی را انجام دادید؟
سعی کردم، اما به طرز اسفناکی شکست خوردم! من فقط یک دانشمند معمولی ناامید هستم.
آیا ایده همهگیری کوردیسپس واقعگرایانه است؟
این غیرواقعی نیست که قارچها در صورت انتقال از حیوانات، میتوانند انسانها را آلوده کنند. غیرواقعی است که فکر کنیم آنها میتوانند باعث تغییرات رفتاری در انسانها شوند. نویسندگان آزادی عمل زیادی داشتند. آنها مراحل مختلفی درباره چگونگی تغییر عفونت در طول زمان داشتند. البته همه اینها تخیلی است.
با نگاهی به فصل دوم برنامه تلویزیونی، جالب بود که آنها این ماهیت ارتباطی هاگها یا هیفهای قارچی را نشان میدهند. این جالب است زیرا ما میدانیم که قارچها به این شکل در کیلومترها به هم متصل هستند – برای مثال، قارچهای میکوریزی که در زیر سیستم ریشه درختان قرار دارند، این کار را به طور موثر انجام میدهند.
آیا از جنبههای علمی نمایش تلویزیونی تحت تأثیر قرار گرفتهاید؟
من اغلب فکر میکنم که این سوال اشتباهی است، زیرا فکر نمیکنم وظیفه صنعت سرگرمی این باشد که دانشمندان را تحت تأثیر قرار دهد. دانشمندان افراد بسیار مشکلسازی هستند. به این اثر کارل سیگن میگویند. هر چه علم را بیشتر ترویج کنید، علم شما کمتر خوب خواهد بود. این یک رابطه معکوس است. فکر نمیکنم واقعاً مهم باشد. علم متعلق به جامعه است و مردم باید درباره آن داستان بگویند. و، میدانید، دانشمندان متکبر میگویند، “اوه، شما این را دقیقاً درست نگرفتید”، – مثلاً چه کسی اهمیت میدهد؟
واکنش شما به همهگیری کووید-19 چه بود؟
به شما گفتم! در سخنرانیهای “آخرین بازمانده از ما”، من درباره همین موضوع صحبت میکنم. گفتم، مشکل این نیست که آیا قارچهای زامبیکننده مورچه خواهیم داشت که انسانها را تحت کنترل درآورند. این اتفاق نخواهد افتاد. مشکل این است که اگر ۵ درصد از جمعیت خود را از دست بدهیم، اقتصاد جهانی تعطیل میشود، که شاهد آن بودیم.
آیا فکر میکنید همهگیری کووید-19 ذائقه ما را نسبت به رسانههای آخرالزمانی زامبی تغییر داد؟
این بسیار جالب است. شما یک بازی درباره آیندهای دیستوپیایی بر اساس یک همهگیری میسازید، یک همهگیری را تجربه میکنید، و سپس ارتباط بازی یا فیلم چیست؟ من فکر میکنم اشتهای ما برای ترسیدن از همهگیریها کاهش یافته است زیرا همه ما PTSD (اختلال استرس پس از سانحه) داریم. یا PTSD نداریم و متوجه شدیم که برخی از ما اصلاً به دیگران اهمیت نمیدهیم.
بنابراین جالب است که به تاریخچه داستانهای زامبی نگاه کنیم. در دهههای ۱۹۵۰ و ۶۰، همه چیز درباره سلاحهای هستهای بود، زیرا همه ما به طور جمعی از آن میترسیدیم. و سپس به سمت بیماریها رفت، زیرا ما یک جامعه بیش از حد پرجمعیت داشتیم. سپس یک همهگیری داشتیم و شانه بالا انداختیم و گذشتیم. بنابراین نکته جالب این است که “آخرین بازمانده از ما” خوب است، اما مثل قبل نیست.
این مصاحبه برای طول و وضوح ویرایش شده است.
این مقاله با اجازه بازنشر شده و اولین بار در ۲۳ می ۲۰۲۵ منتشر شده است.
