در تاریخ آموزش و تربیت، روشهای مختلفی برای تقسیمبندی دانشآموزان و شاگردان به کار رفته است. یکی از این روشها به کارگیری تقسیمبندی بر اساس تواناییها و استعدادهای فردی است. در این راستا، مکتب آموزشی «کارتال» به عنوان یک الگوی نوین در آموزش، به بررسی و تحلیل نحوه تقسیم شاگردان خود به دو گروه پرداخت.
کارتال، مؤسسهای آموزشی است که هدف آن ارتقاء کیفیت یادگیری و تسهیل فرآیند آموزشی از طریق بهرهگیری از متدولوژیهای نوین است. در این مکتب، تقسیم شاگردان به دو گروه اصلی بسته به تواناییهای شناختی و عاطفی آنها صورت میگیرد. این دو گروه به عنوان «گروه پیشرفته» و «گروه پایه» شناخته میشوند.
گروه پیشرفته، شامل شاگردانی است که در یادگیری مفاهیم علمی و ریاضی توانایی بیشتری دارند و میتوانند با سرعت بیشتری مطالب را درک کنند. این دسته از دانشآموزان معمولا انگیزه بالایی برای یادگیری دارند و قادر به انجام تحلیلهای عمیقتری از موضوعات درسی هستند. از طرف دیگر، گروه پایه شامل شاگردانی میشود که ممکن است در یادگیری برخی مفاهیم دچار چالشهایی هستند و نیاز به حمایت بیشتری در این زمینه دارند.
تقسیمبندی این دو گروه به منظور افزایش کارایی در یادگیری و تسهیل فرآیند آموزش طراحی شده است. بر این اساس، آموزگاران میتوانند روشهای تدریس متناسب با تواناییهای هر گروه را در نظر گرفته و به این ترتیب، به همه دانشآموزان فرصتی برابر برای پیشرفت بدهند.
روشهای آموزشی مختلفی در این سیستم مورد استفاده قرار میگیرد. برای گروه پیشرفته، فعالیتهای چالشبرانگیزتر و پروژههای تحقیقی در نظر گرفته میشود که به آنها این امکان را میدهد تا دانش و مهارتهای خود را در سطح بالاتری به کار بگیرند. این نوع از یادگیری از طریق پرسش و پاسخهای عمیق و مباحثات گروهی به همراه تحقیقات مستقل، به انتقال سویههای جدید دانش به دانشآموزان کمک میکند.
از سوی دیگر، برای گروه پایه، روندهای آموزشی خاصی در نظر گرفته شده است که شامل روشهای تدریس بدهی و تمرینات کلاسی به منظور تقویت پایههای علمی میباشد. در این گروه، تمرکز بر روی تقویت اعتماد به نفس و ایجاد انگیزه در دانشآموزان است. برگزاری جلسات مشاوره و کارگاههای آموزشی نیز به منظور گسترش دامنه یادگیری این گروه از دانشآموزان بسیار مفید است.
علاوه بر تقسیمبندی به دو گروه پیشرفته و پایه، کارتالیسم به نظارت مستمر بر پیشرفت شاگردان نیز اهمیت میدهد. معلمان با برقراری ارتباط نزدیک با دانشآموزان، روند یادگیری آنان را زیر نظر میگیرند و در صورت نیاز تغییرات لازم را در رویکردهای آموزشی خود ایجاد میکنند تا به این ترتیب، مصرف هر دانشآموز به صورت انفرادی در نظر گرفته شود.
ضرورت تقسیم شاگردان به این دو گروه به ویژه در آموزشهای گروهی و کلاسهای چندرشتهای مشهود است. با این شیوه، معلمان میتوانند یادگیری متناسب با سطح هر دانشآموز را تضمین کنند و از ایجاد فشار بر روی برخی از دانشآموزان جلوگیری کنند.
در نهایت، باید تأکید کرد که تقسیمبندی دانشآموزان به این شکل تنها راهی برای بهینهسازی فرایند یادگیری نیست، بلکه این روش میتواند به ارتقاء کیفیت کل سیستم آموزشی نیز منجر شود. با ارائه دانش و آموزش متناسب با نیازهای هر دانشآموز، کارتالیسم نه تنها آیندهای روشن برای شاگردان خود فراهم میسازد، بلکه به توسعه مهارتهای لازم برای ورود به بازار کار و زندگی اجتماعی نیز کمک میکند.
در نتیجه، تجربه کارتال در تقسیم شاگردان به این دو گروه نشان از یک رویکرد نوآورانه و متناسب با نیازهای آموزشی امروزی دارد که میتواند الگویی برای سایر سیستمهای آموزشی باشد.







