چگونه کارهای سخت را آسان و سبک کنیم؟ ۵ تکنیک روان‌شناسی برای کاهش بار ذهنی

چگونه کارهای سخت را آسان و سبک کنیم؟ ۵ تکنیک روان‌شناسی برای کاهش بار ذهنی

فهرست محتوا

چگونه کارهای سخت را آسان کنیم؟ ۵ تکنیک روان‌شناسی برای کاهش بار ذهنی

آیا تا به حال پیش آمده که انجام یک کار ساده هم برایتان طاقت‌فرسا به نظر برسد؟ گاهی بار روانی و ذهنی یک کار، از خود آن کار سنگین‌تر می‌شود. در این مقاله با ۵ تکنیک علمی آشنا می‌شوید که به شما کمک می‌کنند کارها را سبک‌تر و قابل‌تحمل‌تر انجام دهید.

ترفندهای شناختی برای سبک‌تر کردن هر کاری

۱. آن را مستقل تصور کنید، نه بخشی از یک پروژه بزرگتر

اگر یک کار دو ساعته بخشی از یک پروژه یک ماهه باشد، اغلب سنگین‌تر از یک کار مستقل دو ساعته به نظر می‌رسد. کارهایی که می‌توانیم سریع انجام دهیم و تمام کنیم، سبک‌تر احساس می‌شوند.

اگر کاری که بخشی از یک پروژه بزرگتر است شما را خسته می‌کند، سعی کنید آن را به عنوان یک کار مستقل تصور کنید که پس از اتمام، تمام می‌شود.

۲. آن را کم‌اهمیت تصور کنید

بسیاری از راهکارهایی که بار روانی کارها را کاهش می‌دهند، با کم‌اهمیت جلوه دادن آن کار این اثر را ایجاد می‌کنند.

برای مثال، تصور کنید باید یک ایمیل طولانی بنویسید. شما آن را تنها فرصت خود برای ایجاد یک رابطه مثبت با آن شخص می‌دانید. حالا این را با سناریویی مقایسه کنید که در آن تصور نمی‌کنید تعامل بعدی شما تأثیر چندانی بر رابطه نهاییتان داشته باشد.

وقتی کاری را کم‌اهمیت تصور می‌کنیم، بار روانی آن کاهش می‌یابد. گاهی فقط می‌توانیم از اهمیت زیاد به متوسط آن را کاهش دهیم. مثلاً اگر نیاز به آزمایش پزشکی دارید، می‌توانید به خود یادآوری کنید که نتیجه به هر حال شما را تعریف نمی‌کند. این نتیجه بخشی از تصویر خواهد بود، نه کل آن.

۳. آن را صرفاً یک معامله تصور کنید – فقط برای یک پاداش سریع خارجی انجامش می‌دهید

تصور کنید در خیابان قدم می‌زنید و کسی به شما ۵۰ دلار پیشنهاد می‌دهد تا یک نظرسنجی پنج دقیقه‌ای درباره موضوعی که اصلاً به آن علاقه ندارید پر کنید. شما در راه ملاقات ناهار هستید و زود رسیده‌اید، پس وقت دارید. به سوالات پاسخ می‌دهید، پول را می‌گیرید و زیاد به آن فکر نمی‌کنید.

وقتی یک کار فقط جنبه تجاری دارد و نه شخصی، بار روانی کمتری احساس می‌شود. شما حاضر می‌شوید، کار مورد نیاز را انجام می‌دهید، پاداش را می‌گیرید و خودتان را درگیر نمی‌کنید. این نگرش می‌تواند برای کارهایی که بیش از حد در آنها سرمایه‌گذاری عاطفی کرده‌اید مفید باشد.

۴. تصور کنید می‌توانید نسخه متوسطی از خودتان را ارائه دهید و باز هم بازخورد مثبت بگیرید

هر کاری نیاز به بهترین نسخه از ما ندارد. گاهی یک کار آنقدر مهم نیست که نیاز به بهترین عملکرد ما داشته باشد. گاهی سطحی از تخصص یا تجربه داریم که حتی نسخه متوسط ما هم می‌تواند نتیجه‌ای چشمگیر یا ارزشمند برای دیگران ایجاد کند.

گاهی اوقات انجام یک کار به خودی خود چشمگیر است، بدون نیاز به عبور از هیچ آستانه دیگری. سعی کنید سناریویی را تصور کنید که در آن می‌توانید نسخه متوسط یا کم‌انرژی‌تری از خودتان را ارائه دهید و نتیجه همچنان ارزشمند یا حتی چشمگیر باشد.

۵. راه‌هایی که از آن کار احساس توهین می‌کنید را حذف کنید

داستان کوتاهی: هر دو سال یکبار، هزینه اینترنت خانگی من تقریباً دو برابر می‌شود. به شرکت زنگ می‌زنم و یک “پیشنهاد ویژه” دریافت می‌کنم که دوسار دیگر اعتبار دارد و قبض من را به کمی بیشتر از نرخ قبلی برمی‌گرداند.

من از این بازی‌گوشی متنفرم. احساس ناراحتی می‌کنم که چه اتلاف وقتی است. با خودم می‌گویم: “این شرکت می‌خواهد عمر گرانبهای من را با این تماس‌های بیهوده تلف کند.” با این حال، این مدل کسب‌وکار را می‌شناسم. آنها از افرادی که هرگز تماس نمی‌گیرند و حتی از روزهایی که قبل از تماس با نرخ بالاتر محاسبه می‌شود، درآمد دارند.

اگر شخصی‌سازی را حذف کنم، کار هنوز آزاردهنده است، اما توهین‌آمیز نیست. از خود بپرسید: چه کارهایی به دلیل احساس اجبار، بار روانی دارند؟ چه کارهایی ذاتاً به نظر بی‌احترامی می‌آیند؟

احساسات سبک‌تر به معنای عملکرد ضعیف‌تر نیست

تاریخچه طولانی‌ای از راهکارها برای کاهش بار روانی کارها وجود دارد، مانند ایده “پیش‌نویس اولیه ضعیف” در نویسندگی که انتظار می‌گذارد پیش‌نویس اول بد باشد. اما همه تکنیک‌ها برای همه کارساز نیستند.

همانطور که یک مانترا ممکن است برای یک فرد جذاب باشد و برای دیگری نه، بازسازی‌های شناختی هم که برای یک نفر مؤثر است ممکن است برای دیگری نباشد. بنابراین باید با انواع تکنیک‌ها آشنا شویم تا چند مورد قابل‌اعتماد برای خود پیدا کنیم.

در نظر داشته باشید که اغلب بین سرمایه‌گذاری عاطفی و عملکرد معامله نمی‌کنید. در ورزش، نقطه شیرینی بین برانگیختگی و عملکرد شناخته شده است. برانگیختگی بیش از حد در رقابت می‌تواند عملکرد را کاهش دهد. به طور مشابه، عملکرد ما در کارها همیشه از سرمایه‌گذاری عاطفی بیشتر سود نمی‌برد. اغلب بار روانی فقط به تعویق انداختن یا تردید منجر می‌شود. یک رویکرد آرام‌تر و بی‌طرف‌تر می‌تواند هم سرعت و هم کیفیت کار ما را بهبود بخشد.

منبع