تأثیر ترومای طردشدگی بر هویت جنسیتی و گرایشهای LGBTQ
طرد شدن به خاطر هویت: زخمی که سالها همراه میماند
پاول ۱۶ سال داشت وقتی به خانوادهاش اعلام کرد که همجنسگراست. در ابتدا، آنها سکوت اختیار کردند. او به یاد میآورد: “فکر کردم شاید میخواهند وانمود کنند که من چیزی نگفتهام.” اما در روز تولد ۱۷ سالگیاش، وقتی به خانه رسید، دید وسایلش جمعآوری شده است. مادرش به او گفت: “اگر میخواهی به این سبک زندگی ادامه دهی، دیگر نمیتوانی زیر این سقف زندگی کنی.” پدرش هم با دستهای ضربدرهم آنجا ایستاده بود.
“در ۱۷ سالگی فکر میکردم بزرگ شدهام، با خنده میگوید. “تصور میکردم میتوانم بدون آنها زندگی خودم را بسازم و همه چیز خوب پیش خواهد رفت.” اما سالها بعد فهمید که چقدر در اشتباه بوده است. حالا در آستانه ۵۰ سالگی، او از زندگیای پر از شرم و دشواری در برقراری روابط سالم با دیگران میگوید.
طرد شدن به خاطر هویت: زخمی عمیق بر روان
این هفته، فرصتی داشتم تا در یک گفتوگوی نویسندگان با یک رواندرمانگر و نویسنده دیگر که کتابش بر سلامت روان مردان کوئیر متمرکز است، شرکت کنم. از آنجا که کتاب اخیر من به موضوع التیام زخمهای ناشی از طرد شدن و بیتوجهی والدین میپردازد، از این همکاری لذت بردم. گفتوگوی ما حول محور تقاطع هویت LGBTQ و تجربههای خانوادگی پیچیده میچرخید.
ترومای طرد شدن میتواند روابط ما را تحت تأثیر قرار دهد و بر نحوه شکلگیری هویت فردی و ارتباطات عاطفی در بزرگسالی تأثیر بگذارد. وقتی مراقبان اصلی ما ما را به خاطر هویتمان پس میزنند، این پرسشها در ذهنمان باقی میماند: “آیا من شایسته عشق هستم؟ آیا جایی برای من در این دنیا وجود دارد؟ این مسئله بهویژه برای بازماندگان LGBTQ که طرد شدنشان مستقیماً به هویتشان مرتبط است، دردناکتر است.
زخمهایی که التیام نمییابند
پس از این گفتوگو، بسیاری از حاضران داستانهای شخصی خود را با من در میان گذاشتند. مانند پاول، بسیاری از آنها طرد شدن از سوی خانواده را تجربه کرده بودند—طردی که اغلب ریشه در دردهای درماننشده یا ناکارآمدی والدینشان داشت.
بسیاری از آنها توضیح دادند که چگونه این زخمهای قدیمی همچنان بر روابط عاطفی آنها در بزرگسالی سایه انداخته است. برای برخی، ترس مداوم از طرد شدن یک همراه همیشگی است. برای دیگران، بیاعتمادی عمیق—حتی در روابطی که هیچ دلیلی برای آن وجود ندارد—مانعی برای شکلگیری روابط سالم است.
خانواده انتخابی: راهی برای التیام
در پایان این گفتوگو، درباره راههای یافتن حمایت و ساختن جامعههای انتخابی صحبت کردیم. بسیاری از بازماندگان طرد شدن، باور دارند که سزاوار عشق و مراقبت پایدار نیستند. برای برخی، خانواده انتخابی—دوستان و افرادی که با عشق بیقیدوشرط از آنها حمایت میکنند—میتواند این خلأ را پر کند.
شنیدن تجربههای شخصی و بازخوردهایی که نشان میداد کتاب من به آنها کمک کرده است، برایم ارزشمند بود. بسیاری از افراد به دنبال زبانی برای توصیف رنجهایشان و اطمینان از اینکه در این مسیر تنها نیستند، میگردند. این بازخوردها به من یادآوری میکند که چرا این مسیر را انتخاب کردهام.
