چرا گذار از افراطگرایی به اعتدال، آینده نظام مقدس جمهوری اسلامی را تضمین میکند؟
ضرورت تحول در ساختار امنیتی و دفاعی کشور
روزنامه جمهوری اسلامی در تحلیلی جامع به بررسی ضرورت تغییرات اساسی در ساختار امنیتی و دفاعی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران پرداخته است. بر اساس این گزارش، شرایط کنونی جهان و منطقه، نیازمند بازنگری عمیق در رویکردهای امنیتی و دفاعی کشور است.
چالشهای پیش رو و نیاز به تحول
روزنامه جمهوری اسلامی نوشته است: اقدامات اخیر برای تغییر در ساختار امنیتی کشور، گامی مثبت در راستای شرایط کنونی منطقه است. یکی از عوامل اصلی این تغییرات، نیاز به پاسخگویی به چالشهای جدید امنیتی و دفاعی در سطح منطقه و جهان است.
برخی از سیاستمداران در این عرصهها به دلیل مقاومت در برابر تغییرات ضروری، باعث ایجاد مشکلاتی در مسیر پیشرفت کشور شدهاند. این مقاومت میتواند منجر به پیامدهای منفی از جمله کاهش اعتماد عمومی، مهاجرت نخبگان و افزایش مشکلات اقتصادی شود.
درسهای تاریخی و ضرورت تحول
پیش از وقایع اخیر که برای امنیت ملی کشور در منطقه رخ داده است، و همچنین با توجه به تجربه جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، نیاز به تغییر در ساختار امنیتی و دفاعی کشور بیش از پیش احساس میشود. این تغییرات باید به سرعت انجام پذیرد و شامل تمام بخشهای مرتبط شود.
حوزههای نیازمند تحول اساسی
نیاز کشور به تغییر و تحول تنها به ساختار امنیتی و دفاعی محدود نیست. این تغییرات باید شامل بخشهای مختلفی از جمله سیاست خارجی، امنیت داخلی، آزادیهای مشروع، حقوق شهروندی، تبلیغات دینی، فعالان سیاسی داخلی و تصمیمسازان و تصمیمگیرندگان در حوزههای معیشتی مردم نیز بشود.
به شعار جوانگرایی باید به معنای واقعی آن عمل شود و تمام تعارفها در زمینه جایگزینی افراد شایسته که آزمون خوبی پس دادهاند و پیرمردان محترم بالای ۹۰ سال باید کنار گذاشته شوند. تغییر و تحول را نمیتوان موضوعی مجرد دانست، بلکه کاملاً مرکب است و باید شامل تمام بخشها بشود.
نقش نیروهای تحولخواه در آینده کشور
اگر تغییر و تحول به صورت واقعی انجام شود، به نیروهای اهل تحول نیاز دارد. سالهاست که نیروهای خواهان تغییر و تحول منوی و عناصر ضدتغییر و تحول، میدانداری میکنند.
علاوه بر این، جهان طبیعت متحول دارد، اکنون در عصری قرار داریم که تغییر حرف اول را میزند. ما اگر در نظر و عمل به تغییر و تحول روی خوش نشان ندهیم و از نیروهای تحولخواه استفاده نکنیم، عقب خواهیم ماند. بنابراین، تنها راه این است که «فلسفه را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم».
