چرا رویاپردازی افراطی زندگی شما را دگرگون میکند؟ (راههای فرار از دنیای خیالی)
در جستجوی پاسخ: رویاپردازی افراطی چیست و چگونه زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد؟
حدود ۱۲ سال پیش، فیلم “زندگی پنهان والتر میتی” به تصویر کشید که چگونه افراد ممکن است تجربیات ناامیدکننده زندگی واقعی را با خیالپردازیهای افراطی جایگزین کنند. در سال ۲۰۱۷ نیز یک تحلیل یوتیوبی با بیش از ۷۴۳,۰۰۰ بازدید، به بررسی عمیق این موضوع پرداخت: پدیدهای به نام “رویاپردازی ناسازگارانه” (Maladaptive Daydreaming یا MD) که از سال ۲۰۰۲ و با معرفی این اصطلاح توسط روانشناس الی سامر (Eli Somer) به حوزه تحقیقاتی مهمی تبدیل شده است.
رویاپردازی ناسازگارانه دقیقاً چیست؟
رویاپردازی ناسازگارانه شامل صرف زمان نامتعارف (معمولاً حداقل یک ساعت در روز) برای خیالپردازیهای هدفمند است که ویژگیهای زیر را دارد:
- برانگیختن احساسات شدید
- رفتارهای هماهنگ با محتوای رویاپردازی
- ایجاد شخصیتهای پیچیده که فرد ممکن است به آنها وابستگی عاطفی پیدا کند
این مجموعه رفتارهای تکراری و وسواسی میتواند عملکرد روزانه فرد را مختل کند (مثلاً به جای تعامل با دیگران، ساعتها در خانه به خیالپردازی بپردازد) و باعث پریشانی قابل توجهی شود (مانند احساس شرم، خجالت یا ناامیدی).
ویژگیهای بارز رویاپردازی ناسازگارانه:
- انجام حرکات تکراری یا رفتارهای متمرکز بر بدن (BFRBs) مانند کندن پوست یا کشیدن مو
- نمایش رفتارهای خارجی هماهنگ با محتوای رویا (مانند حالات چهره و زبان بدن متناسب با خیالپردازی)
- استفاده از موسیقی برای القا یا لذتبخشتر کردن رویاپردازی
چرا رویاپردازی ناسازگارانه کمتر شناخته شده است؟
با وجود شواهد فزاینده درباره ماهیت ناتوانکننده این پدیده، رویاپردازی ناسازگارانه هنوز در DSM-5-TR یا ICD-10 به عنوان یک اختلال یا حتی مجموعهای از علائم طبقهبندی نشده است. تحقیقات نشان میدهد حدود ۲.۵ درصد از جمعیت عمومی با این مشکل دست و پنجه نرم میکنند – رقمی مشابه برخی اختلالات اضطرابی و خلقی.
دلایل احتمالی ناشناخته ماندن این پدیده:
- بیماران واژگان لازم برای توصیف تجربیات خود را ندارند
- درمانگران در جلسات درمانی درباره آن سؤال نمیپرسند
- افراد از این “عادت” خجالت میکشند و خودشان آن را مطرح نمیکنند
با وجود این، با ۱۳۲,۰۰۰ عضو در انجمن Maladaptive Dreaming در ردیت، به نظر میرسد تعداد افرادی که با این مشکل دست به گریبانند بسیار بیشتر از متخصصان آموزشدیده برای درمان آن است.
ارتباط رویاپردازی ناسازگارانه با نورودیورژنسی (Neurodivergence)
تحقیقات همپوشانی قابل توجهی بین رویاپردازی ناسازگارانه و برخی جنبههای نورودیورژنسی (مانند اوتیسم یا ADHD) نشان دادهاند. براساس مطالعات سامر و همکاران (۲۰۱۷):
- ۷۷ درصد مبتلایان به MD معیارهای ADHD را دارند
- ۷۲ درصد اختلال اضطرابی دارند
- ۶۷ درصد اختلال افسردگی دارند
- ۵۴ درصد OCD یا اختلالات مرتبط با BFRBs دارند
- حدود ۲۸ درصد حداقل یک بار اقدام به خودکشی کردهاند
یک فراتحلیل در سال ۲۰۲۵ با بررسی ۴۰ مطالعه (۲۴,۹۷۷ شرکتکننده) نیز ارتباط معناداری بین MD و افزایش علائم ADHD، افسردگی، اضطراب، روانپریشی، تجربیات травмати و کاهش عزت نفس نشان داد.
نکته جالب توجه:
در حالی که ۷۷ درصد مبتلایان به MD علائم ADHD دارند، تنها ۲۰ درصد افراد مبتلا به ADHD دچار رویاپردازی ناسازگارانه میشوند. برخی پژوهشگران MD را نوعی اعتیاد رفتاری میدانند که اغلب با ADHD همراهی دارد.
جنسیت و رویاپردازی ناسازگارانه
تحقیقات نشان میدهد زنان مبتلا به ADHD بیشتر در معرض خطر ابتلا به MD هستند. فراتحلیل سامر و همکاران (۲۰۲۵) نشان داد با افزایش درصد زنان در نمونههای مطالعه، ارتباط بین MD و ADHD قویتر میشود. این یافته با فعالیت بیشتر شبکه حالت پیشفرض (default mode network) در زنان و میزان بالاتر سرگردانی ذهنی، افسردگی و اضطراب در آنان همخوانی دارد.
جمعیت اوتیستیک و رویاپردازی ناسازگارانه
مطالعه وست و همکاران (۲۰۲۲) نشان داد ۴۳ درصد از بزرگسالان اوتیستیک با MD دست و پنجه نرم میکنند. همپوشانی بین رفتارهای تکراری در اوتیسم و MD ممکن است منجر به تشخیص نادرست اوتیسم یا نادیده گرفتن MD شود. همچنین، استفاده از MD به عنوان راهبرد مقابلۀ ناکارآمد ممکن است باعث شود افراد نورودیورژنت به درستی تشخیص داده نشوند.
نیاز به توجه بالینی
شواهد تجربی و روایتهای شخصی دو نکته را روشن میکنند: اولاً رویاپردازی ناسازگارانه پدیدهای واقعی و جدی است؛ ثانیاً به خودی خود بهبود نمییابد. افرادی که با این مشکل زندگی میکنند سزاوار توجه، شنیده شدن و درک شدن هستند.
