چرا برخی افراد اصلاً احساس گناه نمیکنند؟ راز مغز سرد روانپزشکان فاش شد
آیا واقعاً روانآزارها فاقد همدلی هستند؟
وقتی به فردی فکر میکنید که تعریف روانآزار (سایکوپت) را دارد، بیتردید تصویر کسی را در ذهن میآورید که علاوه بر فقدان احساس گناه، از همدلی انسانی معمولی نیز ناتوان است. این فرض آنقدر در ادبیات روانشناسی و همچنین تصور عمومی ریشه دوانده که به ندرت مورد پرسش قرار میگیرد. اما شواهد علمی چه میگویند؟
شاید در زندگی شخصی، رسانهها یا داستانهای تخیلی با افرادی مواجه شدهاید که به عنوان روانآزار توصیف میشوند. این فرد یا درگیر سیستم قضایی است یا سابقهای مستند (یا تخیلی) از رفتارهای آسیبزننده به دیگران بدون هیچ نگرانی از پیامدها دارد. به نظر میرسد هیچ توضیحی جز سطح پایین همدلی نمیتواند چنین رفتارهایی را ممکن سازد. با این حال، یک مطالعه جدید ممکن است پیچیدگیهایی به این توضیحات ساده اضافه کند.
چالشهایی برای فرضیه کمبود همدلی در روانآزارها
بر اساس تحقیقات راسموس لارسن و همکارانش (2025) از دانشگاه تورنتو میسیساگا، شاید روانآزارها بالاخره همدلی داشته باشند. مطالعات نشان دادهاند افرادی در سیستم قضایی که نمرات بالایی در فهرست بازبینی شده روانآزاری (PCL-R) کسب میکنند، ممکن است مستعد بازپروری باشند و علاوه بر این، لزوماً سطح خطرناکی نداشته باشند. آنها حتی ممکن است، همانطور که لارسن و همکاران ادعا میکنند، در تکالیف استدلال اخلاقی عملکردی قابل مقایسه با غیرروانآزارها داشته باشند.
با توجه به برخی سوالات در ادبیات پژوهشی، همراه با زمان و هزینه مورد نیاز برای اجرای PCL-R (که نیاز به مصاحبه دارد)، بحثهایی بین متخصصان پزشکی قانونی درباره ارزش این ابزار آزموده شده وجود دارد. علاوه بر این، همانطور که لارسن و همکاران اشاره میکنند، PCL-R میتواند در صورت وزن بیش از حد در تصمیمات قضایی، مورد سوءاستفاده قرار گیرد. همانطور که نویسندگان خاطرنشان میکنند، باید “کاربرد منحصر به فرد مبتنی بر شواهد برای تصمیمگیرندگان با خطر ناچیز سوگیری” وجود داشته باشد. هدف مطالعه دانشگاه تورنتو میسیساگا تعیین وجود چنین شواهدی بود.
دادهها چه میگویند؟
از یک نمونه اولیه شامل 464 مقاله که در آنها از PCL-R همراه با معیارهای همدلی استفاده شده بود، لارسن و همکاران مجموعهای از 66 مطالعه را انتخاب کردند که شامل 5,711 شرکتکننده و 1,672 اثر ممکن بود. در زیر نمونهای از برخی معیارهایی که به مرحله نهایی راه یافتند آمده است:
- همدلی پایه (گزارش خود): برایم سخت است که بفهمم دوستانم چه زمانی میترسند.
- شاخص همدلی برای کودکان و نوجوانان (خودارزیابی): دیدن دختری که گریه میکند مرا به گریه میاندازد.
- ضریب همدلی (خودارزیابی): اگر ببینم مردم در برنامههای خبری گریه میکنند ناراحت میشوم.
- آزمون نظریه ذهن (مصاحبهگر-ارزیابی): برای مصاحبهگر توضیح دهید که چرا فردی در یک موقعیت فرضی به روش خاصی عمل میکند.
- شاخص واکنشپذیری بینفردی (گزارش خود): من واقعاً با احساسات شخصیتهای یک رمان ارتباط برقرار میکنم.
- آزمون همدلی برای درد (گزارش خود): ناخوشایندی یک سناریوی تنفرآمیز را ارزیابی کنید که در آن فردی، مثلاً، در معرض صداهای بسیار بلند و دردناک قرار میگیرد.
- آزمون چندوجهی همدلی (گزارش خود): احساسات نشان داده شده در تصاویر افراد در موقعیتهای مختلف را شناسایی کنید.
- آزمون خواندن ذهن از طریق چشمها: احساسات نشان داده شده در عکسهای چشمهای افراد را شناسایی کنید.
- پرسشنامه همدلی شناختی و عاطفی (گزارش خود): میتوانم سریع متوجه شوم وقتی کسی چیزی میگوید اما چیز دیگری را در نظر دارد.
- آزمون هوش هیجانی (ابزار مبتنی بر تکلیف): تشخیص و تفسیر احساسات افراد.
- مقیاس ارزیابی فراشناخت (مصاحبه): مصاحبهگر در گفتگو شرکت میکند و توانایی تفکر درباره حالت ذهنی دیگران را بررسی میکند.
- تشخیص احساسات: شش آزمون شامل تشخیص احساسات از حالات چهره، لحن صدا و روایت یک موقعیت عاطفی شامل یک شخصیت اصلی (مثلاً یک موقعیت غمگین).
همانطور که میبینید، این معیارهای جامع تقریباً تمام جنبههای ممکن نه تنها همدلی بلکه توانایی تشخیص احساسات دیگران را بررسی میکنند. بیشتر آنها خودگزارشی هستند، اما تعداد کافی از آنها مبتنی بر مصاحبه یا تکلیف هستند تا ارزیابیها با حداقل تحریف توسط شرکتکنندگان انجام شود. شاید شما هم سوالات خودگزارشی را پاسخ داده باشید – امتیاز شما چقدر بود؟ فکر میکنید یک روانآزار چه امتیازی میگیرد؟
یافتههای شگفتانگیز
معلوم شد که در مورد درک یا احساس همدلی با دیگران، هیچ چیز خاصی در مورد روانآزارها وجود ندارد. یافتهها به طور قاطع (89 درصد) نشان دادند که هیچ رابطهای بین نمرات PCL-R و همدلی یا تشخیص احساسات وجود ندارد. همانطور که نویسندگان نتیجه گرفتند: “یافتههای ما تا حد زیادی با باور گسترده محققان و پزشکان مبنی بر فقدان همدلی در افراد روانآزار PCL ناسازگار است.”
پس آیا روانآزارها بالاخره همدلی دارند؟
این یافتههای شگفتانگیز به شدت با تصور مردم از زندگی روزمره افراد با روانآزاری بالا در تضاد است. آنها همچنین با نحوه برخورد متخصصان با افرادی که به نظر میرسد معیارهای روانآزاری در PCL-R را دارند، در تضاد هستند – مطالعه حاضر اعتبار این ابزار را زیر سوال میبرد.
شاید، فقط شاید، افراد با ویژگیهای روانآزاری بتوانند احساس ارتباط با دیگران را داشته باشند یا به داشتن آن کمک شوند. آیا ممکن است در شخصیت آنها بیش از آنچه تصور میکنیم وجود داشته باشد؟
