مروری بر نقشهای ماندگار پژمان بازغی: از «آژانس دوستی» تا درخشش در «ناهید»
پژمان بازغی، بازیگر توانمند سینما و تلویزیون ایران، در طول سالها فعالیت هنری خود، نقشهای متنوع و به یادماندنی را ایفا کرده است. از نقشهای نوستالژیک او در سریالهای دهه هفتاد تا حضور تحسینبرانگیزش در فیلمهای اجتماعی، بازغی همواره توانسته است مخاطبان را با هنر خود همراه کند. اما کدامیک از این نقشها بیش از همه در ذهن شما ماندگار شده است؟
در این مقاله، نگاهی خواهیم داشت به تعدادی از مهمترین و برجستهترین نقشآفرینیهای پژمان بازغی در سینما و تلویزیون، تا بار دیگر یادآور خاطرات شیرین و به یادماندنی باشیم.
آغاز راه بازیگری و درخشش در تلویزیون
پژمان بازغی، پس از تجربهی موفق سریالهای پربینندهای همچون “در پناه تو” و مجموعههای پرطرفدار “بیژن بیرنگ” و “مسعود رسام”، به یکی از چهرههای محبوب و پرکار تلویزیون تبدیل شد. در آن دوران، چهرههای جوان بسیاری وارد تلویزیون شدند که شمایلشان اغلب یادآور تیپهای محبوب هنرمندانی همچون حسن جوهرچی بود؛ چهرههای خوشچهرهای که برای مخاطبان تلویزیون، به ویژه جوانان، الگوهای مناسبی به نظر میرسیدند.
بد نیست بدانید که پارسا پیروزفر با آن قد و قامت و چشمان روشن، به دلیل زیبایی ظاهریاش، به کل از سریال “در پناه تو” حذف شد! اما با چند سال فاصله، در نقش اول سریال “در قلب من”، اثر حمید لبخنده، ظاهر شد و خیلی زود به چهرهای محبوب تبدیل شد. در همین دوره بود که پژمان بازغی با ویژگیهای ظاهری مشابه، با سریال “آژانس دوستی” به تلویزیون آمد و مورد توجه قرار گرفت.
آژانس دوستی؛ سکوی پرتاب
سریال “آژانس دوستی” به کارگردانی احمد رمضانزاده که در سال 1378 از شبکه یک پخش شد، نتیجهی کار گروهی قابل توجهی بود. این سریال، با اقتباس از سریالهای آمریکایی، مجموعهای از نویسندگان از جمله حمید جبلی و اصغر عبداللهی را زیر نظر مدیریت احمد رمضانزاده گرد هم آورد تا این سریال را در دو فصل تولید کنند. “آژانس دوستی” بر اساس خط داستانی جالبی که تمام وقایعش در یک سرویس تاکسی میگذشت، با مجموعهای از بازیگران توانایش خیلی زود با مخاطبان تلویزیون ارتباط برقرار کرد. هرچند سالهای شکوفایی فرهنگی بعد از انقلاب در سینما و تلویزیون بود و بسیاری از چهرههای برجسته تئاتر و سینما در سریالهای تلویزیونی حضور مییافتند.
فردوس کاویانی که بعد از سریال «همسران» بیژن بیرنگ و مسعود رسام به چهرهای محبوب تبدیل شده بود، در “آژانس دوستی” یکی از نقشهای اصلی را داشت. اسماعیل داورفر، اصغر همت و حسین پناهی هم جزو بازیگران نقشهای اصلی بودند. حضور حسین پناهی با شعرهای بداههگوییهای خاص خودش یکی از عوامل جذابیت این سریال بود.
در میان بازیگران اصلی و مهمان محبوب و مشهور این سریال، پژمان بازغی، چهرهی تازهای بود که با این سریال مورد توجه قرار گرفت. طولانی بودن سریال هم در ماندگاری نام او در ذهن مخاطبان تأثیر زیادی داشت. او در نقش جوانی که به تازگی ازدواج کرده و روزگارش را با همسر جوانش با رانندگی در آژانس به سختی میگذراند، اما روحیهاش را حفظ میکند، با طیف وسیعی از مخاطبان جوان این سریال ارتباط همدلانه برقرار کرد و این شروع بسیار موفقی برای کارنامهی بازیگری پژمان بازغی بود که تا امروز هم ادامه دارد. البته او پیش از “آژانس دوستی” در سال 1375 در فیلم “اعتراف” به کارگردانی مجید فهیمخواه حضور پیدا کرده بود که در واقع سکوی پرتاب او به عالم سینما محسوب میشد، اما فیلم چندان مورد توجه قرار نگرفته بود و نام پژمان بازغی را که رشته تحصیلیاش ارتباطی به دنیای هنر نداشت، بر سر زبانها نینداخت.

ورود پژمان بازغی به سینما
پژمان بازغی امروز رئیس انجمن صنفی بازیگران سینماست، اما او راهی طولانی را تا رسیدن به این نقطه طی کرده است. او همچون بسیاری از بازیگران همدورهی خود که به «چشمروشنیها» معروف بودند و به باور بسیاری به واسطه چهره خود وارد سینما شده بودند، هرگز به ستاره سینما یا گیشه اول فیلمهای تجاری و حتی گاه هنری تبدیل نشد. از تلویزیون به سینما آمد و هر دو مدیوم را در تمام طول دوران بازیگریاش، همگام نگه داشته است. در تلویزیون همزمان با سریال «آژانس دوستی»، در سریال دیگری به نام «گمشده» به کارگردانی قاسم جعفری حضور پیدا کرد، و در سالهای آتی نیز فعالیتش در تلویزیون را به شکل مستمر ادامه داد. در سینما اما باید مسیر سختتری را طی میکرد. او سال 1377 در دو فیلم سینمایی حضور پیدا کرد؛ «جوانی» به کارگردانی مجید قاریزاده و «بلوغ» به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی. فیلم جعفری جوزانی بیشتر مورد توجه قرار گرفت اما پژمان بازغی در آن نقش اصلی را نداشت. بهنابراین، چندان مورد توجه هم قرار نگرفت. او تا رسیدن به نقش اول راه زیادی در پیش داشت.
در تلویزیون اما وضعیت بهمراتب بهتری داشت. سال 1379 در سریال «این یک دادگاه نیست» ساخته اصغر توسلی نقش اول را داشت. سال 1380 در مجموعه پرطرفدار «پرتودارها» به کارگردانی مهران غفوریان، بازیگر مهمان بود. اما در دو سریال پرمخاطب دیگر نقشهای مهمی داشت. در «گروه ویژه» به کارگردانی مهرداد خوشبخت نقش اول را داشت و در سریال مناسبتی رامبد جوان «گمگشته» یکی از نقشهای اصلی را. سریال «گمگشته» محبوب شد و پژمان بازغی کمی بیشتر شناخته شد و در تلویزیون و سینما فعالتر شد. سال 1381 در فیلم «دختری در قفس» به کارگردانی قدرتالله صلحمیرزایی نقش فرعی را داشت و در سریال «دریاییها»ی سیروس مقدم نقش اول را. اما همچنان مهمترین و بهترین نقش او در سریال «آژانس دوستی» بود.
همکاری پژمان بازغی با کیمیایی و اولین سیمرغ برای «دوئل»
سال 1382 حضور در فیلم جنجالی «سربازهای جمعه» به کارگردانی مسعود کیمیایی، خبرساز شد. او البته در این فیلم نقش کمرنگی نسبت به محمدرضا فروتن و بهرام رادان داشت که آن زمان ستاره سینما بودند. اما یکی از چهار جوان فیلم کیمیایی بود که باید انتقام خواهر یکیشان را از آدمبدهای ده میگرفتند. این اولین بار نبود که کیمیایی چند مرد جوان خوشچهره و مشهور را کنار هم قرار میداد تا با هم انتقام مظلومی را از ظالمان بگیرند. اما حضور پژمان بازغی که چهرهای تلویزیونی بود در کنار ستارگانی همچون محمدرضا فروتن و بهرام رادان اتفاق عجیبی بود که بسیاری از منتقدان هم در آن زمان به آن اشاره کردند. «سربازهای جمعه» اولین فیلم در فاز جدید فیلمسازی کیمیایی بود که از سوی منتقدان مورد حمله واقع میشد. فیلمهایی که دیگر یک قهرمان تنها نداشت، اما حرف و رسالتشان با آثار قبلی کیمیایی یکی بود.

پژمان بازغی در این فیلم عملکرد شاخصی نداشت و چندان هم مورد توجه قرار نگرفت. مریلا زارعی ستاره این فیلم بود که برای حضور کوتاهش جایزه جشنوراه فیلم فجر را دریافت کرد. بازغی در همان سال در فیلم «تارا و تب توت فرنگی» سعید سهیلی هم حضور پیدا کرد که فیلم مهمی نبود. فیلمی که پژمان بازغی را به نقش اول رساند و بازیگری جدی تبدیل کرد، «دوئل» احمدرضا درویش بود که به خاطر حضور سعید راد بعد از سالها دوری از عرصه بازیگری و چهرههای مشهور دیگر از جمله پرویز پرستویی و هدیه تهرانی و همچنین کمپین تبلیغاتیاش مورد توجه قرار گرفت. «دوئل» نخستین فیلم سینمایی ایران بود که با صدای دالبی دیجیتال ضبط شد و از گرانترین فیلمهای مستقل در تاریخ سینمای ایران به حساب میآید. این فیلم موفق به دریافت هشت سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر از جمله جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد برای پژمان بازغی شد.
شهرت و موفقیت حاصل از فیلم «دوئل»، حالا پژمان بازغی را به گزینهای برای نقش اصلی در سینما تبدیل کرده بود. سال 1383 یکی از بهترین سالهای کاری این بازیگر بود. به طور همزمان در سریال پرطرفدار «سایه آفتاب» به کارگردانی محمدرضا آهنج و فیلم تحسین شدهی سامان مقدم «کافه ستاره» حضور پیدا کرد که در هر دو با حامد بهداد همبازی شد. «سایه آفتاب» به طور ویژه به خاطر حضور حامد بهداد در قسمتهای اول و موضوع جذابش که طبق معمول بر سر مسائل ناموسی در محلات جنوب شهر تهران بود، به سرعت پرطرفدار شد و بهداد را با وجود حضوری کوتاه در سریال به چهرهای شناختهشده تبدیل کرد. «کافه ستاره» هم که با فاصله از سال ساختش به نمایش درآمد، با واکنشهای مشابهی برای این بازیگر جوان در برداشت. هر دو اثر بیش از آنکه برای پژمان بازغی اتفاقات خوبی را رقم بزنند، سکوی پرتابی برای هنرنمایی دیگران شد.
ناکام ماندن پژمان بازغی در سینما و حضور پررنگ در تلویزیون
موفقیت سریال «سایه آفتاب» و تأثیر در اکران «کافه ستاره» باعث شد پژمان بازغی تمرکزش را بیشتر روی تلویزیون بگذارد. سال 1384 در دو سریال، «لبه تاریکی» به کارگردانی سعید سلطانی و «روزهای اعتراض» به کارگردانی حسین سهیلیزاده حضور پیدا کرد که در اولی یکی از نقشهای مهم و در دومی نقش اصلی را برعهده داشت. این سریالها سرآغاز نقشهای پلیسی پژمان بازغی بود که بعدها بارها در سریالهای تلویزیونی آن را تکرار کرد. اما در فاصله بین این سریالها تا حضور بعدیاش در تلویزیون در چند پروژه سینمایی ایفای نقش کرد که مهمترینشان فیلم مستقل «ریسمان باز» به کارگردانی مهرشاد کارخانی بود.
«ریسمان باز» محصول 1386 فیلمی خیابانی بود که بازغی در آن نقش اصلی را در کنار بابک حمیدیان داشت. اما از آنجا که فیلم محصول گروه هنر و تجربه بود، با اینکه از سوی منتقدان تحسین شد، به دلیل نداشتن اکران گسترده و جنس سینمایش از نگاه عموم دور ماند. این فیلم نشان میداد که بازغی در ادامه مسیر فیلم “کافه ستاره” میخواهد در فیلمهای جدیدتری بازی کند و نه فقط به واسطه چهرهاش تبدیل به ستاره فیلمهای تجاری شود. این انتخاب روی کاغذ هوشمندانه بود اما این خطر را هم داشت که در سینما او را به حاشیه براند. اما 1387، سال پرکاری برای بازغی هم در تلویزیون و هم در سینما بود. در تلویزیون برای اولین بار شانس خود را در ژانر کمدی امتحان کرد که اتفاقی عجیب در کارنامه بود.
بازغی در سریال پرطرفدار «مرد هزار چهره» مهران مدیری در نوروز 1387 در نقش یک مامور پلیس ظاهر شد و یک سال بعد همان نقش را در دنبالهی این سریال، «مرد دو هزار چهره» تکرار کرد. بار دیگر سریال پرمخاطب بر دوش بازغی نبود اما عملکردش در نقش یک افسر پلیس قابل قبول بود. در سینما در شش فیلم حضور پیدا کرد که از میانشان تنها فیلم اپیزودیک زنانه ابراهیم حاتمیکیا «دعوت» کار مهمی محسوب میشد که نه تنها جزو ضعیفترین کارهای کارنامه حاتمیکیا بود، بلکه اپیزودی که پژمان بازغی در آن حضور داشت، به کل از فیلم حذف شد و بدین شکل، همکاری با یک کارگردان مهم هیچ نتیجهای برای بازغی در برنداشت. با این حال، سال 1388 هم سال پرکاری برای این بازیگر بود. «دندون طلا» به کارگردانی محمدرضا عرب، فیلمی اجتماعی بود که بازغی در آن یک بار دیگر با هانیه توسلی همبازی شد. فیلم به خاطر فیلمنامهاش خوب و بازی محسن تنابنده که هنوز چهرهای شناخته شده در سینما و تلویزیون نبود، تحسین شد.
ناکامى پژمان بازغی در سینما و حضور پررنگ در تلویزیون
موفقیت سریال «سایهی آفتاب» و تأثیر در اکران «کافه ستاره»، باعث شد پژمان بازغی تمرکزش را بیشتر روی تلویزیون بگذارد. سال 1384 در دو سریال، «لبهی تاریکی» به کارگردانی سعید سلطانی و «روزهای اعتراض» به کارگردانی حسین سهیلیزاده حضور پیدا کرد که در اولی یکی از نقشهای مهم و در دومی نقش اصلی را برعهده داشت. این سریالها سرآغاز نقشهای پلیسی پژمان بازغی بود که بعدها بارها در سریالهای تلویزیونی آن را تکرار کرد. اما در فاصله بین این سریالها تا حضور بعدیاش در تلویزیون در چند پروژه سینمایی ایفای نقش کرد که مهمترینشان فیلم مستقل «ریسمان باز» به کارگردانی مهرشاد کارخانی بود.
«ریسمان باز» محصول 1386 فیلمی خیابانی بود که بازغی در آن نقش اصلی را در کنار بابک حمیدیان داشت. اما از آنجا که فیلم محصول گروه هنر و تجربه بود، با اینکه از سوی منتقدان تحسین شد، به دلیل نداشتن اکران گسترده و جنس سینمایش از نگاه عموم دور ماند. این فیلم نشان میداد که بازغی در ادامه مسیر فیلم “کافه ستاره” میخواهد در فیلمهای جدیدتری بازی کند و نه فقط به واسطه چهرهاش تبدیل به ستاره فیلمهای تجاری شود. این انتخاب روی کاغذ هوشمندانه بود اما این خطر را هم داشت که در سینما او را به حاشیه براند. اما 1387، سال پرکاری برای بازغی هم در تلویزیون و هم در سینما بود. در تلویزیون برای اولین بار شانس خود را در ژانر کمدی امتحان کرد که اتفاقی عجیب در کارنامه بود.
بازغی در سریال پرطرفدار «مرد هزار چهره» مهران مدیری در نوروز 1387 در نقش یک مامور پلیس ظاهر شد و یک سال بعد همان نقش را در دنبالهی این سریال، «مرد دو هزار چهره» تکرار کرد. بارها سریال مشخ