واقعگرایی و رمانتیسم در سیاست خارجی: نگاهی به سکوت مدعیان و نمونههای واقعگرایی افراطی
سیاست خارجی هر کشور به عنوان ملجأیی برای تحت تاثیر قرار دادن روابط بینالمللی و تکامل مسائل جهانی، همواره مورد توجه تحلیلگران و کارشناسان قرار دارد. دو رویکرد اصلی که در تبیین سیاست خارجی مطرح میشود، واقعگرایی و رمانتیسم هستند. واقعگرایی در سیاست خارجی بر اساس منافع ملی و قدرت نظامی به شکلگیری روابط بین کشورها میپردازد، در حالی که رمانتیسم بیشتر به نوعی ایدهگرایی و اصول اخلاقی در روابط بینالملل اشاره دارد.
در سالهای اخیر، شاهد آن بودهایم که برخی از مدعیان سیاسی و نظریهپردازان، به رغم ادعای حمایت از اصول انسانی و دموکراتیک، در عمل دچار سکوت و انفعال شدهاند. این سکوت میتواند از اتخاذ رویکردهای رمانتیک نشأت گیرد که به جای توجه به واقعیتهای موجود، صرفاً بر اساس آرمانها و ایدهها شکل میگیرد. در ادامه به بررسی دو نمونه از واقعگرایی افراطی در سیاست خارجی میپردازیم که نشاندهنده تأثیرات منفی این رویکرد بر روابط بینالملل است.
نمونه اول: بحران سوریه
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در راستای سیاستهای خود همواره بر ضرورت حفظ امنیت منطقهای تاکید کرده است. در بحران سوریه، که از سال ۲۰۱۱ آغاز شد، رویکرد واقعگرایانه ایران متجلی گردید. تهران با حمایت از دولت بشار اسد و ارائه کمکهای نظامی و مالی به این کشور، به خاطر منافع استراتژیک خود در برابر نفوذ قدرتهای غربی و گروههای تروریستی ایستادگی کرد.
در این بحران، بسیاری از کشورهای غربی و عربی به دنبال تغییر رژیم و حمایت از مخالفان بودند، اما ایران با اتخاذ یک رویکرد واقعگرایانه، بر حفظ دولت مرکزی سوریه تمرکز کرد. این واقعگرایی در حالیکه برخی از مدعیان دموکراسی در جهان به دلیل مسائلی چون حقوق بشر و قتلعامهای صورتگرفته در سوریه سکوت کردند، بازیگر اصلی این عرصه محسوب میشود. به نظر میرسد این رویکرد نهتنها حاکمیت ملی سوریه را حفظ کرده، بلکه به بهبود امنیت منطقهای ایران نیز کمک کرده است.
نمونه دوم: روابط با چین و روسیه
روابط بینالملل ایران با چین و روسیه به عنوان دو قدرت بزرگ جهانی، بر مبنای واقعگرایی شکل گرفته است. در شرایطی که برخی کشورها به دنبال ایجاد ائتلافهای دسته جمعی علیه ایران بودند، تهران با قدرتهای غیرغربی همکاری نزدیکتری را تجربه کرد. به ویژه در سالهای اخیر، توافقات اقتصادی و نظامی ایران با چین و روسیه به وضوح بر این واقعگرایی تأکید دارند.
صرفنظر از تفاوتهای فرهنگی و سیاسی، واقعگرایی ایران در پرداختن به این روابط نشاندهنده این است که چگونه کشورها میتوانند از مزایای همکاری با یکدیگر بهره ببرند. بر اساس گزارشهای منتشر شده، ایران و چین در سال ۲۰۲۱ به یک توافقنامه ۲۵ ساله دست یافتند که شامل همکاریهای جامع اقتصادی و نظامی است. همچنین، روابط نظامی ایران با روسیه در زمینههای مختلفی چون تمرینات نظامی مشترک، بهوضوح نشاندهنده رویکرد واقعگرایانه تهران در برابر تهدیدات جهانی است.
اکنون سوال اصلی این است که چرا برخی از مدعیان در جهان در برابر این واقعیتها سکوت کرده و به سادگی از کنار آنها عبور میکنند؟ به نظر میرسد که این سکوت ناشی از ناتوانی در درک عمق واقعیتهای سیاسی و نظامی دنیا است. این ناتوانی میتواند به دلیل تعهد به ایدههای رمانتیک و نظریههای ایدهگرایانه باشد که به جای بررسی واقعیتها بر اساس قدرت و منافع ملی، به تفسیرهای احساسی و آرمانخواهانه از سیاست خارجی میپردازند.
در پایان، میتوان گفت که واقعگرایی و رمانتیسم دو رویکرد اساسی در سیاست خارجی هستند که هر یک به نوبه خود تأثیرات عمیقی بر روابط بینالملل دارند. در شرایط کنونی، توجه به واقعیتها و اتخاذ رویکردی مبتنی بر واقعگرایی، به ویژه در مواجهه با چالشها و تهدیدات جهانی، ضروری به نظر میرسد. در این دنیای پیچیده و پرتنش، سیاستمداران و تحلیلگران بایستی به جای غفلت از واقعیتها، توانایی خود را در درک و تحلیل شرایط بالفعل برجستهتر کنند.
