واردیِ رایگان، خرید تابستانی که منچستریونایتد باید انجام دهد!

واردیِ رایگان، خرید تابستانی که منچستریونایتد باید انجام دهد!

فهرست محتوا

آیا جیمی واردی می‌تواند مشکل خط حمله منچستریونایتد را حل کند؟

شاید با شنیدن این ایده خنده‌تان بگیرد، اما منچستریونایتد باید جیمی واردی را به خدمت بگیرد. بله، درست شنیدید!

حتی همکارانم در F365 هم وقتی این پیشنهاد را با آن‌ها در میان گذاشتم، با تعجب و نگرانی به من نگاه کردند. اما من پس از بررسی‌های بیشتر، بر حرفم پافشاری می‌کنم: یونایتد واقعاً باید به سراغ واردی برود.

واردی یک گلزن بالفطره، یک مهاجم فرصت‌طلب و یک برنده لیگ برتر است که به صورت رایگان در دسترس است. او می‌تواند تعداد قهرمانان لیگ برتری حاضر در رختکن اولدترافورد را به… یک نفر افزایش دهد! واردی می‌تواند یک دارایی ارزشمند برای روبن آموریم باشد و او را در گروه بسیار خاصی از بازیکنان منچستریونایتد قرار دهد.

البته من از یک نکته مهم غافل نیستم: واردی پا به سن گذاشته است. سی و هشت ساله. که در دنیای فوتبال، سنی بسیار بالا محسوب می‌شود.

جیمی واردی؛ تجربه‌ای که منچستر یونایتد به آن نیاز دارد

اما واردی به اندازه کهنه‌سربازان هم‌سن و سالش، بازی نکرده است. دوران حرفه‌ای واردی از ۲۴ سالگی آغاز شد. او در ۲۵ سالگی وارد لیگ فوتبال شد. بیشتر هم‌نسلان او بین ۳۲ تا ۳۴ سالگی به ۱۴ سال سابقه بازی حرفه‌ای می‌رسند.

یونایتد مطلقاً به واردی برای آینده نیازی ندارد. هزینه‌های دستمزد او جبران نخواهد شد و ارزش فروش مجدد هم نخواهد داشت. اما جذب این مهاجم سابق تیم ملی انگلیس می‌تواند به عنوان سرمایه‌گذاری در مهاجمان جوان‌تری دیده شود که به وضوح به جرقه و راهنمایی که واردی می‌تواند ارائه دهد، نیاز دارند.

واردی؛ فراتر از یک مربی

اما واردی فراتر از یک مربی، هنوز هم می‌تواند نشان دهد که چگونه باید کارها را انجام داد. او در یک تیم لستر واقعاً بد، بیشتر از هر بازیکن یونایتد در فصل گذشته گل‌های لیگ برتری به ثمر رساند و در ۳۵ بازی، بیشتر از همه بازیکنان غیر از دو بازیکن از تیم آموریم، در زمین حضور داشت.

در حال حاضر، آموریم تنها یک مهاجم نوک در اختیار دارد: راسموس هویلوند. و اگر کسی نصف مبلغی را که در سال ۲۰۲۳ برای او پرداخت کرده‌اند، پیشنهاد دهد، بدون تردید او را می‌فروشند. احتمال وقوع این اتفاق به اندازه آمار گلزنی این بازیکن دانمارکی در فصل گذشته کم به نظر می‌رسد. اما اگر آن‌ها به او کمک کنند، هم از نظر پاس گل و هم از نظر یک جانشین، ممکن است کارها درست شوند.

این موضوع به ویژه از آن جهت اهمیت دارد که لیام دلاپ ترجیح داد که چلسی – چلسی تاد بوهلی – برای پیشرفت او مناسب‌تر است. حتی اگر دلاپ متقاعد شده بود که به یونایتد بپیوندد، باز هم به یک مهاجم باتجربه‌تر نیاز داشتند، زیرا در حال حاضر هیچ مهاجمی ندارند.

گزینه‌های دیگر منچستر یونایتد در خط حمله

آن‌ها ممکن است برایان امبئومو را به خدمت بگیرند. و بسیاری انتظار دارند که این یک خرید هوشمندانه باشد. اما آن‌ها در امبئومو چه چیزی را به دست خواهند آورد؟ قطعاً یک مهاجم تمام‌عیار نیست. بخش عمده‌ای از جذابیت این بازیکن کامرونی، توانایی بازی در سراسر خط حمله است. او در فصل گذشته ۲۰ گل به ثمر رساند، که بسیاری از آن‌ها در حالی به ثمر رسید که از سمت راست برنتفورد به داخل محوطه جریمه حرکت می‌کرد و به نظر می‌رسد آموریم امبئومو را بیشتر به عنوان یک شماره ۱۰ در نظر دارد.

با توجه به اینکه ماتئوس کونیا از قبل منتظر استقبال از امبئومو است، اگر یونایتد دست از آزار و اذیت برنتفورد بردارد و بتواند به یک توافق دست یابد، یونایتد به طور ناگهانی گزینه‌های خلاقانه‌ای فراتر از برونو فرناندز خواهد داشت، بازیکنی که می‌تواند در نقش عمیق‌تری که آموریم در بیشتر فصل گذشته برای کاپیتان خود می‌پسندید، به کار گرفته شود.

اما این همه خلاقیت بدون کسی که بتواند ضربه نهایی را وارد کند، چه فایده‌ای دارد؟ اگر یونایتد به نحوی بتواند پولی را برای خرید یک شماره ۹ اثبات شده جمع‌آوری کند – نه یک ۹.۵ دیگر – باز هم عمق خط حمله آن‌ها بسیار کم خواهد بود، حتی با در نظر گرفتن حجم کاری سبک‌تر بدون حضور در رقابت‌های اروپایی.

یونایتد از جذب مهاجمان کهنه‌کار ترسی نداشته است. زلاتان ابراهیموویچ ۳۵ ساله بود. هنریک لارسن ۳۴ ساله بود. هر دوی آن‌ها در اولدترافورد به موفقیت‌های بزرگی دست یافتند، هم به خاطر تأثیرشان در رختکن و هم به خاطر تأثیرشان در محوطه جریمه.

واردی می‌تواند تأثیر مشابهی داشته باشد. او اصرار دارد که پس از ترک لستر به دنبال استراحت نیست و رود فن نیستلروی توصیه‌ای درخشان ارائه داده است: «او یکی از صریح‌ترین و صادق‌ترین افرادی است که ملاقات کرده‌ام… مدیریت او سخت نیست.»

واردی مانند زلاتان برای ژوزه مورینیو و لارسن برای فرگی، می‌تواند یک رهبر برای آموریم باشد، مدیری که شخصیت‌های کمی برای تکیه کردن دارد، و یک تهدید گلزنی در جایی که در حال حاضر تقریباً هیچ تهدیدی وجود ندارد.

شاید این ایده آنقدرها هم احمقانه نباشد…

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *