در سالهای اخیر، مذاکرات هستهای ایران همواره یکی از موضوعات جنجالی و مورد بحث در سطح داخلی و بینالمللی بوده است. با نگاهی به تاریخ این مذاکرات، مطمئناً نمیتوان از نکات و جزئیات مهم آن چشمپوشی کرد. در این راستا، حسن روحانی، رئیسجمهور پیشین ایران، در بازگویی ناگفتههای مذاکرات هستهای دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، به مسائلی پرداخته است که میتواند درک عمیقتری از وضعیت سیاسی آن زمان را به ما ارائه دهد.
روحانی در گفتگوهای خود به یکی از مراحل حساس مذاکرات هستهای اشاره کرده و خاطرنشان میکند که یکی از عواملی که سبب شد تا ایران در مسیر مذاکره حرکت کند، تهدیدات و فشارهای بینالمللی به ویژه از سوی ایالات متحده آمریکا بود. این تهدیدات به حدی جدی بود که بسیاری از مقامات ایرانی به این نتیجه رسیدند که باید وارد گفتوگو با قدرتهای جهانی شوند تا زمینهای برای کاهش تنشها و حل مسائل فراهم گردد.
او در ادامه به سابقه تصمیمگیریهای رئیسجمهور وقت ایالات متحده، جورج بوش پسر، نیز اشاره کرد. به گفته روحانی، بوش پسر در دوران حکومت خود، در مواجهه با پرونده هستهای ایران، گزینه نظامی را مورد بررسی قرار داده بود. روحانی توضیح داد که گمانهزنیهایی وجود داشت مبنی بر اینکه آیا ایالات متحده واقعاً تصمیم به ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل دارد یا خیر. این موضوع به قدری جدی بود که بسیاری از تحلیلگران بر این باور بودند که چنین تصمیماتی میتوانند زمینهساز یک جنگ جدید در خاورمیانه شوند.
این نکته برای ایران بسیار حائز اهمیت بود، زیرا در آن زمان کشور در شرایطی به سر میبرد که از یک سو نیاز به حفظ تمامیت ارضی و استقلال خود داشت و از سوی دیگر تحت فشار شدید بینالمللی قرار گرفته بود. روحانی با یادآوری آن روزها، خاطرنشان کرد که مذاکرات جهانی درباره هستهای ایران، به ویژه مذاکراتی که در سعدآباد پیگیری میشد، فرصتی برای کشور فراهم آورد تا به رایزنیهای دیپلماتیک پرداخته و از میزان تنشها بکاهد.
به عنوان یکی از نقاط عطف این مذاکرات، میتوان به نشستهایی که در «سعدآباد» در حومه تهران برگزار شد، اشاره کرد. این مذاکرات محلی بود که نمایندگان ایران، شامل شخص حسن روحانی، به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی وقت، و نمایندگان گروه 1+5 (آلمان و پنج کشور دائمی شورای امنیت) دور هم جمع شدند و درباره برنامه هستهای ایران به رایزنی پرداختند.
روحانی همچنین به این نکته اشاره کرد که باوجود تمام چالشهای پیشرو، ایران با اراده قوی به این مذاکرات پرداخت و به نوعی نشاندهنده عزم ملی برای مقابله با تهدیدات خارجی بود. وی گفت که در آن زمان، نظام تصمیم به این گرفت که با دیپلماسی بتواند مسائل خود را حل کرده و از تقابل نظامی پرهیز کند.
این مکالمات و تصمیمات، به نوعی نشاندهنده یک تحول در سیاستهای خارجی ایران بود. پیام این مذاکرات به جهانیان این بود که ایران خواهان صلح و دیالوگ است و هیچگاه در پی افزایش تنش و درگیری نمیباشد.
اگرچه هنوز هم ابرهای تیره دغدغه مذاکرات هستهای بر فراز آسمان ایران و آمریکا وجود دارد، ولی گفتههای روحانی نشان میدهد که ایران با درک شرایط جهانی و کشف راههای دیپلماتیک توانست از بحرانها عبور کند و در عین حال به دنبال حفظ منافع خود باشد.
در نهایت، ناگفتههای روحانی درباره مذاکرات سعدآباد در واقع به عنوان یک زنگ خطر برای تحلیلگران و محققین این حوزه میتواند عمل کند، زیرا درک درست از تاریخ به ما کمک میکند تا برای آیندهای بهتر برنامهریزی کنیم و از گذشته درس بیاموزیم.
