موسیقی، کلید گنجینه احساسات شما: مغز چگونه با هر نت دگرگون می‌شود؟

موسیقی، کلید گنجینه احساسات شما: مغز چگونه با هر نت دگرگون می‌شود؟

فهرست محتوا

موسیقی، کلید گنجینه احساسات شما: مغز چگونه با هر نت دگرگون می‌شود؟

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا یک قطعه موسیقی می‌تواند شما را به اوج شادی ببرد و قطعه‌ای دیگر اشک‌هایتان را جاری کند؟ و مهم‌تر از آن، چه اتفاقی در مغز شما می‌افتد وقتی احساساتتان با هر نت تغییر می‌کند؟ تحقیقات جدید، پرده از این راز برداشته و نشان می‌دهد که موسیقی نه تنها یک هنر لذت‌بخش، بلکه ابزاری قدرتمند برای درک و درمان اختلالات خلقی است.

این مقاله به بررسی یافته‌های جدید در مورد چگونگی پردازش احساسات توسط مغز در هنگام گوش دادن به موسیقی می‌پردازد. اگر به دنبال درک بهتری از ارتباط بین موسیقی، احساسات و عملکرد مغز خود هستید، با ما همراه باشید.

موسیقی چگونه احساسات را در مغز ردیابی می‌کند؟

در مقاله‌ای که اخیراً در مجله eNeuro منتشر شده، متیو ساکس و همکارانش از دانشگاه کلمبیا، با استفاده از موسیقی و روشی نوین برای ارزیابی فعالیت مغز، به بررسی وابستگی احساسات به بافت و ماهیت متغیر آنها پرداخته‌اند.

آن‌ها دریافتند که پاسخ‌های احساسی در مغز به شدت به وضعیت احساسی قبلی فرد بستگی دارد. به عنوان مثال، شنیدن یک آهنگ شاد قبل از یک آهنگ غمگین، نحوه پردازش غم را در مغز تغییر می‌دهد، در مقایسه با زمانی که ابتدا یک قطعه تنش‌زا شنیده شود.

این یافته‌ها، درهای جدیدی را برای درمان اختلالات خلقی از طریق هدف قرار دادن نحوه تغییر حالات احساسی در مغز باز می‌کند.

نکات کلیدی این تحقیق:

  • اهمیت بافت: وضعیت احساسی قبلی فرد، نحوه واکنش مغز به احساسات جدید را شکل می‌دهد.
  • موسیقی به عنوان ابزار: محققان از موسیقی‌های ساخته‌شده توسط آهنگسازان برای ایجاد و ردیابی تغییرات احساسی استفاده کردند.
  • پتانسیل درمانی: این یافته‌ها می‌توانند به مداخلات درمانی برای افسردگی و اختلالات خلقی که با جمود احساسی همراه هستند، کمک کنند.

جزئیات پژوهش متیو ساکس و همکاران

پژوهشگران با همکاری آهنگسازان، قطعات موسیقی جدیدی ساختند که احساسات مختلف را در نقاط زمانی جداگانه برانگیزد. سپس، فعالیت مغزی شرکت‌کنندگان در مطالعه را هنگام گوش دادن به این قطعات موسیقی ارزیابی کردند.

ساکس و همکارانش کشف کردند که تغییرات در الگوهای فعالیت در نواحی مغزی که از پردازش صدا و شناخت اجتماعی پشتیبانی می‌کنند، نشان‌دهنده تغییرات بین احساسات مختلف ناشی از موسیقی است.

نکته قابل توجه این است که این تغییرات در الگوهای فعالیت مغزی تحت تأثیر وضعیت احساسی قبلی قرار داشت. به عنوان مثال، اگر فردی قبل از گوش دادن به یک قطعه غمگین، یک قطعه شاد موسیقی گوش دهد، مغز او نسبت به زمانی که قبلاً یک قطعه موسیقی تنش‌زا گوش داده است، واکنش متفاوتی به قطعه غمگین نشان می‌دهد.

محققان همچنین دریافتند زمانی که احساس قبلی مشابه با احساس جدید ناشی از موسیقی باشد، انتقال احساسی در مغز زودتر رخ می‌دهد.

این یافته‌ها نشان می‌دهد که رابطه بین فعالیت عصبی و پاسخ‌های احساسی ممکن است به بافت وضعیت احساسی قبلی فرد بستگی داشته باشد.

ساکس با ابراز هیجان در مورد پتانسیل درمانی این کار می‌گوید: «ما می‌دانیم که افرادی که از اختلالات خلقی یا افسردگی رنج می‌برند، اغلب جمود احساسی را نشان می‌دهند، به این معنی که اساساً در یک حالت احساسی گیر می‌کنند.»

او ادامه می‌دهد: «این مطالعه نشان می‌دهد که شاید بتوانیم فردی را که به افسردگی مبتلا است، به عنوان مثال، در نظر بگیریم و از رویکردی که توسعه داده‌ایم برای شناسایی نشانگرهای عصبی برای جمود احساسی که آنها را در یک حالت بسیار منفی نگه می‌دارد، استفاده کنیم.»

 

احساسات در مغز پویا و وابسته به بافت هستند: استفاده از موسیقی برای اندازه‌گیری تغییرات عاطفی

توانایی ما در تغییر از یک احساس به احساس دیگر به ما این امکان را می‌دهد که رفتارهای خود را با یک محیط دائماً در حال تغییر و اغلب نامشخص تطبیق دهیم.

اگرچه مطالعات قبلی مناطق قشری و زیر قشری درگیر در پاسخ‌های عاطفی را شناسایی کرده‌اند، اما هیچ‌کدام نشان نداده‌اند که چگونه این مناطق تغییرات بین حالات احساسی مختلف را ردیابی و نشان می‌دهند و یا چگونه چنین پاسخ‌هایی بر اساس بافت احساسی اخیر تعدیل می‌شوند.

برای بررسی این موضوع، ما قطعات موسیقی جدیدی را سفارش دادیم که به طور سیستماتیک شرکت‌کنندگان (N = 39، 20 مرد و 19 زن) را در طول fMRI از طریق حالات احساسی مختلف جابجا کند و بافت احساسی را که شرکت‌کنندگان مختلف یک موتیف موسیقی را می‌شنیدند، دستکاری کند.

با استفاده از ترکیبی از روش‌های داده‌محور (مدل‌سازی پنهان مارکوف) و روش‌های فرضیه‌محور، تأیید کردیم که الگوهای فضازمان فعال‌سازی در امتداد محور گیجگاهی-آهیانه‌ای نشان‌دهنده تغییرات بین احساسات ناشی از موسیقی است.

ما دریافتیم که امضاهای فضایی و زمانی این الگوهای پاسخ عصبی، و همچنین رتبه‌بندی‌های احساسی خود گزارش شده، به بافت احساسی که موسیقی در آن شنیده می‌شد، حساس بودند.

به طور خاص، تغییرات حالت مغز مرتبط با تغییرات احساسی زمانی زودتر رخ داد که حالت عاطفی قبلی از ارزش مشابهی با حالت عاطفی فعلی برخوردار بود.

یافته‌ها نشان می‌دهد که تغییرات احساسی یک سیگنال اساسی است که لوب گیجگاهی-آهیانه‌ای تجربیات مداوم ما را تقسیم می‌کند، و نقش آن را در پیوند دادن تغییرات در سیگنال‌های شنوایی خارجی با پاسخ‌های احساسی پویا و وابسته به بافت ما بیشتر روشن می‌کند.

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *