قتل چهار دانشجو توسط برایان کوبرگر: تحلیل روانشناختی یک جنایت بیهدف در دانشگاه آیداهو
چرا انگیزه قتل چهار دانشجو در آیداهو همچنان یک راز باقی مانده است؟
جامعه جرمشناسی واقعنگر در تلاش برای درک انگیزه پشت قتل چهار دانشجوی دانشگاه آیداهو در سال 2023، حدسیات گستردهای مطرح کرده است. اگرچه متهم اخیراً به این کشتار اعتراف کرده و محکوم شده، اما هرگز انگیزه خود را فاش نکرده است. همانطور که ضربالمثلی میگوید: “طبیعت از خلأ متنفر است.” این مسئله بهویژه زمانی مصداق دارد که با موج خشونتی غیرقابلتوضیح و به ظاهر بیمعنا مواجه هستیم که چهار زندگی جوان را نابود کرده است.
حدسیات بیاساس در جامعه جرمشناسی
وبلاگنویسان حوزه جنایات واقعی با تلاشهای صادقانه اما به نظر من نابجا، سعی در پر کردن این خلأ و بیان نیات و محرکهای احتمالی اقدامات مرگبار کوبرگر داشتهاند. این حدسیات بیبندوبار و تقریباً کاملاً بدون پایه و اساس واقعی بوده است. به عنوان مثال، برخی وبلاگنویسان ادعا کردهاند که کوبرگر شیفته پورنوگرافی بوده و این مسئله به نوعی او را به کشتن دانشجویان سوق داده است. اما تحقیقات نشان میدهد که بسیاری از مردان و بهطور فزایندهای زنان، علاقهمند به پورنوگرافی هستند و برخی حتی دچار اشتغال ذهنی وسواسی در این زمینه هستند. اما چنین تخیلات وسواسی منجر به قتل عمدی نمیشود.
تحلیل عوامل روانی-اجتماعی
برخی دیگر حدس زدهاند که کوبرگر فردی منزوی و گوشهگیر با مهارتهای اجتماعی محدود بوده است. این ممکن است درست باشد، حتی محتمل به نظر برسد، اما هیچ مبنایی برای درک اینکه چرا او این اعمال وحشیانه را مرتکب شده است، ارائه نمیدهد. همیشه باید نرخ پایه یا فراوانی یک رفتار در بین اعضای یک گروه مشخص را در نظر گرفت. به عنوان مثال، چند درصد از مردان منزوی و فاقد مهارتهای اجتماعی به طور تصادفی مرتکب قتل دستهجمعی میشوند؟ این عدد بسیار ناچیز است، بنابراین به عنوان یک عامل خطر برای چنین جرمی رد میشود.
آیا کوبرگر عضو جامعه اینسل بود؟
آیا کوبرگر عضو جامعه رسانهای اینسل بود؟ آیا انفجار مرگبار او نتیجه ناکامی جنسی بود؟ شاید او در خشم زنستیزانه منفجر شده بود؟ باز هم، پلیس هیچ مدرکی پیدا نکرد که نشان دهد او از resentment مزمن و تحقیر نسبت به زنان برخوردار بوده است. و این واقعیت که یکی از قربانیان مرد بود چه؟
ادعای ارتباط با یکی از قربانیان
حدس زده شد که کوبرگر به یکی از قربانیان وسواس داشته و در اینستاگرام با او تماس گرفته است. این ادعای نادرستی بود که توسط خانواده مضطرب او مطرح شد، زیرا مقامات هیچ مدرکی در این زمینه پیدا نکردهاند.
یافتههای تحقیقات پلیس
پس از تحقیقات گسترده پلیس و دادستانها، هیچ انگیزه قطعی شناسایی نشد و هیچ مدرکی دال بر ارتباط شخصی بین کوبرگر و هر یک از قربانیان یافت نشد. سابقه شخصی او شامل هیچ یک از عوامل خطر اصلی مانند خشونت قبلی، اختلال شدید روانی یا فعالیت جنایی قبلی که میتوانست نشاندهنده شرارت مرگبار بالقوه باشد، نبود. پلیس هیچ مدرکی مبنی بر وجود عنصر جنسی در قتلها پیدا نکرد.
تحصیلات و علایق کوبرگر
کوبرگر دانشجوی دکترای جرمشناسی با علاقه ویژه به قتلهای زنجیرهای بود. برخی حدس زدند که علاقه او به قاتلان زنجیرهای نشاندهنده عطش از پیش موجود برای کشتن بوده است. به طور متناوب، ممکن است او با قرار گرفتن در معرض ذهنهای آشفته کسانی که مطالعه میکرد، فریفته و آلوده شده باشد. باز هم، همه اینها حدسیات جالبی هستند، اما اساساً بیمعنی هستند زیرا هیچ مدرکی برای حمایت از این نظریهها وجود ندارد. همیشه به نرخ پایه فکر کنید! چند محقق که قتلهای زنجیرهای را مطالعه میکنند مرتکب قتل دستهجمعی شدهاند؟
تردید در ارائه تحلیل بدون مدرک
با اطلاعات بسیار کم درباره پرونده و حدسیات بیاساس فراوان، من مردد هستم که سهم خود را به هزارتوی گیجکننده حدسیات درباره آقای کوبرگر و انگیزههای او برای چنین خشونتی اضافه کنم. بسیاری در جامعه جرمشناسی واقعنگر این کار را انجام دادهاند و بسیار دور از واقعیت بودهاند. حتی نگرانکنندهتر این که برخی افراد بیگناه مرتبط با پرونده مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند و برخی به ناحتمت به عنوان مظنون مورد حدس و گمان قرار گرفتهاند.
نیاز ذاتی به توضیح منطقی
این نظریهپردازی بیپایان درباره آقای کوبرگر ناشی از تمایل قابلفهم برای توسعه یک توضیح منطقی برای چنین خشونت ناهنجاری است. آنچه پروندههایی مانند این را بسیار گیجکننده میکند این است که وقتی یک عمل خشونتآمیز و ناهنجار توسط کسی بدون هیچ دلیل ظاهری انجام میشود، معمولاً یک منطق درونی خاصگرایانه در کار است. یک دلیل عینی برای این عمل به راحتی از طریق بررسی رویدادهای خارجی قابل شناسایی یا درک نیست.
تجربه یک روانشناس جنایی
به عنوان یک روانشناس جنایی، هزاران متهم را ارزیابی کردهام که برخی از آنها مرتکب اعمال خشونتآمیز وحشیانه شدهاند. از سوی دیگر، به عنوان یک روانکاو در مطب خصوصی، به بسیاری از بیماران گوش دادهام که هرگز مرتکب عمل خشونتآمیز نشدهاند، اما افکار و تکانههای خشونتآمیز، حتی قاتلانه داشتهاند. چه انگیزهها و عوامل روانشناختی تعیینکنندهای کوبرگر را به گروه اول سوق داد؟
فرضیه اختلال شخصیت
بر اساس تجربه من به عنوان هم یک ارزیاب جنایی و هم روانکاو، گمان میکنم که با توجه به خشونت از پیش برنامهریزی شده قتلها، آقای کوبرگر دچار اختلال شخصیت بوده و توسط یک زندگی خیالی درونی که خشونتآمیز و به مدت طولانی به طور خصوصی در حال فساد بوده، هدایت میشده است. به همین دلیل است که قتلها به نظر میرسید خشم شخصی را بیان میکنند، زیرا از برخی جهات، قتلها از نظر روانی شخصی بودند. زندگی خیالی درونی او احتمالاً منشأ علاقه او به قتلهای زنجیرهای بوده است.
نیاز به بررسیهای بیشتر
با این حال، و این یک هشدار مهم است، تأیید افکار من مستلزم دسترسی مستقیم به متهم و انجام یک معاینه روانشناختی عمیق است. به طور متناوب، بررسی دقیق شواهد موجود، همراه با مصاحبههای بالینی با خانواده، دوستان و دیگران، میتواند بسیار مؤثر باشد. من این نوع تحلیل را در سه قسمت از مستند “Plan to Kill” انجام دادهام که مجموعهای درباره متهمانی است که سابقه جنایی یا روانپزشکی و هیچ سابقه قبلی خشونت نداشتند، اما مرتکب اعمال خشونتآمیز از پیش برنامهریزی شده فوقالعاده خشونتآمیز شدند.
نقش تاریخچه رشد کوبرگر
تاریخچه رشد برایان کوبرگر با ابعاد خانوادگی، اجتماعی و بیولوژیکی آن، تجربه زیسته او، زندگی عاطفی درونی و جهان خیالی او را شکل داده است. دسترسی به اطلاعات روانشناختی شخصی و خاصشده که در بالا توضیح دادم میتواند منجر به درک انگیزههای او، از جمله تمایلاتی که خشونت به ظاهر غیرقابلتوضیح او را هدایت کرده است، شود.
