“قانون آرتتا”: ترفندی برای جلب توجه به جام باشگاههای جهان یا درسی برای آرسنال؟
آیا راهی وجود دارد که بتوان علاقه به جام باشگاههای جهان را در میان لیگ برتریها، به ویژه سه تیم بزرگ انگلیسی، افزایش داد؟ ظاهراً بله! با جعل یک “قانون آرتتا”ی جدید و بحثبرانگیز.
“قانون آرتتا”؛ یک اصطلاح بیمعنی
در حالی که هیجان برای جام باشگاههای جهان رو به افزایش است (شاید فیفا برای حضور تماشاگران پول هم پرداخت کند)، جالب خواهد بود که ببینیم پوشش رسانهای این رقابتها چگونه خواهد بود. آیا این رقابتها جدی گرفته میشوند یا به عنوان یک تورنمنت عجیب و غریب پیش و پس از فصل تلقی میشوند؟
سوال اصلی این است: چگونه میتوان آرسنال، لیورپول و منچستریونایتد را، با بزرگترین پایگاههای هواداری، به این رقابتها کشاند، در حالی که در آن شرکت نمیکنند؟
روزنامه سان راهی پیدا کرده است. مارتین لیپتون هشت تغییر قانونی را که در جام باشگاههای جهان اعمال میشود، بررسی میکند که یکی از آنها به شرح زیر است:
“به اصطلاح “قانون آرتتا”، به این معنی که اگر مربیان یا بازیکنان تعویضی قبل از بیرون رفتن توپ به طور تصادفی به آن دست بزنند، هیچ مجازات دیگری غیر از یک ضربه آزاد غیرمستقیم در نظر گرفته نمیشود و این قانون برای اولین بار اجرا خواهد شد.”
همین یک پاراگراف کافی است تا وبسایت این روزنامه یک تیتر و تصویر چشمنواز داشته باشد. باید اعتراف کرد که این موضوع واقعاً برجسته است.
تنها مشکل جزئی این است که، خب، “قانون آرتتا” فقط توسط مارتین لیپتون از روزنامه سان نامگذاری شده است و هیچ شخص، رسانه یا سازمان دیگری از این اصطلاح استفاده نمیکند. زیرا اگر IFAB یا فیفا چیزی را که بر همه مربیان، کادر فنی و بازیکنان تعویضی تأثیر میگذارد، به نام یک فرد خاص نامگذاری میکردند (فقط به این دلیل که او اخیراً در یک حادثه مرتبط دخیل بوده است)، مسلماً این کار احمقانه بود.
عجیب است که لیپتون تغییر قانون مربوط به تکرار پنالتی را در صورتی که بازیکن به طور تصادفی دو بار به توپ ضربه بزند، “قانون خولیان آلوارز” نمینامد. اما از آنجایی که این کار نمیتواند باعث ایجاد خشم در بین هواداران آرسنال شود که آمادهاند تا از یک توطئه علیه مربی خود عصبانی شوند، پس اصلاً عجیب نیست.
تحلیل تیترهای جنجالی
سایت Mediawatch دقیقاً میدانست که باید منتظر چه چیزی از این تیتر در وبسایت سان باشد…
“اشاره الیوت به اسلات در حالی که شیرهای جوان شیکپوش دفاع از عنوان قهرمانی اروپا را آغاز میکنند”
اما فروکش کردن فوری و اجتنابناپذیر موضوع، با این وجود خندهدار است. در پاراگراف اول، الیوت صرفاً “تواناییهای خود را به آرنه اسلات یادآوری کرد”. چند پاراگراف بعد، او فقط “به خواستگاران بالقوه خود نشان داد که دقیقاً چه تواناییهایی دارد”.
به نظر میرسد که هم مربی او و هم تیمهای علاقهمند کاملاً میدانند که الیوت میتواند از فاصله حدود یازده متری گلزنی کند، به خصوص اگر توسط یک خط دفاعی بینظم یارگیری نشده باشد.
فرانک باشید
نکته کلی که تام بارکلی در روزنامه سان درباره تغییر مربیگری تاتنهام به عنوان یک قمار بزرگ مطرح میکند، منصفانه و قابل درک است.
اما اینکه گفته شود توماس فرانک، “با وجود تمام کارهای شگفتانگیزی که در برنتفورد انجام داده، هیچ سابقهای در کسب افتخارات بزرگ ندارد”، واقعاً عجیب است.
این مرد برای چند فصل یک تیم معمولی بروندبی را مربیگری کرده و نزدیک به هفت سال است که مسئولیت تیم برنتفورد را بر عهده داشته است. این تمام دوران مربیگری او را شامل میشود. بدیهی است که او هیچ “سابقهای در کسب افتخارات بزرگ” ندارد.
وام گرفتن از واکر
وبسایت دیلی میرر فریاد میزند: “کایل واکر با اعتراف به تاتنهام، خطر خشم منچسترسیتی و پپ گواردیولا را به جان میخرد.” این خبر پس از آن منتشر شد که ملیپوش انگلیسی گفت “احتمالاً از یک عنوان قهرمانی لیگ برتر، نه اولین عنوان، دست میکشم تا با تاتنهام قهرمان لیگ اروپا شوم.”
آیا گفتن چنین حرفی از سوی بازیکنی که در همین فصل کاپیتان منچسترسیتی بوده، عجیب است؟ شاید. اما همچنین مهم است که روشن شود که منچسترسیتی و گواردیولا تقریباً به طور قطع الف) از حرفهای واکر اطلاعی ندارند و ب) وقتی متوجه شوند، اهمیتی نمیدهند، با توجه به اینکه اطلاع عموم این است که همه طرفها خواهان جدایی در تابستان امسال هستند و همه مانند یک نوجوان سیزده ساله با یک حساب کاربری توییتر به مسائل واکنش نشان نمیدهند.
گواردیولا ممکن است به جای اینکه “خشم” خود را برای بازیکنی که احتمالاً فکر میکند منچسترسیتی قبلاً او را فروخته است، صرف کند، مشغول جام باشگاههای جهان و درک “قانون آرتتا” باشد.
به مت خوش آمدید
این ایده که ماتئوس کونها پس از اعلام پیوستنش به منچستریونایتد یک “پیام هشت کلمهای” منتشر کرده، آشکارا پوچ است و میل آنلاین کاملاً از این موضوع آگاه بوده است.
کونیا به طور مفصل درباره حرکت رویایی خود صحبت کرده و گفته که در دوران کودکی بازیهای منچستریونایتد را از تلویزیون تماشا میکرده است. قطعاً بیشتر از هشت کلمه.
اما البته، این بازیکن برزیلی “به اینستاگرام نیز رفته است” و در آنجا، به طرز خندهداری در انتهای داستان، “پیام هشت کلمهای” شایسته تیتر قرار دارد. و این هم پیام او، با تمام شکوهش، که از خود میل آنلاین نقل شده است:
“همه چیز درباره دنبال کردن رویاهایتان است!”
ریاضیدانان تیزبین متوجه یک مشکل جزئی خواهند شد. دنبالکنندگان مشتاق کونیا ممکن است مشکل دیگری را نیز تشخیص دهند، زیرا زیرنویس در واقع “همه چیز درباره دنبال کردن رویاهای شماست!” بوده است. اما باز هم، آن ریاضیدانان تیزبین ممکن است یک مشکل جزئی در آن “پیام هشت کلمهای” مشاهده کنند.
آقای لوتار، لوتار
مطمئن نیستم که بخش مورد علاقه قطعی ما در این تیتر میل آنلاین کدام است…
“لوتار ماتئوس، اسطوره فوتبال، ۶۴ ساله، پس از پنجمین طلاقش، بارها با “دوست دختر” جدید ۲۶ سالهاش عکس گرفته است”
اما میتواند “دوست دختر” در علامت نقل قول باشد، با وجود اینکه آنها از کسی نقل قول نکردهاند. یا حروف بزرگ فریادگونه در انتها. یا شاید – و بله، واقعاً همینطور است – این عبارت “بارها با او عکس گرفته شده است” برای توصیف سه مورد دیده شدن یک زوج احتمالی با یکدیگر باشد.
روزنامهنگاری زرد در تلگراف
“باشگاه فوتبالی که هوادار برابری جنسیتی بود، در حال ورشکستگی است”
خوشحالی از اینکه باشگاه لوس اف سی، اولین باشگاهی که پرداخت برابر را برای تیمهای مردان و زنان خود اعلام کرد، با خطر ورشکستگی مالی روبرو است، به سختی پنهان شده است. جای تعجب است که آنها الیور براون را برای این جشن به بیرون نیاوردهاند.
