عجیبترین کشف مریخ: آیا ناسا یک “مربع اسرارآمیز” در سیاره سرخ پیدا کرده است؟
تصویری که اخیراً از مریخ منتشر شده، دوباره کنجکاوی عمومی را نسبت به این سیاره سرخرنگ برانگیخته است. اما ماجرا چیست و چرا این تصویر تا این حد مورد توجه قرار گرفته است؟
به تازگی تصویری که توسط مدارگرد جهانی مریخ ناسا (NASA’s Mars Global Surveyor) گرفته شده، بار دیگر آتش اشتیاق برای بررسی سیاره سرخ را در دلها زنده کرده است. این عکس که یک ساختار شبیه به مربع را بر سطح مریخ نشان میدهد، پس از جلب توجه در وبسایت Reddit و به اشتراک گذاشته شدن توسط جو روگان (Joe Rogan) و ایلان ماسک (Elon Musk) در پلتفرم رسانههای اجتماعی X، به سرعت در فضای مجازی پخش شد.
ساختار مربعی وایرالشده: مدارگرد دقیقا چه چیزی دیده است؟
این ساختار مورد بحث توسط دوربین مدارگرد مریخ (MOC) بر روی فضاپیمای مدارگرد جهانی مریخ که از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۵ (1997 تا 2006 میلادی) فعالیت میکرد، عکسبرداری شده است. این عارضه در تصویر E1000462 قابل مشاهده است و مساحتی در حدود ۳ کیلومتر (۱.۹ مایل) را پوشش میدهد. در نگاه اول، این تصویر شبیه به یک ساختار مربعی یا مستطیلی است و به دلیل شکل هندسیاش، غیرطبیعی به نظر میرسد. به احتمال زیاد همین تصور باعث شده تا این تصویر به طور گستردهای مورد توجه قرار گیرد، به خصوص در میان افرادی که از قبل به دنبال یافتن نشانههای مصنوعی در مریخ بودهاند.
با بررسی دقیقتر، از رمز و راز این ساختار مربعی کاسته میشود. به نظر میرسد “اضلاع” آن خطوط پیوسته نیستند، بلکه نتیجه شکستگیهای طبیعی، تاثیرات سایه و الگوهای فرسایش سطحی هستند که مغز ما آنها را به صورت اشکال هندسی آشنا تفسیر میکند. این خطای دید – دیدن اشکال یا ساختارهایی که شبیه به اشیاء آشنا هستند – به عنوان پاریدولیا (pareidolia) شناخته میشود، یک پدیده روانشناختی که به خوبی در تصویربرداری سیارهای مستند شده است.
نکته جالب در مورد این مورد، سرعت انتشار آن است، به ویژه پس از آنکه در زیرمجموعه “بیگانگان” (Aliens) وبسایت Reddit برجسته شد. پس از آنکه شخصیتهای مشهوری مانند ماسک و روگان این تصویر را بازنشر کردند، فراتر از انجمنهای علمی معمول گسترش یافت و وارد حوزه شبهعلم ویروسی و گمانهزنیهای گسترده شد.
پاریدولیا و مغز انسان که به دنبال الگوها میگردد
دانشمندان و روانشناسان مدتهاست که از تمایل ما به یافتن الگوها در جاهایی که وجود ندارند، آگاه هستند. این ویژگی تکاملی به انسانها کمک کرده است تا با شناسایی سریع تهدیدها، مانند شبح یک شکارچی پنهان در بوتهها یا سایهها، زنده بمانند. اما در محیطهایی مانند سطح بایر مریخ، همین ویژگی باعث میشود تا ما چهرهها، ساختارها و نمادها را در میان تشکیلات سنگی تصادفی ببینیم.
همانطور که کارل سیگن (Carl Sagan) در کتاب «دنیای تسخیرشده توسط شیاطین» (The Demon-Haunted World) توضیح میدهد، سیستم تشخیص الگوی ما یک مکانیسم قدرتمند برای بقا است، اما مستعد مثبت کاذب است. ما از نظر زیستی طوری برنامهریزی شدهایم که تهدیدها را بیشتر از حد معمول تشخیص دهیم – حتی اگر به این معنی باشد که یک توده سنگ را با یک شیر اشتباه بگیریم، یا در این مورد، یک توده مربعی از غبار مریخی را با بقایای یک تمدن بیگانه اشتباه بگیریم.
همین پدیده در تصاویر ویروسی دیگری از مریخ نیز مشاهده شده است، از جمله “چهره مریخ” بدنام (که توسط وایکینگ ۱ در سال ۱۳۵۵ (1976 میلادی) گرفته شد)، و مجموعهای از سنگهای عجیب و غریب که از “آووکادو” تا “استخوان” نامگذاری شدهاند. در هر مورد، تجزیه و تحلیل بیشتر و تصویربرداری با وضوح بالا، توضیحات زمینشناسی طبیعی را آشکار کرد.
توضیحات زمینشناسی: تشکیلات طبیعی اما شگفتانگیز
زمین نمونههای مشابه بسیاری برای اشکال هندسی غیرمعمول دارد که کاملاً طبیعی هستند. یکی از شناختهشدهترین نمونهها، Giant’s Causeway در ایرلند شمالی است – میدانی از ستونهای بازالتی ششضلعی تقریباً بینقص که توسط فعالیتهای آتشفشانی باستانی ایجاد شده است. در سیاره زحل، قطب شمال سیاره به طور مشهوری میزبان یک جریان جت ششضلعی است، یک ساختار طبیعی دیگر با هندسه بسیار خاص.
مریخ از نظر زمینشناسی پیچیده است و تحت تأثیر جریانهای آتشفشانی باستانی، فرآیندهای رسوبی و فرسایش شدید بادی شکل گرفته است. این نیروها میتوانند لبههای تیز، خطوط مستقیم و تشکیلات زاویهدار ایجاد کنند – به ویژه در رسوبات رسوبی لایهبندیشده یا شکستگیهای تکتونیکی. به گفته دانشمندان سیارهشناسی، آنچه دوربین مدارگرد مریخ ثبت کرده است، به احتمال زیاد نتیجه این فرآیندهای زمینشناسی طبیعی است، نه بقایای معماری یک تمدن مریخی.
توهم یک مربع با وضوح تصویر، کنتراست و سایهاندازی بیشتر تقویت میشود. با توجه به زاویه نور خورشید و وضوح پایین عکس (با استانداردهای امروزی)، برای مغز انسان آسان است که نقاط پراکنده را به یک کل هندسی متصل کند.
پژواکهای جنجال کانالهای مریخی
شیفتگی به ساختارهای مصنوعی در مریخ ریشههای تاریخی عمیقی دارد. در اواخر قرن نوزدهم میلادی، ستارهشناس ایتالیایی، جیووانی شیاپارلی (Giovanni Schiaparelli)، آنچه را که باور داشت “کانالی (canali)” (واژه ایتالیایی برای کانالها) بر سطح مریخ است، مشاهده کرد. مشاهدات او به اشتباه به عنوان “کانال” تفسیر شد – که به معنای ساخت مصنوعی بود. ستارهشناس آمریکایی، پرویسیوال لوول (Percival Lowell)، سپس این ایده را گسترش داد، نقشههای دقیقی منتشر کرد و با اشتیاق استدلال کرد که این کانالها توسط مریخیهای باهوش ساخته شدهاند.
نظریههای لوول تخیل عمومی را تسخیر کرد، اما در نهایت با تلسکوپهای بهتر و بعداً، کاوشگرهای فضایی رد شد. با این حال، افسانه یک تمدن مریخی که زمانی شکوفا بود، با کنجکاوی علمی و داستانسرایی فرهنگی زنده مانده است. وسواس کنونی با “ساختار مربعی” پژواکی از این میراث است – یک ادامه مدرن از اشتیاق ما برای یافتن نشانههایی از زندگی، یا هوش، فراتر از زمین.
چرا دقت علمی هنوز در کشفیات وایرالشده اهمیت دارد؟
در حالی که این قسمتهای وایرالشده هیجان عمومی را برمیانگیزند و تعامل با اکتشافات فضایی را افزایش میدهند، بر اهمیت احتیاط علمی نیز تاکید میکنند. یک تصویر واحد، مهم نیست چقدر قانعکننده باشد، هرگز برای نتیجهگیری در مورد حیات فرازمینی یا معماری بیگانه کافی نیست.
دانشمندانی که سطوح سیارهای را بررسی میکنند، از یک روش گام به گام برای رد کردن تمام توضیحات طبیعی قبل از پرداختن به ادعاهای خارقالعاده استفاده میکنند. همانطور که کارل سیگن به طور مشهوری گفت: «ادعاهای خارقالعاده نیاز به شواهد خارقالعاده دارند.» در مورد ساختار مربعی، توازن شواهد – از جمله زمینه زمینشناسی، وضوح تصویر و سوابق تاریخی – به منشاء طبیعی اشاره دارد.
ماموریتهای پیشرفتهتر مانند مدارگرد شناسایی مریخ (MRO) و مریخنورد Perseverance همچنان به ارائه ابزارهای تصویربرداری واضحتر و دقیقتری ادامه میدهند که به تشخیص خطاهای دیداری از ناهنجاریهای واقعی کمک میکنند.
